تبليغاتX
چند لحظه با من...

چند لحظه با من...

اگر دوست داری ، با من باش و چند لحظه ای رو با من سپری کن...


سالها پیش از این زیر یک سنگ ،

 گوشه ای از زمین ،

من فقط یک کمی خاک بودم ، 

همین ،

یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی آسمان ها بود، 

آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود،

 خاک هر شب دعا کرد ،

یک شب ،

آخر دعایش اثر کرد،

 یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا ،

تکه ای خاک برداشت ،

آسمان را در آن کاشت ، 

خاک را توی دستان خود ورز می داد ،

 روح خود را به او قرض می داد ،

 خاک در دست خدا نور شد ،

 پرگرفت از زمین دور شد .

راستی من همان خاک خوشبختم ، پس چرا گاهی از خدا دور هستم؟


نظر فراموش نشه...

نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 15:0 توسط lucifer| |

***

نظرتون رو در مورد قالب جدید بگید...

***


ادامه ی این بخش ، حیفم اومد نظرامشون اینجا ، واقعا مفید هستند..


مطالب زیر قابل توجه و تامل برانگیز هستند.

۲۱ – تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند.

۲۲ – فرض کردن‏ها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه می‏گیرند.

۲۳ – هیچ کس به طور کامل بی‏طرف نیست.

۲۴ – خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در آن متولد شده‏ایم؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد می‏کند.

۲۵ – شما همیشه راه درست را نمی‏پیمایید.

۲۶ – فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست.

۲۷ – توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.

۲۸ – اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما می‏آیند.

۲۹ – اگر می‏خواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.

۳۰ – اگر می‏خواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم هستید.

۳۱ – فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان می‏شود.

۳۲ – کسی که از همه بیشتر می‏داند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف می‏زند.

۳۳ – هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است.

۳۴ – هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.

۳۵ – شما تنها با ابزاری که دارید می‏توانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید

۳۶ – اگر  خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کرده‏ایم.

۳۷ – این انسانها هستند که به زندگی معنا می‏دهند و نه اشیاء.

۳۸ – همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد.

۳۹ – در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست.

۴۰– اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.

۴۱ – وقتی صحبت می‏کنیم، صدای هیچ کس را نمی‏شنویم.

۴۲ – والدین نباید کوچکترها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند.

۴۳ – اینکه پدران ما چه کاره بوده‏اند مهم نیست، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد.

۴۴ – اگر فکر می‏کنید که باید همین الآن بگویید، پس بگویید و اگر می دانید که باید کاری را الآن انجام دهید، پس انجام دهید.

۴۵ – هر تغییری نیاز به حرکت دارد.

۴۶ – کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست.

۴۷ – اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما می‏توانید هر کسی را دوست داشته باشید.

۴۸ – اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت.

۴۹ – هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست.

۵۰ – بهترین هدیه‏ای که می‏توان به دیگران داد، وقت و صبر خودمان است.


منبع :‌ شطرنج عشق

نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 15:19 توسط lucifer| |
درود....


این سیاست هم مارو کشته ها...


دیگه چرا بلاگفا رو از کار انداخته بودند...


بالاخره بعد از چند روز ، همین 5 دقیقه پیش تونستم وارد بشم...


چه خبره این روزا تهران و در کل ایران...


ولی شاعر در این زمینه میگه :

«ما رو چیکار به اصلاح و سیاست / عرض ادب به مسئول حراست..»

در نتیجه بیخیال بحث سیاسی میشیم و به زندگی خودمون میپردازیم..

راستی تا 2 هفته ی دیگه هم آپ درست و حسابی ندارم ، ولی از 2-3 هفته بعد

از خجالت دوستان در میایم...

فعلا بای تا بعد...

نوشته شده در سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 23:25 توسط lucifer| |

مطالب زیر قابل توجه و تامل برانگیز هستند.

آیا میدانید که:

۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.

۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.

۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه می‏کنند.

۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.

۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.

۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.

۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.

۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان پدر و مادر بود.

۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – آنها از خود هیچ قدرتی ندارند.

۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.

۱۱ – فرشته ها به زمین نمی‏آیند تا ببینند ما چه می‏کنیم بلکه می‏آیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.

۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمی‏خورد.

۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمی‏کنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.

۱۴ – هیچ کس نمی‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)

۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.

۱۶ – من هیچ چیز نمی‏دانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمی‏شنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم.

۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب می‏کنیم.

۱۸ – آنچه در قلب خود می‏پرورانیم، همان است که در زندگی آن دنیا در دستان خود داریم.

۱۹ – تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمی‏بینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمی‏آید.

۲۰ – جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد.


منبع :‌ شطرنج عشق

نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 2:24 توسط lucifer| |
/* /*]]>*/ در پهنای بی کرانه تفکر از خویش به کیش خواهم رسید تا از دالان پرخروش محبت اب حضور را برداشت کنم و در این میان جبیره ی فراق را بر دل خواهم زد و به مثال چوک و هزاردستان در بهشت اشتیاق نغمه ی اشنایی را سر خواهم داد و با گامهای سره به دنبال تلالو زرنگار انتظار از پل جنون راهی جزیره مجنون خواهم گشت و سوار بر بادهای بی اقلیم حماسی از کنار پنجره های تجلی به سوی دیار تحیر کوچ خواهم نمود و توشه ره را در کوله پشتی معراج از خلعت فنا؛ خوشه معنا و اب استغنا پر خواهم داشت تا حماسه ی جود الهی را با نگاهی فارغ از نگاه جمادی احساس نمایم و در این حال فضاله ی قدح را به رسم رندانگی در کیش عروج خواهم نوشید و به مثال عشاقان دیار وصل در گود کارزار الهی کباده ی مستی خواهم زد و فریاد هستی . تا شاید بدین سان سرسرای هبوط را جانی دوباره بخشم و کویر دل را در مسلخ عشق قربانی نمایم و طاق اسمان جاودانگی را با نقش تحیر ازین بندم و اذان عشق را در وقت ایمان جاری سازم تا صور منیع راحله ی تحول را با چشم دل احساس نمایم و به سهای اکبر در اسمان کرامات خداوند بالباب بدل گردم...  
نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 13:34 توسط lucifer| |

فرض کنید . . .

به شما، این امکان را میدهند که از بین سه نفر یکرئیس برای دنیا انتخاب کنیدکه بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کردهصلح و ترقی و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد.

بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید.

قبلا یک سوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید . . . .

زنحامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور ویکی عقب مانده هستند. در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است. ازشما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه . . . . با تجارب زندگی کهدارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟

خواهید گفت سقط کند؟

فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان

شخص اول:

اوبا سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند، از فالگیر غیب گو و منجممشورت میگیرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده و روزی همده لیوان مشروب میخورد.

شخص دوم :

از دو محل کار اخراج شده،تا ساعت 12 ظهر میخوابد.در مدرسه چند بار رفوزه شده.در جوانی تریاکمیکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد. ایشان روزی یک بطر ویسکی میخورد، بیتحرک و چاق است.

شخص سوم:

دولت کشورش به ایشان مدال شجاعتداده، گیاهخوار بوده و دارای سلامت کامل هست. به سیگارومشروب دست نمیزند ودر گذشته هیچ گونه رسوایی به بار نیاورده.

به چه کسی رأی میدهید؟

کاندید اول : فرانکلین روز ولت

کاندید دوم : وینستون چرچیل

کاندید سوم :آدولف هیتلر

چه درسی میگیریم؟

راستی خانم حامله فراموش نشود؟

اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید همان بس که لودویگ فان بتهوون را به کشتن دادید!


منبع : بچه هاي ايروني

نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 18:32 توسط lucifer| |




درود...

اين هم آهنگ زيباي يار دبستاني من...

البته نه اون آهنگي كه فريدون فروغي خونده..

بلكه ورژن انقلابش....

به همراه متن آهنگ :


دانلود آهنگ



***

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
يار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
***

یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من

نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت 14:52 توسط lucifer| |