تبليغاتX
چند لحظه با من...

چند لحظه با من...

اگر دوست داری ، با من باش و چند لحظه ای رو با من سپری کن...

salm.

sharmande daram fingilish minevisam. farsim moshkel dare.

ye 2 roozi be sisitem dastresi nadashtam . vase takhiram sahrmande.

in oom AAPE vije nistesh . faghat ye sery smse be es'telaah' love va akse.

felan bay.

(rasti ba ghalebe moharram chetorin.bezaram ya hamin khoobe)


ina farsie chon ghablan dashtam. alan copy kardam.

 

اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام!

 


 عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

 

 

هنوز در پی جراح زبردستی می گردم که سرنوشت مرا با تو پیوند بزند

 

 

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

 

 

عشق بهترین نغمه در موسیقی زندگی است. انسان ِ بدون عشق، هرگز با همسرائی باشکوهِ بشریت ‏همنوا نخواهد شد. (روک شنایدر)

 

 

در عشق همیشه قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه قطره ای عقل“ (فردریک نیچه)‏

 

 

 

جرج آلن : اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند

 

 

سربلندی گر تو خواهی،با همه یک رنگ باش.قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است

 

 

براي کشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشيد, اين جهان, جهان تغيير است نه تقدير !

 

 

اين همه خوني که دنيا بر دل ما ميکند/جاي من هر کس باشد ترک دنيا ميکند/هر زمان گويم که فردا ترک دنيا مي کنم/چون که فردا مي رسد/امروز فردا مي کنم

 

 

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

 

 

 

يك تيكه بلور از جنس حضور يك ياس سپيد در رنگ اميد با هر چه صفاست از سوي خداست تقديم توباد

 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

 

 

دفتري که بسته شد بازش نکنيد دلي که شکسته شد نازش نکنيد ياران شما را به خدا به عشق بيوفائي نکنيد يا اين که وفا کنيد تا آخر عمر يا اين که از اول آشنائي نکنيد

 

 

اگه من وتو دو تا برگ باشيم ،هنگام خزان من زودتر از تو مي شکنم تا زماني که مي افتي در آغوش بگيرمت

 

 

زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد ! حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم ! ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ... گله اي نيست!!!

 

 

خدايا! به من رفيقی بده که با من گريه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پيدا خواهم کرد !

 

 

نگه داشتن عشق مثل نگه داشتن آب تو دسته فکر مي کني تو دستته اما وقتي دستتو باز مي کني مي بيني هيچي ازش نمونده جز خيسي خاطرات ...

 

 

 

بعد از مرگم تکه یخی به شکل صلیب روی سنگ قبرم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید آب شود و به جای یار برایم گریه کند

 

 

خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد...

 

 

عصری است غریب و آسمان دلگیر است افسوس برای دل سپردن دیر است هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت عیب از من و توست ، عشق بی تقصیر است

 

 

در این شبهای سیاه ازغم ...سپیدی عشق تو را می جویم .. اما دریغ از این پندار خام ..که در سیاهی سپیدی می جویم

 

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام....من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دلخود من به عشق پوچ توخنديده ام



زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت.حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي..جدايي سخت است نه به سختي تنهايي



در پناه حضور سبز تو ، طوفان
غم ، مرا جا مي گذارد .در کنارت ژرفاي آرامش را احساس ميکنم و بي تو سيل
بي رحم تنهايي مجالم نمي
دهد

زندگي چيزيست شبيه يک حباب ... عشق آباديه زيبايي در سراب فاصله با آرزو هاي ما چه کرد ... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد !!!

هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس
ازآه دلم به جز قلب تو خبر ندارد.من درمسير قلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست


نگاه
نکن اگه دروغ خواهي گفت به کسي سلام نکن اگر خداحافظي در پيش است . دست کسي رو نگير اگر رها خواهي کرد . به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت است




آن کس که تو را از دست داد که را يافت و آن که تو را يافت که را از دست داد



تا تواني در جهان يك رنگ باش خالي از چند رنگ باش قالي از چند رنگ بودن زير پا افتاده است...



کاش يا رب اشنايي ها نبود يا به دنبالش جدايي ها نبود يا که او با من نميشد اشنا يا مرا از او نميکردي جدا جويمش دريا به دريا کوه به کوه نقش دل کرديم رخ زيباي او




مي شناسم مرگ را بي وحشت اما قلب من مي تپد در سينه چون از عشق سرشارم هنوز شعر هايم سوخت و خاكسترش در مشت من باز مي بينم تو را معناي آثارم هنوز 



اي نگاهت نخي از مخمل وابريشم.....چندوقتي است كه به تو ميانديشم به تو اري به همان منظر دور......به همانسبز صميمي به همان باغ بلور




کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت




تو اين دنيا هر کسي
يه نيمه گمشده داره که فقط لايق همونه پس سعي نکن در ساختن پازل زندگيت تقلب کني


همه ي ما دل بزرگي داريم..خيلي بزرگ....چون گاهي دلمون به وسعت آسمون و زمين ميگيره....



حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق
شدن کشف مي شود شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد




رابطه دوستي خوب مثل رابطه دست و چشم مي مونه وقتي دستت زخمي ميشه چشمت گريه مي كنه ووقتي چشمت گريه ميكنه.....دستت گريه رو پاك ميكنه



سه چيز در زندگي هيچگاه باز
نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان.




و حالا لحظه
هاي من گرفتار سکوتي سردو سنگينند.. و چشمانم که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند نميداني چه غمگينند..



وقتي که من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده کرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد ............... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي



از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت
: سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت 




قلبم
رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره



ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست!!



بتاب خورشيد من ،
تا ميتواني بتاب بر زمين و آسمان . بدان من در سينه خورشيدي بس عظيم دارم ، بتاب خورشيدم، با تو هستم و با تو جان ميگيرم.




يک
جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط حساب دستت باشد



بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.





در دنياي واقعي عشق مي بايست ممکن باشد کسي که دوست ميدارد نياز دارد که گم شدن وباز يافتن را بلد باشد.



وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني



ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد



تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

 

 

 

سرنوشت ننوشت ، گرنوشت بد نوشت اما باور کن سرنوشت را نمی توان از سر نوشت!

 

 

 

کاش میشد با تو بودن را نوشت تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت کاش میشد روی این رنگین کمان می نوشتم تا ابد با من بمان

 

 

در زندگی بارون نباش که فکر کنن با منت داری خودتو به شیشه میکوبی ، ابر باش که منتظرت باشن که بباری!

 

 

 

شهاب یاد تو در آسمان خاطر من خط زر کشید بیا ، ز غضه تو رنگ من و رنگ شب پرید بیا

 

جان چه باشد که فدای قدم دوست کنم این متاعیست که هر بی سر و پایی دارد !

 

 

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست.

 

محبت مثل سکه میمونه که اگه بیفته تو قلک قلب نمیشه درش آورد. اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی!

 

 

 

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد

 

 

آنگاه که ........... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي کني, به خاطر بياور که ................ زيابيي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است.

 

هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه

 

براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دل تو را بشكنم؟من هم براي هزارمين بار به او دروغ گفتم : نه! هيچوقت... تا مبادا دلش بشكند

 

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

 

دلم همچون آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض چشمانم بشکند...

 

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هرنگه تو صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت...

 

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است...

 

ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست

 

 

عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است ، عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است ، عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است. عشق جازدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

 

عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدور هر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست

 

 

کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

 

اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم براه تو میمونم با دلی پر از صداقت

 

 

 

تا وقتی پیشم بمونی بارون قشنگ و نم نمه هوای رفتن که کنی مرگ گلای مریمه

 

 

 

چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فریادی پیله ات را بگشا... تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی

 

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی !! خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی !! اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی !!


یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم در برکه اشکم همه دم نقش تو دیدم این هدیه خوبیست که از آب گرفتم هرگز نتوانی که زمن دور بمانی چون در دل خود عکس تورا قاب گرفتم

 

در ذهن نیافرینمت میمیرم از شاخه اگر نچینمت میمیرم ای عادت چشم های بی حوصله ام یک روز اگر نبینمت میمیرم

 

 

رفتی سفر تنها شدم همبستر غمها شدم از درد تو ای بی وفا قطره بودم دریا شدم... ولی دوستت دارم!

 

 

گل محمدی باش تا محتاج ادکلن فرانسوی نباشی!!!

 

 

قلبمو تقدیم کردم نفهمید بی ریا ترینم واسش اشک ریختم نفهمید پر احساس ترینم واسش از خوشبختی گفتم نفهمید ساده ترینم!!

 

 

شماره کفشتو بده تا بزنم رو پیشونیم همه بدونن خاک پاتیم!!

 

 

 

زیباترین عکس ها در اطاق های تاریک ظاهر میشن پس هر وقت در قسمت تاریک زندگیت ظاهر شدی بدون که خدا می خواد زیباترین تصویر رو از تو بسازه

 

 

 

تو که در باور مهتابی عشق رنگ دریا داری فکر امروزت باش به کجا می نگری زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه را می فهمی می شود مثل نسیم بال در بال پرستو بوسه بر قلب شقایق بزنیم بدونت تنها نیست تو خدا را داری و من آرامش چشمان تو را

 

 

آرزوهاتو یه جا یاداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری دیروز آرزوشو کردی

 

 

اگه تمام خاک زمین باشی تنها مشتی از تو کافیست برای آنکه تا ابد بپرستمت!

 

 

 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود توی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف بهم می کردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود...!

 

اگه دنیا فراموشگر خاطره هاست، تو فراموش نکن آنچه بین من و توست...

 

 

پرسیدم عشق چیست؟ گفت آتش است. گفتم مگر آنرا دیده ای؟ گفت نه در آن سوخته ام!

 

 

تو با من هرجوری باشی عاشق خستگی هاتم عاشقم عاشق اشکات گنگ . گیج خنده هاتم تو همه کار و کس این عاشق بی سرزمینی مهربونی اگه حتی پای گریه هام نشینی...

 

 

 

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم از زشتی کردار دگر خسته شدیم محتاج دو پیمانه می معرفتیم

 

در دهستان اصالت های عشق میتوان شبنم فروش ساده بود میتوان روی اجاق عاطفه چای خوش طعم وفا را دم نمود

 

 

من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم تمام هستیم یک قلب پاک است که آن را زیر پایت می گذارم...

 

 

زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی بتونی بازی باخته رو ببری!

 

 

 

سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن!!

 

 

نگاهی آشنا به یاس کردم تورا در برگ نخل احساس کردم خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقی را پاس کردم!

 

 

 

دوستیت : زلال  ؛  مرامت : عسل  ؛  ظاهرت : طلا  ؛  باطنت : برف  ؛  وجودت : نعمت  ؛  داشتنت : غنیمت  ؛  ندیدنت : مصیبت  ؛  سالاری بخدا !

 




hamina. bood. age chert o pert bood sharmande.


hala chanta akse toop :






 


 







ادامه عكسا توي ادامه ي مطلب (in jomle ro copy kardam )




khob dige tamoom shod. albatte 7 ta akse dariush ham mizaram. edamash bashe vase bad.

































khodayish (نظر)  bedin. dige



to ro khodaaaaaaaaaaa.



mikham bebinam khoobe ya na.

khodahafez.
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 29 دی1386ساعت 5:6 توسط lucifer| |
سلام.

چطوريد...خوبيد.

اومدم با جك و عكس البته از نوع عاشقانه.

برو بچه هاي گلي كه نظر هم دادن دستشون طلا ، ممنون ، لطف كردين.

اميد است كه شما الگو بشين براي بقيه تا اونا هم بيان و نظر بدن.

مگه يه نظر دادن چقدر طول ميكشه.

تازه من مي خواستم بدونم چي طالبيد براتون بزارم.

حالا بگذريم. خيلي حرف زدم. برين يه چنتايي sms بخونيد.


قبل از ازدواج
 
مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم.
زن: ميخواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فكرش را هم نكن.
زن: منو دوست داري؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟
زن: منو مسافرت ميبري؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو ميزني؟
مرد: به هيچ‎ ‎وجه! من از اين آدما نيستم!
زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟
 
بعد از ازدواج
همين متن را اين دفعه از پائين به بالا

يارو به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول كلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني كه ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟!!!!!!
به غضنفر ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!!!

بچه غضنفر از پدرش مي‌پرسه: بابا، ماه نزديك‌تره يا اصفهان؟ غضنفر ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدر... ، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني ؟

به لره ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شده‌اند.

لره پولدار بچه اش رو ميبره مهد كودك لندن بهش خارجي ياد بدن ، يك سال بعد ميره سراغ
بچه اش ، نرسيده به مهد كودك بچه هاي لندني داد ميزنن (ممتقى بووت اوما)

غضنفر تلويزيون ميخره بعد كنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد

ميدوني اگر توي يك جيبت 80.000 تومان و توي يك جيبت يه چك پول باشه چه اتفاقي ميفته؟ بابات داد ميزنه! نكبت! چرا شلوار منو پوشيدي؟!

اصفهانيه سربازي ميره وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشوبا خودت برده بودي؟

يكي از عكساتو يادگاري بده ميخوام بزارم لب قندون بچه به قند دست نزنه

دعاي يك دختر مجرد: خدايا من .واسه خودم از تو هيچي نمي خوام، فقط يه داماد خوب به مادرم قسمت كن.


ترکه سوار تاکسی بوده موقعی که میخواسته پیاده بشه راننده بهش میگه: آقا ازون در پیاده شو این ور زن و بچه نشسته.
ترکه میگه نه و هی زنه رو هل میده که پیاده شه.
راننده شاکی میشه میگه: آقا ازون طرف پیاده شو.
ترکه میگه: ایلده کفشامو موقع سوار شدن اونور در آوردم !


هروقت پيشم نيستي دلم برات تنگ ميشه هروقت هم پيشم هستي دلم برات تنگ‎ ‎ميشه,اي مرده شورت رو ببرن كه بود و نبودت يكيه !


از ترکه می پرسن کراوات چیست؟ میگه: خطی است فرضی میان لوزه ها و بیضه ها

آبادانیه میگه : دیشب آبادان زلزله 11 ریشتری اومد. رفیقش میگه: پس آبادان با خاك یكی شد دیگه ؟ آبادانیه میگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن!

www.loo3.com به روز معلم از شاگردش مي پرسه 4 تا از اعضاي بدنت رو نام ببر شا گرد مي گه: معده . روده. مري . مر يم معلم مي پرسه مريم ديگه كجاست؟ شاگرد مي گه :مريم جگرمه ....!  




خب فعلا همين چنتا باشه. تا بعد.


بريم يه چنتا عكس ببينيم.






















































مي دونم كمه . شرمنده. نميدونم چه مرگش شده بود اون سايته.

من 20 تا آپلود كردم ولي بعدش ديدم نصفش ف ي ل ت ر شده بود.

اين ديگه چه جورش بود ، نمي دونم. به فاصله ي 2-3 ساعت اينجوري شد.

دفعه ي بعد جبران ميكنم.

باي باي.

نظر هم يادتون نره. (همه اين جمله رو مي نويسن ، ما هم نوشتيم )
 
 منتظر یه آپ توپ باشید.
نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 4:10 توسط lucifer| |


سلام.

چطوريد.خوبيد.

عنوان مطلب رو داريد كه ، آخره چرت و پرته

يهو به ذهنم اومد منم گذاشتمش اونجا.

ما هم وبلاگ زديم. البته جريانات داره :

يه روز در خانه نشسته بوديم ، داشتيم تخمه مي خورديم ، تيليفون زنگ زد.

تيليفون رو بر داشتيم گفتيم كيسته ، گفتش «رون شكمو» هسته.

گفتم چكار داري ، گفتش بيا يه وبلاگ بزن.

منم اومدم يكي زدم ،

تا بعدش ببينم شما چطور هستيد ، خوب هستيد ، در سلامتي كامل بسر مي بريد. هو

بگذريم.

حقيقتا نمي دونستم با چي شروع كنم

گفتم بزار از شما بپرسم (مطابق ميل مشتري ).

من همه چي دارم ، شما چي مي خواين.

جوك و اس ام اس ،

فن فيكش هاي هري پاتري دوستان ،

انواع و اقسام عكسا: عاشقانه ، از استاد داريوش ، گوگوش ، هري پاتر و ....

البته هري پاتر نميزارم.





شوخي كردم بابا ، مگه ميشه نذاشت. با هري پاتر ما زندگي مي كنيم.

ولي چون سايزش بزرگه توي 20 فايل ZIP شده ي 10 تايي ميزارم.

خب ديگه خيلي حرف زدم.

منتظر نظراتتون هستم ،

ببينم چي دوست داريد ، تا براتون بزارمش.

باي و بازم نظر يادتون نره
نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 2:59 توسط lucifer| |
اي فرزندان آدم ،

من بي نيازي هستم كه نيازمند نمي شوم

مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن تا تو را آن چنان بي نياز كنم كه نيازمندنشوي

اي فرزند آدم ،

من زنده اي هستم كه نمي ميرم ، مرا در آن چه به تو امر كرده ام اطاعت كن

 تا تو را زندگي اي بخشم كه نميري

اي فر زند آدم ،

من به هر چه مي گويم « باش » ، مي شود

مرا در آن چه به تو امر كرده ام اطاعت كن تا تو را چنان قرار دهم

كه به هر چيز بگويي « باش » ، بشود.

                                           به نقل از كتاب « بسوي خود سازي »
                                                   از استاد مصباح تبريزي.

نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 2:40 توسط lucifer| |