چند لحظه با من...
اگر دوست داری ، با من باش و چند لحظه ای رو با من سپری کن...
سخني از بزرگان : بزرگمهر :آز مایه
نگرانی و تشویش خاطر است .
فردریش نیچه :ارزش يابي هر چيز بستگي به توان خواهي آن دارد.
سولون : راز جوانی من در این است که هر روز چیز تازه ای یاد می گیریم .
لوسیا : بدست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای بدست
آوردنش تلاش نمی کنیم ، خوشبختی است .
بزرگمهر :آن کس که به آموختن کوشاتر و گوشش به دانش نیوشاتر است ، امیدوارترین
کسان است .
ارد بزرگ : گیتی در جنگ و آوردی بزرگ شناور است . اندیشه و تلاش خردمندان از سویی
و پوزخند اهرمن و دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است .
شوپنهاور : اگر ما چیزی را می خواهیم برای آن نیست که دلیلی بر آن پیدا کرده ایم
بلکه چون آن را می خواهیم برایش دلیل پیدا می کنیم.
ارد بزرگ : سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب
آدمهای پاک است .
ارد بزرگ : سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدرومادرانی که ، پیشدار
میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت می کنند .
لقمان : سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم ، هر چند آب و هوا و
زمین به رویاندن و بار آوردن دانه ها یاری نکند باز در گوشه و کنار خرمن ، سنبلها
و خوشه های معدود سر دهد و خواهد رویید .
بزرگمهر :آن که آرزوی سروری دارد باید هنر بسیار داشته باشد.
جبران خلیل جبران : هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و
دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند .
سانتایانا : آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند .
آندرومدا : بزرگی و تنها ، و آبی و در اوج . آسمانی انگار
ویلیام جییمز : ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که
موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.
بزرگمهر :آن که در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد .
لائوسته : اول اندیشه، وانگهی گفتار اگه ۲ تا بودی می ذاشتمت رو چشمام
حالا که یک دونه هستی جات همیشه تو قلبمه بدو.. بدو.. برو بالا پشت بوم ببین باد از کدوم طرف
میاد صورتتو بگیر طرفش یه بوس برات فرستادم که باد بذاره رو لپت... نگاه می کنی و من ز شوق می
میرم همیشه بهر من ای چشم خوش خبر باشی دوستت مي دارم/دوستم د اشته باش *عمق احساس مرا تو
بداني اي کاش *دوستت ميدارم از خودم بيشترت *خويش ميدانمت از هر کسي خويش ترت *تو
به من نزديکي بيشتر از هر کس *به من از من حتي به من از خون ونفس *نازکاي تن تو
مثل پيچک به تنم *\پيچدو حيرانم که تويي يا که منم آرزويم اين است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق
زياد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي، عاشق آن كه
تو را ميخواهد، و به لبخند تو از خويش رها ميگردد، و تو را دوست دارد به همان
اندازه كه دلت ميخواهد! مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينکه
پژمرده شود پس "س" را از " گل سرخ " و "م" را از گل
" مريم " و "ل" را از گل " لاله" و " ا "
را از گل "اطلسي" برميدارم و سلام را تقديمت مي كنم. حرفهایم اگرچه تکراریست جمله هایم اگرچه بی معناست تا
زمانی که با خدا هستم اسم هر گفتگوی ساده دعاست من اينك باز مي گويم كلامم را و شعرم را برايت راز مي
گويم تو اي نيلوفر زيبا تو اي تنها و بي همتا چنان در سحر زيباي كلامت مانده ام
مفتون چنان با حرف حرف شعر تو جدا گشتم از اين گردون كه ديگر هيچ حرفي جز كلام
دوستت دارم نمي دانم نمي خواهم نمي خواهم دگر اين گيتي پست دغل پرور كه دارم من تو
را ديگر به استقبال تو اين بي زبون آمد برايت هديه ايي دارد اگر چه كوچك و كم قدر
كه شايد در نظر آيد و آن جاني ست ناقابل كه در پيش تو قربان است يكي شكرانه كوچك
براي عهد و پيمان است چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم * خانه اش ویران باد
* من اگر ما نشوم تنهایم * تو اگر ما نشوی خویشتنی* ازکجا که من و تو شوری از عشق
و جنون باز بر پا نکنیم* از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم * من اگر
بنشینم ،تو اگر بنشینی چه کسی بر خیزد * من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر می
خیزند اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم هيچ گاه براي آمدنت
باران را بهانه نمي کردي رنگين کمان من اگه می خوای بدونی که چقدر دوستم داری برو زیر بارون
بایست ، هر چقدر که بارون تو دستات جمع کردی دوستم داری و هر چقدر که جمع نکردی
دوستت دارم... مثل مردن می مونه دل دیدن ولی دل بستن چه آسونه شقایق
درد من یکی دو تا نیست آخه درد من از بیگانه ایست سايه ام عاشق سايه ات شده مي خواستم ببينم آيا مي
توانيم همــــــــــسايه شويم؟ بهترين وقتي كه تو بدنيا اومدي داشت بارون ميباريد ،اما هوا اصلا
ابري نبود آخه فرشته ها داشتند گريه ميكردن چون يكي از اونا كم شده بود. گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک
نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است
که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم اي كاش دوست داشتن را تجربه نمي كردم، تجربه ي تلخي
بود… ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو كند ديگر هيچ گاه به
نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم
اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه
نگــــــاه ... غـــــريبه اين درد مشترك من و توست که گاهي نمي
توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم. يه نصيحت کوچولو... قلبت را خالي نگه دار... اگر هم
روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي... سعي کن که فقط يک نفر باشد... به او بگو که
تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به
تو نياز وقتی شب فرا میرسه ..به آسمون نگاه کن ..اگه یه ستاره
رو دیدی که سقوط کرد تعجب نکن ووفقط یه آرزو کن به من اعتماد کن ..این واقعیت
داره..شک نکن.. واسه این که من این کارو کردم و تو رو پیدا کردم آخه تو کارو بار نداري ، خونه زندگي نداري ، خواب نداري
، درس و امتحان نداري ، که هر لحظه تو قلب مني خوشگلم. وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که
دیگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتی دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست
داشتم وقتی اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی
کردن مثل تنها مردن دو تا ادم برفی در دو طرف رودخانه ای با دیدن هم عاشق
هم می شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شاید تو اب رودخانه بهم برسن ازم پرسيد :من مال توام؟ گفتم:آره!مال خود خودتم. هر
كاري دلت مي خواد باهام بكن. گفت :هر كاري؟ گفتم:آره. ............ تنهام گذاشت و
رفت وقتي هر روز با نديدنت نمره عينكم بالاتر ميره :و تو
مجبور مي شي كه نزديكتر بيايي آرزو مي كنم اي كاش كور بودم ... غم آدینه ها را دوست دارم به شوقت من دعا را دوست دارم
میان هر غزل تکرار کردم شما را من شما را دوست دارم مي دوني اگه خورشيد بميره چي مي شه . اونوقت زمين
دورتومي گرده . ولي من نمي زارم چون فقط من بايد دورت بگردم به رشتههاي گيسويت سوگند که دنبالم بيا! و همچون گذشته
مرا دوست بدار.... به من بگو چرا ديگر دعاي خيرت را بدرقهام نميکني؟ نفرين بر من
که آهنگ سفر کردم... نفرين بر من... روزي که فرياد زدي دوستت دارم ******* گفتم بلندتر نمي
شنوم****** امروز که دره گوشم گفتي ديگه دوستت ندارم ******* گفتم آرام بگو بقيه
مي شنوند چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه
فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه کودکانه ! همه چيزم
شدي ! چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم !
چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم مي نويسم (( د ي د ار )) تو اگر بي من و دلتنگ مني ...
يك به يك فاصله ها را بردار زندگي زيباست نه در رويا... بوسه زيباست نه براي هوس...
پرنده زيباست نه براي قفس... دوست داشتن زيباست نه براي لمس کردن براي حس کردن هر كی اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت هيچ ادايی جای اون
ناز و اداتو نگرفت پيش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی كنه روی هر بومی زديم رنگ چشاتو
نگرفت می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه
تو تنهاتر از ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی من از ساعت متنفرم... از اين اختراع عجيـب بشر که جاي
خالـي حضور تو را به رخ دلتنگــي هاي من مي کشد همه لحن خوش آوایی ام در به در کوچه تنهایی ام این رو
واسه تو نوشتم مخصوص تو اگر در زندگی جرأت عاشق شدن رو نداری،لااقل شعور معشوق شدن
رو داشته باش زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه ميشه
واسه اونايي که شادن . براي اونايي که منتظرن .زود ميگذره براي
اونايي که عجله دارن. اما ...... اما ابدي ميشه براي ا دير ميگذره براي اونايي كه عاشق اند. ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟ .
. . نميدوني؟ . . . . قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني وقتي کسي نيست که به اون فکر کني به اسمان بينديش چون
در اسمان کسي هست که به تو فکر مي کند بلوتوث قلبت رو روشن کن مي خوام تمام وجودمو برات سند
کنم . . . . ها ها ها ويروس داشت الان مي ميري ....! ميگن خدا ابر ها را به گريه مي اندازه که گلها بخندند پس هر وقت
گريه کردم ناراحت نيستم چون مي دونم تو داري مي خندي نمي دانم چرا اين گونه هست؟ وقتي نگاه عاشق کسي به توست
مي بيني اما،دلت بسته به مهر ديگري است. بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي
نگري... که دلش پيش تو نيست چه كسي مي داند كه تو در پيله تنهايي خود تنهايي ؟ چه
كسي مي داند كه تو در حسرت يك روزنه در فردايي ؟ پيله ات را بگشا تو به اندازه يك
پروانه زيبايي خطاب به عروس:آیا وکیلم شما را با مهریه هزار لیتر
بنزین و چهار عدد کارت سوخت به عقد دائم آقا محمود در بیاورم؟ . . . عروس رفته
ماشینش رو گازسوز کنه يار ما رو از جدايي غم نبود در غمش مجنون عاشق كم نبود
بر سر پيمان خود محكم نبود اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به ياد مرگ
. . . بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ از من می خوای فراموشت کنم هروقت تونستي برف روسياه كني... پر كلاغ رو سفيد كني.... آتش رو
بوس كني... توي آب يه نفس عميق بكشي... اون موقع من ميتونم فراموشت
كنم.واگه نتونستی همیشه باهات هستم. به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته
باش اما به 1نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه. دوستت دارم قد يه بشكه بنزين، خاطرخواتم قد يه پمپ
بنزين، روز تولد تو بهترينم، هديه بهت ميدم يه كارت بنزين دوستت دارم بی نهایت
در رفاقت با صداقت تا قیامت...... تو را
با تیشه عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم ... از آن پس تو را چون بت پرستیدم... در
حوالی بساط شیطان مردم
دورش جمع شده بودند ، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند.
توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ و خيانت، جاهطلبي و ...
هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند
و بعضي پارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشان را ميدادند و بعضي آزادگيشان را.
شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست
همه نفرتم را توي صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم ، فقط گوشهاي
بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم.
نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني! آدمها
خودشان دور من جمع شدهاند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ميكني.تو زيركي و
مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي
فريب ميخورند. از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود.
گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت.
ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبهاي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي
ديگر بود.
دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود.
جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشتهام.
تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم . ميخواستم يقه
نامردش را بگيرم.
عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بيدليام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را.
و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده
بود. بهشت صاعقهاي
فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهميد كه ديگر اين دنيا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پيش رفت. گاهي مدتها طول ميكشد تا مردهها به شرايط جديد خودشان پي ببرند. طرف
صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه . زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه زن
به شوهر: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم .تو هر نیم ساعت یک سری
به غذا بزن تهرانيه
به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش
بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني که ناپلئون وقتي به سن تو بود،
امپراتور بود؟ غضنفر
ميره دستشوئي زنونه ميگيرنش ميگن : مگه کوري نميبيني زنونست؟ ميگه من چکار کنم
اینجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه یه
دختر دعا می کنه خدایا : من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل
نصیب مادرم کن به يه نفر گفتند:بابات به رحمت ايزدي پيوست!گفت : رحمت
ايزدي ديگه كيه؟ گفتند نه. منظورمون اينه كه به ديار باقي شتافت....گفت :منظورتون
رو نمي فهمم!!! گفتند : يعني اينكه دار فاني رو وداع گفت....گفت : بارم نفهميدم!!
گفتند : اي بابا....بابات رخت از دنيا بر بست....گفت : بازم نفهميدم.... آخر سر عصباني
شدند و گفتند : ابله....باباي خرت!مرد....گفت : خر ما كه بابا نداشت..خودش يكي
بود. ترکه
داشت گريه می کرد. باباش پرسيد چی شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی
هستی؟ گفت: هر کسی که شما صلاح بدوني ... از
يكي مي پرسند كجاي تهران مي نشيني؟جواب ميده خب معلومه هر جا خسته بشم! به یارو
می گن نظرت راجب خدا چیه؟ می گه: خدا خوبه !مهربونه!بزرگه!خالق جهانه
!......ابوالفضل نگه دارش باشه تهرانيه
داشت واسه ابادانيه خالي مي بست مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه
.... ابادانيه مي گه : ولك مگه سگت كليد نداره ؟؟؟؟ یارو لَنگ بوده، با کشتی می ره سفر. وقتی بر می گرده رفیقش ازش می
پرسه سفر خوش گذشت؟ می گه نه بابا همش استرس داشتم ! هی می گفتن لَنگرو
بندازین تو آب! یه
بنده خدایی کفترش گم می شه تو روزنامه آگهی میده " بیه بیه يه
روز از يك معتاد سوال ميكن كه امام اولت كي هست ميگه بابا من اژ كجا بدونم بهش
ميگن همون كه شمشير داشت خوب ميجنگيد معتاده ميگه ژوروهست غضنفر
رو ميبرن افريقا، يك تمساح نشونش ميدن. ازش میپرسن: «شما تو کشورتون به اين چي
ميگين؟» غضنفر میگه: «ما غلط میکنیم چيزي به اين
بگيم راننده
تاکسي به مسافره که شبيه ژاپني ها بوده ميگه آقا ببخشيد شما ژاپني هستيد اون ميگه
نه بار دوم ازش مپرسه شما ژاپني هستيد بازم ميگه نه بارسوم بازم ميپرسه ياروه از
کوره در ميره ميگه آره راننده تاکسي ميگه به قيافت نمياد به
يه پشه كافر ميگن چرا زمستونا پيدات نيست ميگه تابستون خيلي رفتارتون خوبه كه
زمستونام بيام به
یکی میگن با بالش جمله بساز. میگه رفته بودم شکار یه پرنده دیدم با تیر زدم تو
بالش. میگن نه با اون بالش جمله بساز. میگه یه روز رفته بودم شکار یه پرنده دیدم
با تیر زدم تو اون بالش. میگن اصلا با تشک جمله بساز. میگه رفته بودم شکار یه
پرنده دیدم توشک بودم با تیر بزنم به این بالش یا اون بالش ترکه
رو ميگيرن ميگن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي امام با سالاد ! ميگه مگه چيه؟از
شما بهتره که مينويسين خدا با ماست مناجات
لر باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند جام جهاني هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور
برگزار کن به
ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه ... بزرگترین
معضل فکری کودکان ایران: چرا کایکو دستمال قدرتشو تو جیبش نمی ذاشت؟ تركه
ميره استخر شيرجه ميزنه توي چهار متري، مياد بالا و ميگه: عجب نفسي داشته كاشي
كارش! ... یک
شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون
میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره
سوال طرح کنیم ... فيلمهاي افغانستان : 1- يک تکه نان براي 10 نفر (مستند)
2 - ديشب بي بي تو ديدم شاه مقسود (خانوادگي ) 3 - دخترک نان فروش ( اجتماعي ) 4 -
چند ميگيري کنده کاري کني ؟ ( سياسي ) 5 - نان، عشق ، موتور گازي (کمدي) 6 - کابُل
بدون توقف (عشقي ) 7 - تا حالا موز خوردي (غمگين به
يه نفر مي گن هيچ مي دوني خرما توي شکم تسبيح مي کنه.اون هم ميگه لابد حلوا هم
نافله مي خونه!. ستاد
مبارزه با بد حجابي اعلام كرد: نگهداري عسل و ميرزا قاسمي در يخچال ممنوع مي باشد
مگر اينكه در يخچال باز باشد!! بخشي
از يك شاهكار ادبيات لري:يكي بيد يكي نبيد سه تا درخت بيد كه دو تاش بيد بيد يكيش
بيد نبيد اوني كه بيد نبيد وسطه اون دو تا كه بيد بيد بيد ... یه
جوک میذارن زیر میکروسکوپ میبین ترکه داره دست تکون می ده ... یه
جوک میذارن زیر میکروسکوپ میبین ترکه داره دست تکون می ده پدر
داشته بچهاش رو نصيحت ميكرده، ميگه پسرم اگه خواستي زن بگيري از فاميل بگير،
نيگا كن، مثلا داييت زن داييتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم يك
روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي
بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد ترکه
کارت تلفن میخره، فوری میده براش پرس کنند به
يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر
بالايی ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكانای سری جديد عجب موتوری دارند!!! به
طرف ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکني چه احساسي داري ؟؟ ميگه احساس گناه
!!!!!!!!! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش یادم نیست چند
نمونه از مزایای بدحجابی : 1_ تغییر كاربری دستمال سفره دم كنی به روسری و صرفه
جویی در پول و پارچه 2_ تولید نیروی برق و الكتریسیته از راه اشعه تولید شده زلف
دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر 3_ كاهش نرخ بیكاری افراد شاغل در شغل های خفاش
شب، عنكبوت،اتوزنی، تاكسی مرسی... 4_ تكامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش 360
درجه برای دید زدن حداكثر داف ممكن به
غضنفر مي گن دو دو تا چند تا مي شه ، مي گه 5 تا. مي گن: نه، دو دو تا ميشه 4 تا.
مي گه: "ها! از اون لحاظ مي گي؟ ... تركه
ميره خونه خدا وقتي برميگرده ميگه هيچ جاخونه خود آدم نميشه ... یارو بعد از سي سال کچل بودن ميره مو ميکاره دو
روز بعدش تو قرعه کشي بانک حج واجب برنده ميشه زنه توي آشپز خانه مارمولك ميبينه، سريع حشره كش ور
ميداره مي زنه بهش. مارمولك ميگه خاله! خاله! زير بغلم هم بزن عاموزش
علفباء فارصي سد در سد تزميني ... دوتا
ترکه تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب
ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم ... تركه
شب خواب مي بينه كه دعواش شده.فردا شب با دوستاش مي خوابه ... یه
روز يه ترك چاي شيرين درست مي كنه قاشق را پنج دور مي چرخونه مي بينه كه خيلي
شيرين شده دو دور قاشقو در جهت عكس مي چرخونه ... مرد
به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند .من همین الان ۱۰ میلیون دلار
برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو
ببندو از جلو چشام دور شو يه
روز طرف مي ره ميوه فروشي . توي ميوه فروشي يه كدو تنبل آويزان بوده. برمي
گرده به ميوه فروش مي گه : ببخشيد آقا اين گلابي خانواده چنده ؟؟ اگه
يه قورباغه با يه طوطي ازدواج كنه حاصل چي ميشه؟ جواب: قوطي . اصفهانيه
قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه
گفت اون بالا نذري ميدن ... به عضنفر ميگن با اين اره برقي اين صد تا درخت را قطع كن بعد از
دوروز 96 تا را قطع ميكند به او ميگن دستگاه را روشن كن اين چهار تا راهم قطع كن
ميگه مگه اين هم روشن ميشه . يه
روز يه اصفهانيه داشته به خودش اب يخ مي ريخته. يكي مي بيندش و ازش مي پرسه چرا
همچين مي كني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. يارو ميگه چرا؟ ميگه اخه يه پني سيلين تو
خونه دارم داره تاريخ مصرفش ميگذره در
پي استقبال فراوان از سيم کارت ايرانسل ، سيم کارت ايران وبا ، ايران ايدز ، ايران
کزاز ، ايران سرماخوردگي و ... نيز ارائه مي شود منتظر اطلاعيه هاي بعدي باشيد يك
معادله جالب: از سن خودت 20 سال كم كن، عدد باقيمانده را با 7 جمع كن، اگه عدد زوج
بود با 1 جمع كن و اگه عدد فرد بود 1 رو ازش كم كن، اگه از رنگهاي تيره خوشت مياد
عدد به دست آمده را ضرب در 3 كن و اگه از رنگهاي روشن خوشت مياد ضرب در 3/5 كن،
نتيجه نهايي را ولش كن، حال خودت چطوره؟ یارو میاد خونشون میفهمه بوی گاز میاد به زن و
بچش میگه: کسی برق و روشن نکنه یهو جرقه میزنه و خونه منفجر میشه. من خودم کبریت
دارم میرم شیر گاز و میبندم یارو میره ساندویچی یه پیتزا سفارش میده. به
یارو میگه: آقا اینو سفارشی 16 قسمتش کن. طرف میگه: چرا 16 قسمت!؟ یارو میگه: آخه
اون دفعه 8 قسمت بود سیر نشدم یارو مسجد میسازد. افراد کمی برای نماز به مسجد
میومدند. یارو برای بیشتر شدن افراد ، بالای در مسجد مینویسه: (( نماز صبح یک رکعت
، نشسته ، بدون وضو )) یارو میره استخر میپرد تو عمق 4 متری میاد بالا
میگه: عجب نفسی داشته کاشی کارش! یارو دنبال جا پارک میگشت پیدا نمیکرد ،
دعا میکنه: که خدا یه جا پارک پیدا کنم.
تا اینو میگه یه جا پارک پیدا میکنه. بعد میگه: خدا جون دستت درد نکنه خودم پیدا
کردم یارو میره کافی شاپ. گارسونه میگه یه کم اینو سر کار بگذاریم. میره بهش
میگه: آقا ما امروز فقط (( سوردینو مافکامین تاز )) با لیمو داریم؟ یارو میگه:
ببخشید گفتید (( سوردینو مافکامین تاز )) با چی چی ؟ یارو میره خواستگاری ، دختره سبیل
داشت. یارو به دختره میگه: چرا سبیل داری؟ دختر میزنه زیر گریه. یارو میاد
دلداری بده میگه: زشته گریه نکن ، مرد که گریه نمیکنه به یارو میگن: این همه قلیان میکشی ، معتاد
میشی ! یارو میگه: نه بابا ، من 4 ساله هر
روز دارم میکشم ولی هنوزم که هنوزه معتاد
نشده ام. به یارو میگن: عجب مملکت شیر تو شیری داریم ما
! یارو میگه:آره بابا من 3 بار رفتم سربازی هیچکس نفهمید. یارو به دوست دخترش میگه: امشب بیا خونه ی ما ،
آخه همانطور که میخواستی بالاخره خونمون خالی شد. دختره شب میره دم خونه یارو
هر چی زنگ میزنه ، هیچ کس در را باز نمیکنه. یارو پولکی میخوره میگه: عجب چیپس شیرینی!!! یارو داشت فریاد میزد که سریع برای من نون
بربری بیارید . براش میارند میگن: خب بگو
ببینم چی شده بود؟ یارو میگه: هیچی بابا آب تو گلوم گیر کرده بود. یارو به زنش میگه: برو برام یه لیوان چایی با
بیسکویت بیار. زنش میگه: بیسکویت نداریم. یارو میگه: خب برو یه لیوان شیر با
بیسکویت بیار. زنش میگه: گفتم که بیسکویت نداریم. یارو میگه: خب باشه بابا برو
بیسکویت بیار خالی میخورم به یارو میگن چرا با جوراب خوابیدی یارو میگه:
آخه دیشب با کفش خوابیدم خیلی اذیت شدم. یارو را می بینن طناب بسته به کمرش. بهش میگن
چرا اینجوری کردی ؟ یارو میگه می خواهم
خودکشی کنم. بهش میگن: خب چرا طناب را دور کمرت بستی؟ یارو میگه: بستم دور گردنم
دیدم دارم خفه میشم بازش کردم بستم به کمرم يارو با یکی دعواش میشه بعد از چقدر بحث طرف به
يارو میگه: گیر عجب خری افتادیم يارو میگه: خودت گیر عجب خری افتادی. دو
تا ماشین تصادف میکنند. افسره میاد از يارو میپرسد کی مقصره؟ يارو میگه: من خواب
بودم نفهمیدم مقصر کیه؟ رئیس: تو خجالت نمیکشی تو اداره جدول حل میکنی؟
کارمند: با این سر و صدای ماشینها که نمیتوانیم بخوابیم که !!! یه شب يارو میره دزدی ، صاحب خونه از خواب
بیدار میشه میگه: کی او نجاست؟ يارو میگه: هیچکس ، گربه است ، بع بع يارو بعد از چند سال خواندن درس حقوق وکیل
میشه. بهش یه پرونده می دهند میگن حکم کن؟ يارو هم بعد از یه مدت برانداز کردن
میگه: گشنیزه !!! به يارو میگن: چی شد معتاد شدی؟ ترکه میگه: با بچه مدرسه ای
ها قرار گذاشتیم فقط روزهای تعطیل سیگار بکشیم که یهو کارمون خورد به تابستان. يارو به سن بلوغ میرسه دم در میاره. به يارو میگن: چرا ماشینت را از پلاکش شروع
میکنی به شستن؟ يارو میگه: یه دفعه از سقف
شروع کردم به شستن رسیدم به پلاکش دیدم که ماشین خودم نبود. يارو به رفیقش میگه: 5شنبه به 5شنبه بیرون رفتن خیلی دیره بیا از این دفعه
1شنبه به 1شنبه بریم بیرون ، که زودتر با هم بریم بیرون. يارو
يه ماشين داشته كه 70-80 سالي كار كرده بوده و ديگه از كار افتاده. خلاصه یه روز چند تا
از دوستاش میان خونشون می گن چرا این ماشینت رو سوار نمی شی ؟ يارو می گه : آخه
ماشین خرابه . دوستاش می گن خوب اگه خرابه بفروشش يارو می گه : آقا جان
ماشین ۷۰ سال کار کرده کسی نمی خره که
! دوستاش می شینن فکر می
کنن به این نتیجه می رسن که ماشین رو يارو ببره پیش اصغر آقا مکانیک که
کیلومتر ماشین رو بیاره پایین
! این آقا هم به جای اینکه کیلومتر ماشین رو بیاره پایین صفر کیلومترش می کنه. خلاصه یک هفته بعد ... دوستاش میان خونه ترکه
می بینن ماشین رو که نفروخته هیچی داره تمیزش می کنه و صندلی هاشو می شوره و ... بهش می گن پس چرا
نفروختیش ؟ يارو می گه : آقا جان
ماشین صفر کیلومتره خودم سوار می شم ! چرا بفروشم ؟ ازيارو مي پرسن : تو پدرتو بيشتر دوست داري يا مادرتو ؟
يارو جواب ميده : مادرتو.... به يارو می گن اسم سه
تا میوه رو بگو : میگه : خیار - آلبالو - مریم میگن مریم چیه ؟ يارو
می گه : نمی دونی چه هلویه.... خانوم معلم با مینی ژوپ میره سر کلاس . یهو یه بچه به معلمش
میگه : خانوم من ساق پاتونو دیدم . معلم یک ماه از کلاس اخراجش میکنه . بچه بعدی
میگه خانوم من رون پاتونو دیدم این یکی دو ماه اخراج میشه . یکی از بچه ها خودش
پامیشه میره بیرون معلمه داد میزنه کجا؟؟؟ میگه خانوم ما یه جایی رو دیدیم که باید
ترک تحصیل کنیم اگه عشق من تو نیستی !...............................................
خوب حتما یکی ديگه است. معلم : الفبای فارسی
رو بگو به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟ میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از
همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟ میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبی غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره غضنفر ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟
ميگه داشتم شير ميخوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه! قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ،
بیشعور ، نفهم شاکی: بله.عین حقیقته. قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟ عزراييل ميره سراغ يارو ........ يارو خودش را
به مردن ميزنه. يارو خواب مي بينه داره بازي مي كنه ... باباشو
مي كشه ميره مرحله بعد از خواب مي پره مي بينه باباش نشسته جلوش ميگه اه
... "save" نكردم. دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به
تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب
نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب
نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس
سفيد ميخوريد يا با سس گوجه فرنگي؟ به يارو ميگن: با «ترجمه» جمله بساز، ميگه:
انتر جمعه كجا بودي؟! رئيس ساعتش را گم كرد و آبدارچي را متهم به
دزدي كرد، اما بعد از دو روز ساعت را پيدا كرد و از آبدارچي عذرخواهي كرد. آبدارچي
گفت: اشكالي نداره! شما فكر ميكردين من دزد هستم، من هم فكر ميكردم شما شعور
داريد، حالا معلوم شد هردومون اشتباه كرديم! غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما
علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!
غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم. يارو داشت اظهار نظر ميكرد: اين جلال آل احمد
كه هي ازش تعريف ميكنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف
كور كه مال صادق هدايته! يارو گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت
براش نوشته!؟ يارو ادعاي پيغمبري ميكنه , ميگن خب كتابت كو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه
بنويسين!! يارو يه بسته هزار تومني ميشمره، 125 تومن كم مياره! يارو ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره. پرستاره به یارو میگه: بهتون تبریک میگم ،
همسرتون تا 7 ماه دیگه صاحب بچه میشه. یارو میگه: اگر میشه به خودش نگویید میخوام
3-4 ماه دیگه سورپرایزش کنم. یارو میاد تهران میبینه همه آستین کوتاه
پوشیدند ، میگه: خُب اینا با چی دماغشون را پاک میکنند. یارو تو اتوبوس به طرف گیر میده آقا شما سرگردي؟
طرف هم که حال نداشته توضیح بده این علامت رو لباس من نشانه سرهنگيه ، میگه: آره .
یارو میگه: خب پس شما غلط کردی لباس سرهنگ
ها را میپوشی. یارو میره یخ بخره ، طرف یخ نداشته ، بعد
یارو مي پرسه : ببخشید آقا کی پخت میکنید ؟ دو نفر تنبل بانک میزنند ، اولی به اون یکی
میگه : خب بیا بشمریم .دومی میگه :حوصله داری فردا رادیو میگه. یارو میره یخ بخره ، طرف میگه : یخ ها
قالبی ۲۰۰۰ تومان است . یارو که پول نداشته میخواسته بهونه بیاره ، یه دست
به یخ ها میزنه ، میگه : ببخشید از این یخ ترش را ندارید ؟ به یارو میگن: بابا تو با این هیکلت
میتوانی جای 5 نفر کار کنی. یارو میگه: خُب هدف من خیره میخوام اون 5 نفر از نون
خوردن نیافتند. تو شهر سیل میاد . غضنفر میره دور تا دور خونه اش رو سیم
خار دار میکشه. غضنفر میمیره ، بچه هاش عکسش رو نداشتند ،
از گردن خاکش میکنند. یارو میره تو کیوسک تلفن وقتی برمیگرده یه
نفر ازش میپرسه سالم بود؟ یارو میگه: آره فقط آفتابه نداشت. غضنفر با دوست دخترش تو ماشین بودند میرسند
به ایست و بازرسی . به دوست دخترش میگه پیاده شو بعد از ایست و بازرسی بگو تجریش
من هم سوارت میکنم ، بعد از ایست و بازرسی دختره یادش میره بگه تجریش. بعد یارو
میاد ، دختره بهش میگه : ونک یارو هم میگه : نه خانم مسیرم نمیخورد. یارو میره پرچم فروشی میگه: پرچم ایران
دارید؟ طرف میره براش میاره ، یارو نگاهش میکنه میگه: ببخشید رنگ دیگه اش رو
ندارید؟ یارو میره قهوه خونه یک چایی سفارش میده
میخوره ، باز هم سفارش میده ، میشه 4 تا ، باز میشه 10 تا ، بازم سفرش ميده میشه 15 تا ، دیگه قهوه چی شاکی
میشه ، ميگه : بابا اینقدر چایی خوردی خسته نشدی؟ یارو میگه: آره خوب شد گفتی برو
یه چایی بیار خستگیم در بره. به یارو میگن: از چه کارتونی خوشت میاد؟
یارو میگه: از کارتون خرما ! یارو میره کنکور بده یه سکه میبره ، می
انداخته بالا شانسی سوالها را جواب میداده . بعد یه ساعت مسئول اونجا میبینه یارو
بد جور عرق کرده و زیر لب فحش میده. بهش میگه: چی شده؟ یارو میگه: سوالها را جواب
دادم دارم چک میکنم بیشتر سوالات اشتباست . غضنفر توي جوی آب تف میکنه ، میره دنبالش
پاش را بگذاره روش . از یارو میپرسند کجای تهران مینشینی؟ یارو
میگه: خب معلومه هر جا خسته بشم. یارو مادر زنش را میبره دکتر میگه: آقا سم
خورده مسموم شده. دکتره میگه: خب چرا بدنش کبوده؟ یارو میگه: آخه به زبون خوش که
نمیخورد. به یارو میگن: چگونه میتوان به آزادی رسید؟
یارو میگه: راههای متفاوتی برای رسیدن به آزادی وجود داره که هر کدوم به نوبه ی
خود هزینه ی متفاوت دارند؟ بهش میگن: خب یه مثال؟ یارو میگه: از شوش 400 تومان از
رسالت 600 از هفت تیر 300 و .... یارو راننده کامیون بوده نصفه شب میبینه
نمیتونه ترمز کنه روبرویش هم یه اتوبوسه ، سریع شاگردش را از خواب بیدار میکنه
میگه پاشو پاشو تصادف را نگاه کن. به غضنفر میگن: برو روزنامه بخر ، میره با
یه آجر برمیگرده ، بهش میگن : چی شد ، روزنامه کو ؟ غضنفر میگه: من رفتم کیوسک به
یارو گفتم روزنامه میخوام گفت همون رویی را بردار ، من هم همون رویی را برداشتم. یارو تو کوپه قطار به سمت مشهد میرفته به
نفر روبرویی میگه: به سلامتی از مشهد بر میگردید! یارو دیش ماهواره را میگذاره پشت بام روش مینویسه : < کولر > یارو میخواست سوار هواپیما بشه ، بهش میگن: بلیطت کو ؟ یارو هم
جیب و ساک و همه جا را میگرده بلیطش را پیدا نمیکنه ، یکهو سرش میکنه تو هواپیما
میگه: کسی بلیط اضافه نداره من بعدا پولش را بهش ميدم؟ به یارو میگن: جسم شفاف چیه ؟ یارو میگه :
چسمی است که از یک طرف بتونی طرف دیگر را به خوبی ببینی . بهش میگن : آفرین حالا
میتوانی یه مثال بزنی؟ یارو یه ذره فکر میکنه میگه: آهان ، نردبان. طرف به یارو میگه: داداش قبله از کدام
طرفه؟ یارو میگه: کجا را بهت آدرس دادند؟ يارو میخواست غرق مناجات نشه ، جلیقه نجات
تنش میکنه. غضنفر رو میبرند کلانتری . میگه: واسه چی
من رو آوردید اینجا ؟ بهش میگن : برای عرق خوری ! غضنفر میگه: دمتون
گرم پس بریز بخوریم. به یارو میگن: بیا این عرقو بخور. یارو
میخوره و بعد 10 دقیقه میگردش. بهش میگن: آب بود که خوردی. یارو میگه: دیگه دیر
گفتید منو گرفته. یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی
میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه:
باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه
چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه:
بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره
رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره
بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو
میگه: باشه. میخوابه ، صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه
دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند.

الان كارد بزني خونم در نمياد.
1 ساعت 20 دقيقه است دارم دنياي جادوگري رو زير و رو ميكن ، داستان هاي
جديد رو ميزارم ، بعد كه اومدم ثبت كنم خارج شد. همه ي زحمتام به باد رفت

دوباره..............
اون پست قبلي تبريك ولنتاين بود براي همين
توش داستان نذاشتم. (قابل توجه يك نفر
)
داستان هاي هري پاتري : 
هري پاتر و جادوي نوين :
11. پرشين گيگ
11 . 2 شير
هري پاتر و سفير مرگ :
31 . 4 شير
31 . ر پيد شير
31 . Ifolder
ضميمه ي فصل. 4 شير
هري پاتر و فرستاده ي مردگان :
18 . پرشين گيگ
هري پاتر و نبرد بين خير و شر :
12 . 4 شير
12 . ر پيد شير

داستان هاي غير هري پاتري :
آركادورن :
16 . پرشين گيگ
16. 4 شير
اختشاش :
10 . پرشين گيگ
10 . ريپ وي
قدرت ذهن :
12 . 4 شير
12 . (لينك اصلي)
قدرت شيطاني :
فصل جديد : قرارداد .
پايان جادو :
2. 4 شير
2. رپيد شير
2 . پرشين گيگ
2 . 2شيز

خب. اين هم از داستان ها.
البته مثل اوني كه بار اول نوشته بودم و پريد ، نشد...
به هر حال....
باي.


الان كه دارم اين پست رو مينويسم فقط چند دقيقه تا ساعت 12 شب مونده و
بعد از اون هم پايان ولنتاين.
خب چطوريد...
خو بيد...
عشق و حال كرديد...
1000تا sms به هم داديد....
ايول.
اين پست جهت تبريك گفتن به شما و دوستانتون هستش.

البته 2 تا sms هم كه ازشون خوشم اومد رو هم براتون ميزارم.
* قابلمه ، سوسك ، مترسك....
گندم و سيخ و تنبك........
ولنتاينت مبارك........

* Your smile is may sunrise ، your kiss is my sunset.
thank you for being my most wonderful friend and companion
HAPPY VALENTINE.

بازم تبريك. 
باي.


خوبين.....خوشين....
سالمين.......سلامتين....
خدا رو شكر.....
هفته ي بيخودي بود...
شنبه ، اول هفته كه اون خبر بد به دستم رسيد....
امتحانم خراب شد.... كلاسام كنسل شد......تازه فردا هم عربي دارم هنوز هيچ كاري نكردم....
در مجموع كلي ضد حال خورديم توي اين هفته....
راستش مي خواستم آپ نكنم ديگه ، ولي ديدم قول دادم ، نميشه زد زيرش...
به هر حال ايندفعه با يه سري جوك و sms به اصطلاح love اومدم و با يه شعر قشنگ درباره ي عشق..
به همراه يه سري سخن از بزرگان .... خودم كه خوندم خيلي خوشم اومد ، شما هم بخونيد ، بگيد چطور بود.
بعد هم يه بيوگرافي مختصر از استاد داريوش و يه سري عكس ديگه هم
از ايشون توي ادامه ي مطلب ، به همراه عكس هاي گوگوش و هري پاتر ...

اين جا هم جا داره دوباره ، فوت « خانم غني زاد » رو تسليت بگم.
روحشون شاد و يادشون گرامي باد.
داستان :
جني پاكر (دختر مريخ) از naze خانم : فصل9. قسمت اول
اختشاش از رامين خان : فصل9. پرشين گيگ
فصل9. لينك كمكي
آركادورن از ARK عزيز : فصل15. پرشين گيگ
فصل15. 4 شير
قدرت ذهن از اسنيپ گل : فصل 11.كامل.4شير
فصل11. كامل . پرشين گيگ

نيچه : عظمت بشر در آنست كه پل است نه مقصد.بشر را از اين نظر ميتوان دوست داشت كه
يك مرحله تحول و يك دوره گذرانيست
جبران خلیل جبران : زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و
سخن گفتنت جلوه کند .
آلکس مک کنزی : وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست هاست
سرنگ : با گریه به دنیا می آیی اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی .
جبران خلیل جبران : چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است
، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.
لائو تسه : يک مسافر خوب از خود هيچ ردي بر جا نمي نهد.
بزرگمهر :آن که پیروی خرد است دل به هوس نمی سپارد .
فردریش نیچه :ارزشها و تغییرات آنها به افزایش قدرت آنانی که ارزشها را مقرر می
دارند ؛ مربوط می شوند. میزان ناباوری ؛ ( میزان ) (( آزادی اندیشهء )) مجاز بیانی
از افزایش قدرت است. هیچ انگاری آرمانی است متعلق به بالاترین درجه ء قدرتمندی روح
؛ و سرشارترین زندگی – گاهی ویرانگر و گاهی ریشخند آمیز.

سنگا : اختراع پول ، قاتل خوشبختی بشر شد .

بزرگمهر :آن که طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و
داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او
دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد
سام منتز : بهترین درمان برای قلوب شکسته این است که دوباره بشکند .
آندرو متیوز : هرکسی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش
نشان دهیم
زندگی من مجموعه ای از درسهایی است که به آن نیاز دارم، درسهایی با نظم و ترتیب
تمام در زندگی ام روی می دهد.( این سالمترین برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را
تامین می کند.)
زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد نهایت
استفاده را می برم (این دومین انتخاب خوب است و کیفیت متوسطی را به زندگی می بخشد)
چرا همیشه همه بلاها سر من می آید؟ (این طرز برخورد نهایت ناکامی و بدبختی را تضمین
می کند)
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد
نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم.
شوپنهاور : جمع مال ، تحصیل کامیابی ، کسب دانش و شهرت ، هیچکدام با تندرستی
برابری نمی کند . برای حفظ تندرستی باید از هر چیز که برای تندرستی مضر است پرهیز
کرد . مخصوصاً از شهوت روانی .

فردریش نیچه :اکنون به شما مي گويم که مرا گم کنيد وخود را بيابيد.وتنها آن گاه که
همگان مرا انکار کرديد، نزد شما باز خواهم آمد.

ارد بزرگ : ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد .
اُرد بزرگ : سرآمد دشواری و سختی دانایست ، و دانا چشم خویش را بر بسیاری از
زیبایی های زود گذر گیتی خواهد بست .
وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که
بهترین ها را جذب می کند .
اگر انتظار بدترینها را داشته باشید از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می
شود بهترینها از شما بگریزد حیرت انگیز است
سانتا بان : تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند ، فاصله اين دو را زندگي كنيم .
جبران خلیل جبران : و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه
مرده ریگی وارثانتان.
اُرد بزرگ : سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی .
فردریش نیچه :از ابرانسان است كه انسان هاي برتر دلگرمی و شجاعت مي گیرند .
اديبان : غذايي را بخور كه مي پسندي ,لباسي را پبوش كه مردم مي پسندند.
شوپنهاور: اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است.
لقمان: اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست.
ارد بزرگ : ستایش ! هنگام نو رُستن را .
سارا برنار : ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست .
ارد بزرگ : کیهان دارای اساسی آرامانی است . آرمان به آن پویایی بخشیده ، و
برآیندی شگرف در درون و پیرامون آدمیان بر جای گذاشته است .
بزرگمهر :آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از
همه در خور ستایش است .
بتهوون : انسان! خودت به یاری خود برخیز!
فردریش نیچه :اگر به عمق اعتقادات نفوذ كنيم، درخواهيم يافت كه تمام ارزش ها بي
پايه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستي هر چيز ضرورتاً نادرست است. چون
جهان حقيقي وجود ندارد. والاترين ارزشها خودشان را نابود ميكنند و هدفي در كار
نيست، چرا كه هيچ وقت پاسخي نمي یابند.
جبران خلیل جبران : این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق
حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند
. همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند.
شاتو بريان: گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است.
اُرد بزرگ : گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه
کوهستان را برگزینیم

:


































حرف های دلم را باور کن
چشم هایم همیشه منتظر هستند
این جدایی های دروغین البته به پایان می رسند
حسرت تو را برای خودم کفر پنداشتم
این آتش فراق را تمام شدنی پنداشتم
امید هایم را تمام شده و رفته پنداشتم
چه فایده عزیزم که ویران شدم ...
ماهی همیشه تشنه ام ای زلال تابناک
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک ...



عشق يعنی با غم الفت داشتن ... سوختن با درد نسبت داشتن ...
عشق دريک جمله يعنی انتظار ... انتظار روز رجـــعت داشتن...
عشق يعنی مستی و ديوانگی ... عشق يعنی در جهان بيگانگی...
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر... عشق يعنی سجده ها با چشمان
تر...
عشق يعني سر به در آويختن ... عشق يعنی اشک حسرت ريختن...
عشق يعنی در جهان رسوا شدن ... عشق يعنی مست و بی پروا شدن...
عشق يعنی سوختن يا ساختــن ... عشق يعنی زندگی را باختن...
عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار ... عشق يعنی هرچه بينی عکس
يار...
عشق يعنی ديـده بر در دوختـن ... عشق يعنی در فراقش سوختن...
عشق يعنی لحظه های التهاب ... عشق يعنی لحظه های ناب ناب...
عشق يعنی با پرستو پر زدن ... عشق يعنی آب بر آذر زدن...
عشق يعنی سوز نی آه شبان ... عشق يعنی معنی رنگين کمان...
عشق يعنی با گلي گفتن سخن ... عشق يعنی خون لاله بر چمن...
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن ... عشق يعنی رسم و دل برهم زدن...
عشق يعنی يک تيمم يک نماز ... عشق يعنی عالمی راز و نياز...
عشق يعنی چون محمد پا به راه ... عشق يعنی همچو يوسف قعر
چاه...
عشق يعنی بيستون کندن به دست ... عشق يعنی زاهد اما بت پرست...
عشق يعنی همچومن شيدا شدن ... عشق يعنی قلــه و دريا شدن...
عشق يعنی يک شقايق غرق خون ... عشق يعنی درد ومحنت دردرون...
عشق يعنی يک تبلور يک سرود ... عشق يعنی يک سلام و يک درود...
عشق يعنی جام لبريز از شراب ... عشق يعنی تشنگی يعنی سراب...
عشق يعنی حسرت شبهای گرم ... عشق يعنی ياد يک رويای نرم...
عشق يعنی غرقه گشتن در سراب ... عشق يعنی حلقه های بی حساب...
عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت ... عشق يعنی آخــرخط بهـشــت...
عشق يعنی گم شدن در لحظه ها ... عشق يعنی آبـی بی انتـــها...
عشق يعنی زرد تنها و غريب ... عشق يعنی سرخی ظاهر فريب...
عشق يعنی تکيه بر بازوی باد ... عشق يعنی حسرتت پاينده باد...
عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او ... عشق يعنی هرچه گفتن
هرچه کردن...

بيوگرافي
داريوش.
داریوش اقبالي در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در
تهران بدنیا آمد. او سالهای اولیه عمر خود را در
میانه و کرج و کردستان سپری کرد. استعداد خدادادی
او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین
بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در
۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از
تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه
افسانه ای و جاودانی به من نگو دوست دارم در قلب
مردم جای گرفت. او با پیدایش عصر بی همتای موسیقی
نوین ایران همدوره بود. داریوش هرگز
با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود و به
همین خاطر مدتی را هم در زندان شاهنشاهی
به سر برد. ترانه های او شامل اشعار و ملودی های
انسان هایی وارسته چون شاملو . نادرپور .
جنتی عطایی . شهیار قنبری . اردلان سرفراز . فرید
زلاند و بیات است. این موضوع سبب گشت
تا ترانه های او در رابطه با عشق صلح آزادی و
عدالت سروده شوند. پس از انقلاب دیگر عرصه
ای برای داریوش و هنرش نبود از اینرو وی از
سرزمین مادری و آریایی خود کوچ کرد و سالها به
همراه همسر اولش ( فیروزه که خیلی هم او را دوست
داشت ) و دخترش ( بیتا ) در ایالت
کالیفرنیا امریکا زندگی کرد. جالب است بدانید
داریوش سه بار ازدواج کرده اما به گفته خودش یک
بار عاشق شده و آن هم مربوط می شود به زمان جوانی
او و پیش از انقلاب که دختر مورد علاقه
اش در حادثه رانندگی از بین می رود و ترانه (
شقایق ) را در غم او می خواند و باز هم به گفته
خودش هر بار که این ترانه را اجرا می کند با تمام
وجود می خواند اما هیچ گاه نتوانسته مثل بار
اول بخواند .
شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمام عاشقایی
شقایق وای شقایق
گل همیشه عاشق
در مورد این ترانه هم بگم که از سروده های ترانه
سرای بزرگ ایران اردلان سرفراز میباشد.
به هر حال داریوش در حال حاظر به همراه همسر سومش
در فرانسه و در مدرن ترین منطقه
پاریس زندگی میکند. اما تقریبا هر ماه برای دیدن
دخترش ( که پیش مادرش فیروزه زندگی میکنه
) به لس آنجلس
سفر میکنه و این رو هم بگم که شدت علاقه داریوش به بیتا ( دخترش ) به حدی
زیاده که اعلام کرده دیگه قصد بچه دار شدن نداره.
کارهای داریوش شامل ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم
است.داریوش کنسرت های بیشماری را در
تالارهای بزرگ جهان چون ( نوتابلی ومبلی در لندن
) ( کارنگی هال در نیویورگ ) ( کندی سنتر در
واشنگتن دی سی ) ( کنسرتوس در استکهلم ) ( گرک
تیاتر در لس آنجلس ) ( یونیور سال آمفی
تئاتر در لس آنجلس ) و ( استادیوم تنیس اویشن
کلاپ در دبی ) به اجرا در آورده است. داریوش در
هنر عکاسی نیز صاحب سبک است.همچنین پیش از انقلاب
در دو فیلم سینمایی ( یاران و فریاد
زیر آب ) نیز ایفای نقش نمود جالب است بدانید در
فیلم فریاد زیر آب خانم شهره صولتی یکی
دیگر از خوانندگان هم با داریوش همبازی بود و نقش
دوم زن و نقش خواهر داریوش را به عهده
داشت.
ترانه ها و باورهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات
عصر اوست.
حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و
ترانه های او را پذیرفته است. در فستیوال
موسیقی فیلم و رسانه های تصویری که در بحرین
برگزار شد داریوش بعنوان نماینده سبک
معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به
جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان
صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای
آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری و
آریایی خود ایران سر داد.
حالا بد نیست بریم زندگی نامه داریوش را البته
بصورت کوتاه از زبان خودش بشنویم :
15 بهمن 1329
در تهران به دنیا آمدم و از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شدم. از
همان آغاز تمام سعی و تلاش من بر این بوده که در
حد توانم، زبان احساسات هموطنانم باشم؛
هر چند که در این راه مورد تفتیش و بازداشت قرار
گرفتم و با فراز و نشیب های فراوان مواجه
شدم.
از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر
کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که
از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه
جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین
المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران
جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا
زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند.
امید دارم که در طلب آزادی و آرامش، و با پیام
عشق و بهبودی، وطن را دوباره بسازیم؛ اگر چه
با خشت جان خویش.

نزنيد بابا...ميدونم كامل نيست..
مختصر و مفيده فقط......
اين هم آهنگ زيباي <آهاي مردم دنيا> از ايشون.

اين هم چنت عكس زيبا از ايشون :


ادامه ي عكس ها در « ادامه ي مطلب » هستش.....
عكس :
خب با سري چهارم عكس ها ي هري پاتر و 3 تا عكس زيبا از گوگوش اومدم .

هري پاتر :

گوگوش : 


ادامه ي اين عكس ها رو توي آپ هاي بعدي ميزارم.
حرف آخر :
خب اين هم از آپ ايندفعه.
اميدوارم خوب شده باشه....
و صد البته شما هم نظر بدين....
حرف اضافي بسه...
تا هفته ي بعد
علي يارتون ، در پناه حق و خدانگهدار .
***********************************************

ادامه مطلب
با نهايت تاسف و تاثر درگذشت خانم «شيوا غني زاد» مدير
سايت ايفاي نقش هري پاتر و دارن شان را به دوستان اعلام ميكنم.
متاسفانه باورش خيلي سخته ولي بعد از پرس و جو اين خبر
تاييد شد.
روحشون شاد و يادشون گرامي...
براي شادي روح اين عزيز از دست رفته فاتحه اي بخوانيد.....
همچنين به تمام اقوام و دوستان و در صدر اينها خانواده ي محترم اين مرحوم
تسليت عرض ميكنم.
من رو هم در غمتون شريك بدونيد.
.........................................................................
آخرين نظراتي كه ايشون توي اين وبلاگ دادن :
با درود:
لوسیفر جان اپ جدید کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
























راستی فکر کنم فهمیدی سایتم چش شده نفهمیدی www.magic-center.ir
فعلا داونه سايت تا سرور رو تغيير بديم
خودمم ضد حال اساسي خوردم ولي نميشه دگيه سايت داون شد از طرف سرور و در حال عوض كردن سروريم.
به اميد ديدار دوست دار تو مرلين
...................
بازم ميگم منتظر اپپپپپپپپپپپپپپ جديييييييييييييييييييييييييييييدم.
شما كه بدقول نبودي!









باي باي
...........................
شيوا جان من آپ كردم ولي شما كجايي.....
ديدار به قيامت........

خوبين ؟
بهترين ؟
خب خدا رو شكر. شرمنده ديگه ، ديشب نتونستم آپ كنم.
اين دفعه خودم با آپي كه ميخوام بكنم حسابي حال كردم. به نظر خودم كه اين دفعه خوب شده باشه.
(مجبورم خودم نظر بدم
)
* به عنوان حرف آخر هم بگم احتمالا يه مدتي (تا كنكور) بي خيال آپ كردن بشم.
البته معلوم نيست ، بايد ببينم چي ميشه ، فشار درسا اساسا رفته بالا و نميدونم بازم ميتونم
آپ كنم يانه. البته نظرات شما هم ميتونه به من كمك كنه كه
جمع كنم برم يا هستن كساني كه اين مطالب من رو بخونن.
*
اينجا هم جا داره از دوستان گلي كه لطف كردن و نظر دادن ، تشكر كنم.
مرلين خان ، ليلي خانم ، zarair عزيز و همچنين
آرك (البته يكي طلبت آرك. تا اينجا اومدي نگفتي مطالبم چطور بود
)
خيلي حرف زدم.
ولي يه چيزي جالب بود ، هيچكي به سؤالم در مورد جوك ها جواب نداده بود.
برين پست قبلي رو ببينين ، متوجه ميشين.
توجه......توجه.....
پيش نمايش و بخشي از پشت صحنه ي فيلم 6 هري پاتر ، هري پاتر و شاهزاده ي دورگه...
براي اولين بار. توسط خشايار عزيز.
دانلود پيش نمايش فيلم 6.
پسورد : http://chejaleb.blogfa.com


داستان
سر زمين رستاخيز : فصل5 . پرشين گيگ
فصل 5 . 4 شير

هري پاتر و جادوي نوين : فصل9. پرشي گيگ
فصل9 . 4 شير

فصل جديد اختشاش : فصل 8.پرشين گيگ
فصل 8 . كمكي
7. پرشين گيگ
فصل 7
7. 4 شير
7. رپيدشير
7.پرشين درايو
فصل6 . پرشين گيگ
فصل6 . 4 شير

آركادورن : فصل14 . پرشين گيگ
فصل14 . 4 شير
اين 2 قسمت بعد مثلا ويژه هستش.
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت.
نتيجه ي اخلاقي :
منچستر يونايتد قهر مانه

شوخي كردم بابا ، شيطان از كوچكترين مسائل هم نميگذره و هميشه در كمينه. 
(البته اين هيچ ربطي به متن بالا نداشت
)
...................................................................................
خب اشكال نداره ، زانوي غم بغل نگيريد. برين ببينيد بهشت چجوريه :
در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا
باز ميشد
و در وسط آن چشمهاي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد
دروازهبان
كرد: «روز به خير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟»
دروازهبان: «روز به خير، اينجا بهشت است.»
- «چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنهايم.»
دروازهبان به چشمه اشاره كرد و گفت: «ميتوانيد وارد شويد و
هر چه قدر دلتان ميخواهد
بوشيد.»
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حيوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد.
از نگهبان
تشكر كرد و به راهش ادامه داد.
پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعهاي
رسيدند. راه ورود به اين مزرعه،
دروازهاي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با
درختاني در دو طرفش باز ميشد.
مردي در زير سايه درختها دراز كشيده بود و صورتش
را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ
خوابيده بود.
مسافر گفت: روز به خير
مرد با سرش جواب داد.
- ما خيلي تشنهايم، من، اسبم و سگم.
مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگها چشمهاي است. هرقدر كه ميخواهيد
بنوشيد.
مرد، اسب و سگ، به كنار چشمه رفتند و تشنگيشان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، ميتوانيد برگرديد.
مسافر پرسيد: فقط ميخواهم بدانم نام اينجا چيست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.
مسافر حيران ماند: بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند!
اين
اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي ميشود!
- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما ميكنند.
چون تمام آنهايي كه حاضرند
بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا ميمانند.
نتيجه ي اخلاقي :
لازم نيست ديگه من بگم ، هميشه با هم دوست باشين ، دوستان واقعي. 
جوك :
خب ايندفعه با 50 تا جوك اومدم. (يكي نيست بگه آخه آدم بيكار ، چرا حالا شمرديشون
)

خب اين هم از جوك ها. راستش يه شعر راجع به عشق هم داشتم ، مي خواستم
بزارم ولي ديدم بي ربطه. اگه عمري بود دفعه ي ديگه كه آپيدم (هنوز زمانش معلوم نيست
)
يسري جوك عشقولانه ميزارم و اون شعري كه دارم. 

ويژه :
خب اين قسمت اساسا ويژه هستش.
اول يه آهنگ ميزارم.
كاره يكي دوستان گلم هستش كه يكي از آهنگ هاي «محسن يگانه» رو
باز خواني كردن. (ايشون 15 سالشونه)
خواهش ميكنم نظرتون رو راجع به اين آهنگ بدين.
براي من و دوستم خيلي مهمه. (دانلود كنين، حجمش زياد نيست)

دانلود آهنگ. ( 4 مگابايت )

لينك مستقيم كليپ
لينك مستقيم MP3
لينك 4 شير ، كليپ
لينك 4 شير MP3
اگه تا حالا گوش نداديد ، فرصت رو از دست نديد. البته كليپش بسيار ، بسيار زيباست و
ارزش دانلود كردن و ديدن رو داره.

عكس :
سري سوم عكس هاي هري پاتر :
نمونه اي از اين سري
دانلود سري سوم
خب. به عنوان بخش پاياني 3 تا عكس
ديگه از استاد داريوش.
(اگه قسمت بشه يه زندگي نامه ازايشون رو در آينده خواهم گذاشت)



خب اين هم از عكس هاي ايندفعه .
البته ميتونيد در آينده منتظر يه سري عكس توپ از گوگوش هم باشيد.
خب . خسته نباشين. چطور بود.
ارزش داشت كه وقتتون رو روش بزارين ، اگه اينطوري بود پس
يه نظر هم بدين تا دل من هم به يه چيزي خوش باشه.
..................................................................
راستي يادتون نره ، من ميخوام ببينم اگه دوست داريد ،بازم آپ كنم يا نه . چون همونطور كه
گفتم درس ها سنگين شده و احتمال داره تا بعد از كنكور بي خيال بشم.
در هر صورت نظر شما براي من مهمه. پس لطف كنيد و با نظراتتون به من كمك كنيد.
..................................................................
اين آپ هم تموم شد.
موفق باشيد.
علي يارتون ، در پناه حق و خداحافظ .
**************************************************************


اميدوارم حالتون خوب باشه.
الان كه دارم اين مطلب رو مي نويسم حسابي حالم گرفته است.
از ساعت 3 تا 6:15 پاي سيستم بودم و داشتم مطالبم رو مي نوشتم تو ي وبلاگ.
از شانس بد من و روي يك اشتباه كوچيك تمام مطالب پريد
الانم حسابي داغونم.
مجبورم دوباره بنويسم . ولي خوب همه ي مطالبي كه نوشته بودم رو يادم نمياد.
چاره اي نيست....................
ايندفعه يه شب جلوتر مي آپم چون «فيتيله ، فردا تعطيله» . 
البته فردا كه نميشه گفت ، آخه الان ساعت 6:20 صبح 2 شنبه است.
اول فصل جديد داستان زيباي آركادورن رو ميزارم.
بعد هم ميرسه به قسمت جوك ها . چند خط ابتدايي اين بخش رو حتما بخونيد.
بعدش مي رسيم به آهنگ هاي رپ كه زياد هم جديد نيستن و فقط به خاطره زيباييشون ميزارم.
در آخر هم با سري دوم عكس هاي هري پاتر و چنتا عكس ديگه
از استاد داريوش ، آپم رو تموم ميكنم.
حرف بسه.....بريم سراغ عمل............
فصل ششم از داستان زيباي اختشاش :
پر شين گيگ
4 شير
فصل جديد از داستان زيباي هري پاتر و جادوي نوين از the best wizard عزيز رسيد :
فصل9. پرشين گيگ
فصل 9 . 4 شير
فصل 8 . پرشين گيگ
فصل 8 . 4 شير
فصل 7. پرشين گيگ
فصل 7. 4 شير
فصل جديد از داستان زيباي آركادورن نوشته ي دوست عزيزم Ark هم رسيد :
فصل 14 . پر شين گيگ
فصل 14 . 4 شير
فصل 13 . پرشين گيگ
فصل 14 . 4 شير
فصل 12 پرشين گيگ
فصل 12 . 4 شير

داستان زيباي سرزمين رستاخيز از آرش عزيز :
فصول 1 تا 4 . پرشين گيگ
فصول 1 تا 4 . 4 شير

جوك :
مهم :
اگر توجه كرده باشين در جوك ها از لفظ < يارو > استفاده ميشه كه به عنوان توضيح بايد
بگم جوك ها براي جلوگيري از توحين به قشر خاصي از جامعه ويرايش شدن.
جوك هاي اين سري رو از بين 150 تا جوك جدا كردم و اكثرشون هم ويرليش شدن.
جوك هاي به اصطلاح +18 مشكلي ندارين. چون پيدا كردن جوكي كه مشكل نداشته باشه
از ويرايش جوك ها هم سخت تره.
پس خواش ميكنم نظرتون رو راجع به اين موارد بگيد. چون به نظراتتون نياز دارم.
بريم و جوك ها رو بخونيم . 
























شاگرد : الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شیش ..هفت...
معلم : انگلیسی اش رو بگو
شاگرد : ای...بی...سی...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد...
معلم : یونانیش رو بگو
شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شیشتا...هفتا....
معلم : نخواستم اصلاً ، یه شعر بگو
شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شیش هفت













از يارو ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فك ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد...
ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!



تموم شد. اميدوارم كه خوشتون اومده باشه.
پ ن : اگه قسمت اول جوك ها رو نخونديد ، برگرديد بخونيد ، مهمه. 
رپ :
اخطار 1 : همونطور كه در جريانيد ، توي بعضي از آهنگ هاي رپ
از الفاظ زياد مناسبي استفاده نميشه. اين آهنگ ها هم از اين قضيه مستثني نيستند.
پس اگر نمي پسنديد دانلود نكنيد ، چون ممكن هست كه خوشتون نياد
و من هم هيچ مسئوليتي رو قبول نميكنم.

آهنگ هايي زيبا از استاد رپ فارس: «سروش هيچكس» :
مايه بده
تو مستي
پدر خوانده
پا بر جا
هيچكس

آلبوم فوق العاده زيباي <جهنم ساكت> از «رضا پيشرو» :
اينترو
جهنم ساكت
برو جلو
هديه
براي رپ
ديوونه
از همتون بيزارم
پدر

جنتا آهنگ زيبا از «عرفان» :
خط من (رميكس)
صد قسم
جاده
نمي ترسم

تابستون كوتاه
عروسك
پارتي
آهنگامون خداست

اخطار 2 :اين آهنگ ها 100 در صد +18 هستند.
پس لطفا خودتون رعايت كنيد ، چون من هيچگونه گله و شكايتي رو قبول نميكنم.
به یکی ربط داره پیشنهاد میکتم از دستش ندین حسام گفت دیگه دیـس
نمیدم.
فحش كش (+18)
فحش كش (+18).4 شير
اين هم 3 تا ديس ديگه از حسام استپس :
ديس هيچكس1 (+18)
ديس هيچكس 2 (+18)
ديس امير تتلو (+18)

خب اين هم از آهنگ هاي رپ. تموم شد.
بريم سراغ قسمت آخر.........
عكس :
سري دوم عكس هاي هري پاتر كه يك دونه عكس از اين سري رو باسايز اصلي ميزارم.
روي لينك زير كليك كنيد تا عكس رو ببينيد.
اين هم لينك سري دوم عكس ها براي دانلود : سري دوم







خب. خسته نباشين. چطور بود.
خوب بود. اميدوارم خوشتون اومده باشه. 
الان كه مي خوام مطالب رو ثبت كنم ساعت 8:05 صبح روز 2 شنبه است ، يعني
من از ديشب ساعت 11:30 كه اومدم پاي سيستم مطالب رو درست كنم ، تا
همين الان پاش بودم.
مي بينين چقدر براي من مهمين .

اميدوارم آپم جوري شده باشه كه شايسته ي نظر دادن شما باشه. 
تا هفته ي بعد و يه آپ ديگه
علي يارتون ، در پناه حق و خداحافظ همگيتون .


خوبيد ؟ چطورين ؟
با يه سري جوك و عكس از هري پاتر و استاد داريوش و ويژه ي محرم اومدم.
مي بينم كه نظر هم نميدين.
مگه اين مرلين عزيز بياد نظر بده.
آخه چرا ؟ مگه يه نظر دادن چقدر سخته ؟

شايدم مطالب من اينقدر بيخوده كه ارزش نداره نظر بدين.....
اصلا ولش كن.
فايده اي نداره. كو گوش شنوا......
بريم اين داستان ها رو بخونيم (به احتمال زياد خونديد. فصل جديد اومد ، سريع ميزارم).
داستان زيباي هري پاتر و سفير مرگ از دوست خوبم james عزيز :
فصل 30 . پرشين گيگ فصل 30 . 4 شير
داستان زيباي پرواز كن از emzi عزيز :
فصل 6 . پرشين گيگ فصل 6 . 4 شير
فصول 1 تا 6 رو با هم آپلود كردم. لينكش رو براتون مي زارم :
فصول 1 تا 6 . پرشين گيگ فصول 1 تا 6 . 4 شير
فصل جديد : فصل 5 . پرشين گيگ فصل 5 . 4 شير
داستان زيباي اختشاش از رامين عزيز كه فصل 4 رو دادن :
فصل 4 . پرشين گيگ فصل 4 . 4 شير
فصول 1 تا 4 رو هم با هم آپلود كردم. لينكش رو ميزارم اگه خواستيد ، دانلود كنين :
فصول 1 تا 4 . پرشين گيگ فصول 1 تا 4 . 4 شير
فصل جديد : فصل 11 . 4 شير فصل 11 . پرشين گيگ
داستان زيباي آركادورن از دوست عزيزم Ark كه تا فصل 10 داستان رو دادن :
فصول 1 تا 10 . پرشين گيگ فصول 1 تا 10 . 4 شير

داستان زيباي هري پاتر و قدرت عشق از lordharrypotter عزيز كه 12 فصل رو دادن :
فصول 1 تا 12 . پرشين گيگ فصول 1 تا 12 . 4 شير
فصل جديد : فصل 6 . پرشين گيگ فصل 6 . 4 شير
داستان زيباي هري پاتر و جادوي نوين از the best wizard عزيز كه 5 فصلش رو دادن :
فصول 1 تا 5 . پرشين گيگ فصول 1 تا 5 . 4 شير
به محض اومدن فصل جديد ، اينجا ميزارمشون.
بريد چند تا جوك بخونيد. اميدوارم خوشتون بياد.

اگه خوب بود نظر يادتون نره.
حالا مي رسيم به بخش عكس :
ويژه ي محرم :
براي ديدن ادامه ي عكس ها به ادامه ي مطلب مراجعه كنيد.
و حالا نوبت رسيد به اولين بخش عكس هاي هري پاتر .
فايل زير رو كه شامل 10 قطعه عكس هست رو براتون ميزارم تا دانلود كنيد و لذت ببريد.
بخش اول
و اين هم يك نمونه از اين عكس ها با سايز اصلي :
http://i32.tinypic.com/8xlac7.jpg

قشنگ بود . نه ؟ بريد دانلود كنين و بياين نظرتون رو بگيد.

به عنوان بخش پاياني ، 7 تا عكس از استاد داريوش ، لذت ببريد.






خب . اينم از آپ ايندفعه.
اميدوارم كه خوشتون اومده باشه.
پس خواهش مي كنم يه نظز بديد ، ببينم چطور بود ، مطالب.
تا دفعه ي بعد ، علي يارتون ، در پناه حق ، خداحافظ.
راستي يادم رفت بگم :
نظر يادتون نرهههههههههههههههههههه.
يه نكته : اگه بتونم ، سريع آپ ميكنم ، اگر نشد 3 شنبه شب ها حتما آپ ميكنم.
البته قضيه ي داستان ها فرق مي كنه ، هر وقت فصل جديد بياد ، مي زارم.
ادامه مطلب



