چند لحظه با من...
اگر دوست داری ، با من باش و چند لحظه ای رو با من سپری کن...
در اين پست قصد دارم لينك دانلود سريال Heroes (قهرمانان) رو بگذارم. فعلا قسمت جديد رو ميگزارم ، انشاء الله بعدا لينك فصل ها و قسمت هاي قبلي رو ميزارم. اطلاعات سريال : 3 فصل كامل ارائه شده. فصل 4 تا اپيزود 9 اومده. اپيزود 10 ، 2 شنبه ، 25 آبان 88 مياد. Heroes.S04E09.720p.HDTV.X264-DIMENSION http://rapidshare.com/files/304805306/Heroes.S04E09.720p.HDTV.X264-DIMENSION.1aff.DedicatedTV.net.part1.rar
350 MB : http://rapidshare.com/files/304804358/Heroes_s04e09.avi Heroes S04E9 Mkv - 110 Mb http://rapidshare.com/files/304843448/heroes.409.hdtv-lol.mkv بعد از مدت ها قصد دارم دوباره وبلاگ رو فعال كنم. يك سري تغييرات جزئي هم داشتيم و خواهيم داشت.. الان ديگه فقط خودم نويسنده ي سايتم . ميخوام چنتا موضوع ديگه اضافه كنم ، مثل دانلود كليپ و فيلم و .... دنبال يك قالب قشنگ هم ميگردم ، سراغ داشتين بگيد. همين ديگه... عشق یعنی با تو خواندن از جنون *** . . . نیمه شب آواره و بی حس و حال ، در سرم سودای جامی بی زوال ، پرسه ای آغاز کردیم در خیال ، دل به یاد آورد ایام وصال ، از جدایی یک ، دو سالی میگذشت ، یک ، دو سال از عمر رفت و برنگشت ، دل به یاد آورد ، اول بار را ، خاطرات اولین دیدار را ، آن نظر بازی و آن اسرار را ، آن دو چشم مست آهو وار را ، همچو رازی مبهم و سر بسته بود ، چون من از تکرار ، او هم خسته بود ، آمد و هم آشیان شد با من او ، هم نشین و هم زبان شد با من او ، دامنش شد خوابگاه خستگی ، اینچنین آغاز شد دلبستگی ، وای از آن شب زنده داری تا سحر ، وای از آن عمری که با او شد به سر ، مست او بودم ز دنیا بی خبر ، دم به دم این عشق میشد بیشتر ، آمد و در خلوتم ، دم ساز شد ، گفت و گو ما بین ما آغاز شد ، گفتمش : در عشق پا بر جاست دل ، گر گشایی چشم دل ، زیباست دل ، بی تو شمع بی فرداست دل ، دل ز عشق روی تو حیران شده ، در پی عشق تو سر گردان شده ، گفت : در عشقت وفادارم ، بدان ، من تو را بس دوست میدارم ، بدان ، با تو شادی ، میشود غم های من ، با تو زیبا میشود ، فردای من ، گفتمش عشقت به دل افزون شده ، دل از جادوی رخت افسون شده ، جز تو هر یادی به دل مدفون شده ، عالم از زیباییت مجنون شده ، بر لبم ، لب بگذاشت ، یعنی خموش ، طعم بوسه از سرم برد ، عقل و هوش ، در سرم جز عشق او سودا نبود ، بهر کس جز او در این دل جا نبود ، دیده جز بر روی او بینا نبود ، همچو عشقم هیچ گلی زیبا نبود ، خوبیه او شهره ی آفاق بود ، در نجابت ، در نکویی ، طاق بود ، روزگار... روزگار اما وفا با ما نداشت ، طاقت خوشبختی ما را نداشت ، آخره این قصه هجران بود و بس ، حسرت و رنج فراوان ، بود و بس ، یار ما را از جدایی غم نبود ، در غمش ، مجنون عاشق ، کم نبود ، سهم من از عشق جز ماتم نبود ، با من ساده ، پیمان ساده بسته بود ، ساده هم آن عهد و پیمان را شکست ، بی خبر پیمان یاری را گسست ، این خبر نا گه پشتم را شکست ، آن کبوتر عاقبت از بند رفت ، رفت و با دلداره دیگر عهد بست ... بخت بد بین . وصل او حاصل نشد ، این گدا مشمول آن رحمت نشد ، آن طلا راضی به این قیمت نشد ... عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست ، با چنین تقدیر بد ، تدبیر نیست ... از غمش با دود و دم ، همدم شدم ، باده نوشه غصه ی او من شدم ، مست و مخمور و خراب از غم شدم ، زره زره آب گشتم ، کم شدم... آخر آتش زد این دل دیوانه را ، سوخت بی پروا ، پر پروانه را ، عشق من از من گذشتی خوش گذر ، بعد از این حتی تو اسمم را نبر ، خاطراتم را تو بیرون کن ز سر ، دیشب از کف رفت ، فردا را نگر ، آخر این یک بار از من بشنو پند ، بر من و بر روزگارم دل نبند ، عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ! عشق دیرین گسسته تار و پود ، گرچه آب رفته باز آید به جوی ، ماهی بیچاره اما مرده بود ... عشق من ، بعد از این هم آشیانت هر که هست ، باش با او ، نظر فراموش نشه... دوباره دل هواي با تو بودن کرده در پسین روزهای فصل بهار .....برگ ها در هجوم پاییزند. زرد ها مانده اند بر شاخه .....سبزها روی خاک می ریزند جای عطر گل اقاقی و یاس ..... بوی خون در فضای این شهر است گویی احساس سربلندی و اوج..... با تمام درخت ها قهر است از کف سنگ فرش هر کوچه..... خون گلگون لاله را شستند غافل از این که در تمامی باغ ..... سروها جای لاله ها رستند شب به شب روی شاخه ی هر سرو..... قمری و چلچله هم آواز است بانگ الله اکبر از هر سو ..... نغمه ساز است و نغمه پرداز است هر دهانی که بوی گل می داد ..... دوختندش به نوک سوزن ها بوی گل شد گلاب و جاری شد..... از دو چشم خمار سوسن ها ناله ی پر شرار مرغ سحر..... معنی اش ارتداد و بی دینی است در زمستان ذوق و اندیشه ..... سبز بودن چه جرم سنگینی است ساقه هایی که سبز تر بودند ..... سرخ گشته به خاک غلطیدند باقی ساقه ها از این ماتم..... برگ های سیاه پوشیدند نخل را کنده بید می کارند ..... بید مجنون کجا ثمر بدهد ای که بر روی ماه چنگ زدی ..... باش تا صبح دولتت بدمد . . این آپ رو قبلا آماده کردم. بنا به دلایلی میخواستم نزارمش ولی چون از قبل حاظرش کرده بودم ، دیدم نمیشه نذاشتش... شعر زیبای « باور کن » از گوگوش. + فایل صوتی این آهنگ و آهنگی که یکی از خوانندگان مشهور خارجی (میگن پدر انریکو) به زبان فارسی خونده... لذت ببرید... پ ن : اگر آهنگ ها رو نشنیدین ، ارزش دان کردن رو داره ، گوش بدید عاشقشون میشید...بای. باور كن ، صدامو باور كن دانلود موزیک با صدای خواننده ی دیگر(حتما دان کنید)
. خبر به دورترین نقطه جهان برسد دقیقه های دلتنگ ، ثانیه های لبریز صدای پای خش خش ، دختر برگ و پاییز گل پونه های وحشی ، نسترنای بی تاب نگاه آبی عشق ، دختر مهر و مهتاب پنجره ها رو وا کن ، برگا شدن طلایی تکیه بده به ابرا ، دلا شدن هوایی با ریتم خیس بارون ، برقص میون باغچه اُرکیده رو صدا کن ، برای خواب طاقچه تو حسرت نگاتن ، پنجره ها ی دلتنگ همنفس ی صداتن ، قناریای خوشرنگ خورشید ماه مهری ، نارنجی و طلایی زردی عطر لیمو ، تلخی آشنایی چشمای جاده گریون ، صورت ی کوچه خیسه ستاره تا ستاره ، شب از تو می نویسه من بودم و تو بودی ، پرنده بود و پرواز غزل ترانه می شد ، تو کوچه باغ آواز......
قسم بر پاکبازان، بلندآوازگان و سرفرازان مرا زین خودپرستی ها رها کن چنان اندیشه ای بر من عطا کن ، که تقدیری کزان ناگزیرم ، توانم جبر و قهرش را پذیرم و یا عزمی چنان پیگیر بخشم، که نا تقدیر را تغییر بخشم توانایی ده ای بانی تقدیر، که بشناسم زهم تقدیر و تدبیر. خواجه عبدا... انصاری فریدون مشیری خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم. این که سلامت شان را صرف به دست آوردن پول می کنند شهر هرت جاییست که ...! شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب ، شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد هم ديگه رو مي شناسن ، اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند ، شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر ، شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت ، چند چادر برپا کرد ، شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند ، و بهش مي گن مرواريد در صدف ، شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن و پول تاکسيشونو در بيارن ، شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري ، ياد تختخواب مي افتن ، شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه ، مي گه : نمي دونم هر چي بابام بگه ، شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن ، شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي .. ، شهر هرت جاییست که پلیسش توی یک مهمونی برای ارشاد می ریزه ومهمونا رو یکی یکی به اتهام شرکت در مراسم لهو و لعب دستگیر می کنه ، خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست با درود.... بالاخره آزاد شدیم و بس.....
میریم توی کار صفا ، سیتی ، بندر.....
فعلا یک مطلب از استاد شهید «دکتر علی شرعتی» میگذارم ، تا بعد... بای.... *** به علماي ما مسؤوليت و به مومنان ما روشنايي و به روشنفكران ما ايمان و به متعصبين ما فهم و به فهميدگان ما تعصب و به پيران ما درک و به جوانان ما آگاهي و به اساتيد ما هدف و به دانشجويان ما عقيده و به خفتگان ما بيداري و به بیداران ما اراده و به مبلغان ما حقیقت و به دينداران ما درستی و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نشستگان ما قيام و به راكدان ما تكان و به مردگان ما حيات و به كوران ما نگاه و به خاموشان ما فرياد و به فرقههاي ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبينان ما انصاف و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهي و به همه ملت ما همت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزت بخش نظر فراموش نشه...
سالها پیش از این زیر یک سنگ ، گوشه ای از زمین ، من فقط یک کمی خاک بودم ، همین ، یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی آسمان ها بود، آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود، خاک هر شب دعا کرد ، یک شب ، آخر دعایش اثر کرد، یک فرشته تمام زمین را خبر کرد و خدا ، تکه ای خاک برداشت ، آسمان را در آن کاشت ، خاک را توی دستان خود ورز می داد ، روح خود را به او قرض می داد ، خاک در دست خدا نور شد ، پرگرفت از زمین دور شد . نظر فراموش نشه...
مطالب زیر قابل توجه و تامل برانگیز هستند.
۲۱ – تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند. ۲۲ – فرض کردنها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچشمه میگیرند. ۲۳ – هیچ کس به طور کامل بیطرف نیست. ۲۴ – خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در آن متولد شدهایم؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد میکند. ۲۵ – شما همیشه راه درست را نمیپیمایید. ۲۶ – فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست. ۲۷ – توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد. ۲۸ – اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما میآیند. ۲۹ – اگر میخواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید. ۳۰ – اگر میخواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم هستید. ۳۱ – فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان میشود. ۳۲ – کسی که از همه بیشتر میداند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف میزند. ۳۳ – هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است. ۳۴ – هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان. ۳۵ – شما تنها با ابزاری که دارید میتوانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید ۳۶ – اگر خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کردهایم. ۳۷ – این انسانها هستند که به زندگی معنا میدهند و نه اشیاء. ۳۸ – همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد. ۳۹ – در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست. ۴۰– اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد. ۴۱ – وقتی صحبت میکنیم، صدای هیچ کس را نمیشنویم. ۴۲ – والدین نباید کوچکترها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند. ۴۳ – اینکه پدران ما چه کاره بودهاند مهم نیست، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد. ۴۴ – اگر فکر میکنید که باید همین الآن بگویید، پس بگویید و اگر می دانید که باید کاری را الآن انجام دهید، پس انجام دهید. ۴۵ – هر تغییری نیاز به حرکت دارد. ۴۶ – کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست. ۴۷ – اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما میتوانید هر کسی را دوست داشته باشید. ۴۸ – اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت. ۴۹ – هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست. ۵۰ – بهترین هدیهای که میتوان به دیگران داد، وقت و صبر خودمان است. منبع : شطرنج عشق این سیاست هم مارو کشته ها... دیگه چرا بلاگفا رو از کار انداخته بودند...
بالاخره بعد از چند روز ، همین 5 دقیقه پیش تونستم وارد بشم...
چه خبره این روزا تهران و در کل ایران... ولی شاعر در این زمینه میگه : «ما رو چیکار به اصلاح و سیاست / عرض ادب به مسئول حراست..»
در نتیجه بیخیال بحث سیاسی میشیم و به زندگی خودمون میپردازیم.. راستی تا 2 هفته ی دیگه هم آپ درست و حسابی ندارم ، ولی از 2-3 هفته بعد از خجالت دوستان در میایم...
فعلا بای تا بعد...
مطالب زیر قابل توجه و تامل برانگیز هستند. آیا میدانید که: ۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران میکنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز میمانند. ۲ – کسانی که میگویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو میگویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو مینمایند. ۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست میگوییم و دیگران اشتباه میکنند. ۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست. ۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند. ۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص میبینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست. ۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور میتوان از شر او جان سالم بدر برد. ۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور میتوان پدر و مادر بود. ۹ – کلماتی که بر زبان جاری میگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند – آنها از خود هیچ قدرتی ندارند. ۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر میبرند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند. ۱۱ – فرشته ها به زمین نمیآیند تا ببینند ما چه میکنیم بلکه میآیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم. ۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمیخورد. ۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمیکنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان. ۱۴ – هیچ کس نمیتواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم) ۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم. ۱۶ – من هیچ چیز نمیدانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمیشنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم. ۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب میکنیم. ۱۸ – آنچه در قلب خود میپرورانیم، همان است که در زندگی آن دنیا در دستان خود داریم. ۱۹ – تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمیبینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمیآید. ۲۰ – جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد. منبع : شطرنج عشق فرض کنید . . .
منبع : بچه هاي ايروني امريكا: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت
مديريتش سنجيده ميشود. موفقيت است. است مدير شوند. سالگي مديريت است. لزوم اين پست ساخته ميشود. در حاليکه مديرش سه بار عوض شده. بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند. مديريت ميکنند. ممکن است محاکمه شود. او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد. بصورت گروهي و هماهنگ کار ميکنند. بصورت گروهي استخدام و برکنار ميشوند. مصاحبه ميکنند. مشخص است. ميگيرند. کسي ربطي ندارد. ملاقات نميدهد.
/*
/*]]>*/
دانشجو و استاد استاد، دانشجویی به ره دید و گریبانش گرفت *** گفت: ای استاد، این مانتوست افسار نیست! گفت: دانشجویی! زان سبب افتان و خیزان میروی*** گفت: جرم، راه رفتن نیست، سرامیک صاف نیست! گفت: می باید تو را تا پیش آموزش برم*** گفت: رو، صبح آی، آموزش 2 به بعد باز نیست! گفت: نزدیک است آقای(...) را سرای، آنجا شویم*** گفت: آقای(...) از کجا
معلوم در پیک نیک نیست؟! گفت: تا حراست را گویم، در نمازخانه بخواب*** گفت: نمازخانه خوابگاه دانشگاه که نیست! گفت: اندکی مایه بیا بالا و خود را وارهان *** گفت: کار دانشگاه، کار این حرفا که نیست! گفت: از بهر لجبازی، نمره ات کم دهم *** گفت: صفر است، جزء نقشی
ز خط و خال نیست! گفت: آگه نیستی کز سر برافتادت لچک*؟ *** گفت: در سر عقل باید، بی لچکی عار نیست! گفت: نسکافه بسیار خوردی، زان چنین سر خوش شدی *** گفت: ای استاد، حرف کم و بسیار نیست! گفت: ای اساتید! تذکر دهید، دانشجویان را *** گفت: استادی بیار، اینجا کسی استاد نیست! ز.م سایه! قرن 21
*لچک به معنای روسری، به دلیل رعایت وزن استفاده شده
می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه
برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر
مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای
نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی
انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا
برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل
نگرفت و روی همان صندلی نشست. جلسه داشت شروع می شد و هیات
نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و
روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد. جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که
مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و
صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما
راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود
تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه. او اضافه کرد که سال های سال
است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که
جایشان این جا نیست. با همین ابتکار و حرکت عجیب بود
که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت
و در نهایت هم انگلستان محکوم شد. منبع :omid20
اینم 2 تا شعر باهال انتخاباتی که ویرایش شده ی شعرای ساسی مانکن هاستش......
"این کروبی که خیلی دل بره، از همه کاندیداها سرتره، از دیوار بی اعتمادی می پره، آخرش انتخابات رو میبره! وعده هاش همه راسته، راه میره آسه آسه، غم جوون ها رو کاسته، دل من اونو خواسته....
نظر یادتون نره....
یه مطلب قدیمی از خودم... همین. کوتاه و مختصر .... بابای.
اينجا هوا ابريست / آنجا را نميدانم
***************** راستی قهرمانی استقلال هم مبارک.....
بي گمان آنشب كه دنيا آمدم ، آسمان هم مثل من افسرده بود ، ماه آذر ، اوج يأس و تيرگي ، گل نبود و برگ هم پژمرده بود ، چشم هاي پر زاشكم را ببين ، حاصل دلتنگي و افسردگيست ، خوب ميدانم كه روز مرگ من باز هم آسمان خواهد گريست ، ساكت و خاموش مدفون ميشوم ، هيچكس از خود نميپرسد كه كيست ... آنگاه بر سنگ مزار من بنويسيد ، آزرده دلي خفته در اين خلوت خاموش ، او زاده ي غم بود و ز غم هاي جهان گشته فراموش... خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند ، و دست منبسط نور روي شانه هاي آنهاست. نه وصل ممكن نيست ، هميشه فاصله اي هست ، دچار بايد بود ، وگرنه زمزمه ي حيرت ميان دو حرف ، حرام خواهد شد. و عشق... صداي فاصله هاست ، صداي فاصله هايي كه غرق ايهامند. نه ، صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند و با شنيدن يك هيچ ، مشوند ، كدر. هميشه عاشق تنهاست... ز هر جا بگذرد تابوت من ، فرياد بر خيزد ، چه سنگين ميرود ، اين مرده از بس آرزو دارد... نظر يادتون نره... نمي دانم چرا رفتي ؟ نظر يادتون نره... ندارم فرصتی تا لحظه ی مرگ بود بر شاخه هایم آخرین برگ نظر يادتون نره... محمد رضا جلائي پور، در ارسال نامه اي ضمن دعوت از آقاي خاتمي به بيان چهل دليل براي شرکت مجدد ايشان پرداخته اند. ( مخالفان بخوانند) سلام.. خوبيد ، خوشي. دلم نيومد بزارم اينجا چند ماهي سوت و كور بمونه. چيز زيادي ندارم ولي خب هميشه گفتن : ‹لنگه كفش هم در بيابان نعمتي است...› چنتا سخن زيبا از دكتر شريعتي ، يك شعر درباره ي مرگ و همچنين ویدئو موزیک جدید و فوق العاده ویران کننده و محشر افشین به همراهی حسین تهی بنام " خانم خشگله "... بريم >>>>>>... دكتر شريعتي : هميشه از يك نفر كه آخر كلاس مينشست بدم ميومد ، به چند دليل. اول اينكه كچل بود ، عينك ميزد ، سيگار ميكشيد و توي اون سن ازدواج كرده بود. چند سال بعد همون شخص رو توي خيابون ديدم ، در حالي كه خودم كچل بودم ، عينك ميزدم ، سيگار ميكشيدم و ازدواج كرده بودم... نميدانم... نميدانم پس از مرگم چه خواد شد... نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ، ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد . گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ، و او يكريزو پي در پي دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد . بدين سان بشكند ، هر دم سكوت مرگبارم را...* دكتر شريعتي * اينم هم يك شعر زيبا در باره ي مرگ : در انتظار مرگ هستم آنهم مرگی زودتر از موعد، زودتر از باور. زودتر از دیگران؛ حتی پیرترین ها هم پس از من خواهند مرد... می خواهم زار زنم، گریه کنم، فغان کشم، مانند زنان جیغ زنم، بر سر بکوبم، زجه زنم، با نگاهی مظلوم به مرده خویش بنگرم، با نگاهی که سرشار از لبخند یخ زده ست؛ که سرشار از امید از دست رفته ست، و همراه همان نگاه به خواب فرو روم. خوابی چونان گران که نشکند، حتی در آن هیاهوی سوگواری؛ عجب آسوده خوابیست !!! این همان لحظه ست؛ این همان لحظه ایست که برای همگان وحشت آور است تا بدان حد که حتی جرات فکر کردنش را نیز به دروغ از خیال خویش می دزدند. همه جا ناگهان تاریک می شود. و فضایی که حتی نمی توانی درش پلک زنی، از فرط تنگی. آری ! گور ! منزلی مجلل به تزیینات گران؛ پرده سیمین عنکبوت بافت؛ شمیم تعفن در هوای سرشار از نومیدی؛ روشن ترین نور سیاه در جهان؛ اعلی ترین فرش بافته شده شده از الیاف خاک؛ همسایگانی با صفا، که هر یک از دیگری مرده تر است ! و تو، در جامه ای برازنده از کفن! و این موشها و سوسکها هستند که برای سیر کردن خویش، در نقش خدمتگذاران این منزل، آماده پذیرایی از خویش اند؛ ... نه از تو . آسوده بخواب، آسوده؛ که تا تمام شدن تو لحظه ای بیش نمانده. این من نوش جانتان، ای موذیان. گاهی می خواهم فقط گریه کنم، اگر غرور اجازه دهد! ولی میدانم که هرگز نتوانم تا زنده ام! مگر آن روزی که بر سر مرده ام گریه می کنم! که دیدی چه شد؛ دیدی چه شد ... منبع : اينترنت بالاخره ویدئو موزیک جدید و فوق العاده ویران کننده و محشر افشین به همراهی حسین تهی بنام " خانم خشگله " میتونم بگم یکی از بهترین ویدئو موزیک های حسین تهی واقعا شاد و بترکون. دانلود : Rapidshare Rapidshare حكايت جالبيست كه فراموش شدگان ، فراموش كنندگان را هرگز فراموش نخواهند كرد. در پناه حق ... الان هم مجبور بودم بيام كافي نت گفتم بزار يه آپ هويجوري بكنم.
.
حسابي حالم گرفته است.. .هم حالم هم دلم......
.
روزگار غريبي است.....
.
بگذريم..
.
يك دونه sms :
.
محمود : ديشب آقا اومد به خوابم ، گفتم آقا بزاريد دستتون رو ببوسم.
.
آ قا گقت تو استعفا بده من پات رو مي بوسم.:D
.
قديمي بود ولي سرش كلي خنديدم.
. اين شعر رو هم داشته باشيد.
.
طبق معمول از استاد داريوش (آهنگ آينه) : .
رو ميكنم به آينه / رو به خودم داد ميزنم
ببين چقدر حقير شده / اوج بلند بودنم رو ميكنم به آينه / من جاي آينه ميشكنم
رو به خودم داد ميزنم / اين آينه است يا كه منم
من و ما كم شده ايم / خسته از هم شده ايم
بنده ي خاك ، خاك ناپاك / خالي از معناي آدم شده ايم
دنيا همون بوده و پس / حقارت از ما و منه
و گرنه پيش كائنات / زمين مثل يه ارزنه
زمين بزرك باز و نيست / دنياي رمز و راز نيست
به هر طرف رو ميكنم / راه رهايي باز نيست دنيا كوچيكتر از اونه / كه ما تصور ميكنيم ،
فقط با يك عكس بزرگ / چشمامون رو پر ميكنيم
به روزه ما چي اومده / من و تو خيلي كم شده ايم
پاييز چقدر سنگيني داشت / كه مثل ساقه خم شديم.
.
.
.
**** .
همين ديگه....
.
ما كه رفتيم....
.
دعامون كنيد....
.
ياحق. (اصلش اینه و ادامه اش تکرار بعضی از همین قسمت ها هستش.) چی بگم از کجا بگم , دردم رو با کیا بگم , بهتره که دم نزنم , حرفی از عشقم نزنم , از عشقی که گم شد و رفت , عاشق مردم شد و رفت , عشقی که بی فروغ(!) نبود , برای من دروغ نبود , بغضی نشسته تو(و) گلوم , وقتی نشستی روبروم , من از خودم چرا بگم , باید از اون چشات بگم , خیره توچشم مست تو , دست می دم به دست تو , دل از زمونه می کنم , حرف دلم رو میزنم , چه حالتی داره چشات , نرگس بیماره چشات , چشم تو خوابم می کنه , مست و خرابم میکنه وقتی نشستی رو به من , از عاشقی بگو به من , بزار چشات دل ببره , اینطوری باشه بهتره. MohsenCHavoshi_FT_AliJa’fari *: خسته شدم. **: از چی ؟؟ *: از این همه درد و رنج , از این همه ظلم ستم , از این همه سختی مشقت...بازم بگم...؟! **: اما بالاخره روزی تموم میشن , بالاخره آسایش رو هم می بینی.. *: اما کی.....تا کی باید صبر کرد....نه.....تموم بشو نیست.......به جز مرگ. **: مرگ !! *: آره...باید بمیری تا از دست این همه بدبختی و دردسر نجات پیدا کنی... **: پس آدم ضعیفی هستی , آدمی که به خاطر راحتی خودش دوست نداره یه کم مشکلات رو تحمل کنه. صبرم تموم میشه. *: کجا گول زدم , اصلا برای چی گول بزنم , چه فایده ای داره , آخرش که چی .. **: ببین , باز داری خودت رو با دلایل بیخودت قانع می کنی , تنها تو نیستی که توی زندگیت دچار سختی شدی , دچار درد شدی , روزی هزار بار آرزوی مرگ کردی , خیلی از آدم های دیگه هم هستن مثل تو , اما اون ها هیچوقت نا امید نمیشن , همیشه در تلاش هستن , می دونی چرا؟ **: چون هر وقت کم میارن یادشون میاد که خدایی هست , کسی هست که در بدترین شرایط کمکشون کنه , کسی هست که توی تنهاییاشون کمکشون باشه. ندارم , پس کجاست , بگو دیگه خدا کجاست؟؟ هست این تویی که باید بخوایش تا اون هم خودش رو نشون بده , هرچند خدا بلا استثنا (!) به همه کمک میکنه , یاریشون میکنه , حتی به خود تو... **: از خودت بپرس.. *: حالا که دارم از تو میپرسم , نمیخوای جوابم رو بدی.. **: باز هم میگم , تا خودت نخوای هیچ اتفاقی نمیفته. *: من میخوام , خیلی وقته که منتظر یک اتفاقم , اتفاقی که زندگیم رو عوض کنه , اتفاقی که من رو از پوچی در بیاره , اتفاقی که من رو به آینده امیدوار کنه...اما فکر نکنم دیگه یک اتفاق من رو متحول کنه.... *: چون من دیگه این تنهایی رو دوست دارم , چون این سکوت تلخ رو با سیاهیش دوست دارم .. *: چون آرامش بخشه , چون راحتی , چون میتونی برای خودت زندگی کنی .. **: اما اطراف تو که سیاهی نیست , تو که تنها نیستی .. *: سیاهی نیست ؟....تنها نیستم؟... **: آره..تو تنها نیستی.......تو دوستانت رو داری , تو خانواده ات رو داری , تو کسی رو داری که بهش عشق می ورزی. *: دوست؟؟...کدوم دوست...مثل اینکه حالت خرابه...آخه توی این زمونه برای آدم دوستی هم میمونه , کسی هست که سعی نکنه زیابت رو بزنه ....دوستانی که روبروی آدم بهت وفادارن , ولی از پشت خنجرت میزنن...من هیچوقت این چنین دوستانی رو نمیخوام. *: آره...زیاد....این دیگه چه سؤالی هستش که می پرسی؟! **: چی دیدی؟ *: چین و چروک هایی که این زمونه و آدماش باعث و بانیش هستند. **: دوباره نکاه کن....بادقت....توی چشاش...توی اونها عشق رو نمیبینی...توی اونجا احساس مادر به فرزندش رو نمیبینی....این چیزی هستش که هیچوقت تنهات نمیزاره , همیشه به دنبال تو , نگران تو و مراقب توست... **: گفتم که , تو اطرافت سیاهی نیست , همه چی رنگیه...اما این رو هم بدون که بدون وجود سیاهی این رنگ ها معنی پیدا نمیکنن...کافیه چشمات رو باز کنی و از خواب بلند بشی تا ببینیشون. خیابون ها , آدم هایی که که از صبح تا شب میرن دنبال یک لقمه نون واسه زن و بچه هاشون... **: نه تو چشمات بستست , به خودت برگرد , به اصل بنگر , به زیبایی های خلقت , از خواب بلند شو , از خواب غفلت.... **: آره.....من باید برم.. *: چرا....من هنوز کلی سؤال دارم , از کی بپرسم , با کی مشورت کنم . **: با خودت مشورت کن......به غیر از خود آدم هیچکس نمیتونه به خودش کمک کنه. *: باشه پس برو , تو هم من رو تنها بزار.....راستی نگفتی اسمت چیه.... **: فکر میکردم تا حالا فهمیدی....من کسی نیستم , من خود تو هستم. نویسنده : Xman (کم و کسری داره به بزرگواریتون ببخشید) + لینک دانلود : میدونی یه حرفایی هست که ممکنه آدم روش نشه بزنه ولی اگه تو دلت بمونه یه عقده میشه , بیا با هم درد و دل کنیم , این قصه ی منه. **** زنگ مدرسه خورد , همه کتاب و دفتر , جمع کردنُ واسه ادامه رفتن همه شاد از اینکه حالا برن خونه خب چیزی نیست که اونا رو برنجونه , ولی خونه واسه من بود طور دیگه , یاس داستانشُ اگه بتونه میگه توُ دلم به همکلاسی ها گفتم خوش به حالت , همیشه اساس ماها بوده پشت وانت تو باید الان بری تکالیفُ بنویسیُ بعد بشینی به تماشای تلویزیون بابا سر ِ شام به بچه اش بنازه پس , فردا سر حالی سر ِ کلاس درس ولی من نمیخوام که برم خونه , واسه چی برم حالا که دلم خونه وقتی که دردها من ُ دوره کردن , مثل طناب دار پیچیدن به دور گردن **** من خیلی تنهام , توُ دلم خیلی حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار من تنهام , توُ دلم حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار **** میشینمُ فکر میکنمُ به خودم میگم آیا , داستان من بدتر نبود از بینوایان قصه ی روز فرار ما به یه شهر مرزی تو اتاق بی چراغ ُ یه شمع قرضی توُ خونه ای که از بیماری مادر تب کرد ُ پول دارو نبود , یعنی باید صبر کرد تا کِی , کی به داد این حس برسه , وجوده من پر از دردُ استرس ِ هر چی دادُ و فریاد زدمُ هرچی اشک , انگار صدام می پیچید , به خودم برمی گشت توُ خونهُ خیابونُ حتی هنگام درس , توی فکر اینکه فردا دمه زندان قصر چطور باید 8 ساعت به کوب بشینم تا بابامُ از پشت شیشه یه رب ببینم مهم نبود زندگی کنم با نون خشک , مهم اینه که کودکی منُ قانون کشت **** من خیلی تنهام , توُ دلم خیلی حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار من تنهام , توُ دلم حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار **** نمیخوای بمیری شیرینی جون آدم ِ , دلیل من واسه ی زندگی خونوادم ِ خونواده ای که روز خوشی نداشتن , خواستن ولی دشمنا نزاشتن نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب کنه , چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده واسه خدا بودم مثل موش آزمایشگاه , نتیجه ها روبرو شده باز با اشکال مشکلاتی که میخونم تا یه گوشه ی دردم , جبران بشه , نمیخوام دنبال سوژه بگردم سوژه زنگیم ِ که من شدم یه سره ویران , ولی مهم اینه هنوزم هستم پسر ایران آره کمر من زیر این بار خمیده شد ولی قدرتی توی وجودم دمیده شد من به آینده های روشنم اعتقاد دارم چون که آینده ها هم به من اعتماد دارن **** من خیلی تنهام , توُ دلم خیلی حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار من تنهام , توُ دلم حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب کنه , چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده شاید بگی که یاس همه ی حرفاش شعاره ولی به خدا روزای خوبم انگشت شماره ما آدم ها بیشترین پول ها را واسه
خریدن لباس میدیم ، ولی بیشترین لذت را بدون لباس میبریم ! ولمون کنی هم ما میریم هم آبروت ! ( تهدید آمیز ترین اس ام اس عاشقانه )
وقتی بوس هست چرا گاز ؟! در مصرف گاز
صرفه جویی کنید ! ( روابط عمومی شرکت گاز ایران ) هواشناسی اعلام کرد از فردا موج جدیدی
از تعطیلات وارد کشور خواهد شد ! به غضنفر میگن : سگتون بچه ی ما را گاز
گرفته . میگه : اولا سگ ما گاز نمیگیره . دوما سگ ما
همیشه بسته است . سوما ما سگ نداریم ! از غضنفر میپرسند که : میدونی چرا غواص ها
به پشت میپرن تو آب ؟ میگه : چون اگه به جلو بپرن میوفتن تو قایق
! برف میاد و به زمین میشینه ولی من همینجوری
به دل میشینم ! مگه نه !؟ میدونی آمار ازدواج در چه حیوونی بیشتره
؟! در حلزون ، چون هم ماشین داره هم خونه ! 09369359343 – این شماره ی پینوکیو ست ،
زنگ بزن ببین چه طور آدم شد شاید تو هم آدم بشی غضنفر سواره تاکسی میشه ، زنشو میشونه
روی صندلی جلو که راننده تو آینه نبینتش ! اوّلین دوره ی المپیک لرها موسوم به
" لرمپیک " با رشته های زیر آغاز شد : شنای با مانع - کشتی پروانه - پرش روی
نیزه - شیرجه روی چمن - اسب سواری با سگ زین
پس به جای واژه ی بیگانه ی موبایل بگویید : آلت تماسلی دلم
از دوریت پاره شد ... دوختمش ... حالا تنگ شد ! امروز
قلبم درد گرفته بود ... فکر کنم یه کم تپل شدی جات تنگ شده من
که با تعارف ندارم ، اگر چیزی بود همون بالا میگفتم دیگه ! ترسناک ترین اس ام اس سال
: پخخخخخخخخ توی دنیا یکی هست که فقط برای تو نفس
میکشه ... میدونی کیه ؟ ... دماغته اگر یه روز دلت گرفت و ندونستی چه کار کنی
اینو یادت باشه که اگه منو داشتی هرگز دلت نمی گرفت ! از طرف محلول لوله بازکنی گلرنگ یه قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه
اگه گفتی بچّه شون چی میشه ؟ بچّه دار نمیشن ، واسشون دعا کن ،
زندگیشون داره از هم می پاشه ! این منم . اگه گفتی چرا به این حال و
روز افتادم ! نه خیر ، از دوریت نمردم ، دارم آفتاب
می گیرم برنزه شم ! میدونی صفای ما پابرهنه ها به چیه ؟ پاتو از زندگیم بکش بیرون ... جورابات
بو میده ! خوبه دیگه ، تو راحت تو خونه نشستی
ولی من تو تعمیرگاه هستم ، میدونی چرا ؟ اگر از من بپرسند بهترین ، زیباترین ، شجاع
ترین ، محبوب ترین و عاقل ترین آدم کیه ؟ انگشتمو به سمت تو دراز می کنم و میگم : این
نمیتونه باشه ! در پی کاهش خنده در سوییس ، مقامات این کشور
اقدام به واردات ترک کردند ! به خره میگن : چه کارهایی بلدی ؟ میگه : عرعر می کنم ، جفتک می زنم ، الانم
دارم اس ام اس می خونم ! در ماهی تابه عشقت سوختم ، بی وفا روغن بریز
! زندگی بدون عشق برابر است با . . . جمعه ی
بدون یانگوم ! جیگرم ، نفسم ، همسرم ، همدستم و همپام
درد می کنه ! یه دکتر خوب سراغ نداری ! به ترکه میگن : تولدت کیه ؟ میگه : 5 آذر
، میگن چه سالی ؟ میگه : هر سال ! ببخشید بد موقع مزاحم شدم ، میخواستم قربونت برم ، از
کدوم طرف باید برم ! خیلی دوست دارم جای تو باشم ، میدونی چرا ؟ چون اونوقت یه دوست خوب مثل خودم داشتم ! چند وقته دلم هوس تاب بازی کرده ، اجازه میدی بیام تو
ذهنت ؟ آخه شنیدم مخت تاب داره ! کشور در تولید علوفه به خودکفایی رسید ، دیگر نگران
غذایت نباش ! آیا می دانید 3 نفر اول کنکور گروههای ریاضی ، تجربی
و انسانی از سس مایونز مهرام استفاده می کردند ! به آخونده میگن : از شما ک*و*ن گشادترم پیدا میشه ؟
میگه : آره ! اونا که به ما میگن التماس دعا ! بسیجیه موبایلش را میذاره روی پیغام گیر ، میگه :
لطفا پس از شنیدن دعای کمیل پیغام خود را بگذارید ! با همه ی وجودم سرم رو روی شونه های مهربونت میزارم و
یواشکی دماغمو با لباست پاک می کنم ! اگر میدونستی که چقدر دستان سردم به گرمی دستانت نیاز
داره , هیچ وقت دستتو تو دماغت نمی کردی ! از سبز ترین نقطه ی قلبم ... واست یونجه می فرستم ! اگر يک روز ديدی خيلی خيلی تنها شدی ، تا هيچ كس نيست
دست كن توی دماغت و حالشو ببر ! میدونی نبات کیلو چنده ؟ نمیدونی ؟ نقل چه طور ؟ اونم
نمیدونی ؟ پس قدیمیا درست گفتند : خر چه داند قیمت نقل و نبات !
فردا روز جهانی ميراث فرهنگيه ! عتيقه روزت مبارک ! در چشم هایت نگاه کردم تمام زیبایی
های آفرینش را دیدم ، خودتو نگیر تو چشات خودمو دیدم ! بانک
ملی شما را به ادامه ی خوابتان دعوت مینماید ! از
بینی ام تا دست من راهی به جز انگشت نیست دلخوش
به دستمالم نکن هیچ چی مث انگشت نیست به ترکه میگن یه تصویر غمناک بکش ... به ترکه میگن شما ترکی ؟ میگه : نه به خدا
، بیا بگرد ! به ترکه ميگن ميای بريم هفته دفاع مقدس ؟
ميگه نه شما برين من برا چهلمش ميام ! به ترکه ميگن : علی يارت . ميگه : ما
تيممون تكميله يار خودتون ! ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی :
خوشگلا باید برقصن ===> امر به
معروف ای قشنگ تر از پریا ، تنها تو کوچه
نریا ===> نهی از منکر ای خانوم کجا کجا ===> صیغه ی
فضولی بابا تو ديگه کی هستی دسته شیطونو
بستی ===> ذنوب الشیاطین یه ماچ داد و دمش گرم ===> اکرام
ايتام نمره ی بيست کلاسو نمیخوام ===>
ایثار منو تهدید میکنی که یه روز از پيشم
میری ===> کظم غیض با کسی رفاقت کن و دوست باش که وقتی باهاش
دعوات شد ، زورت بهش برسه و بتونی بزنيش ! از بوش پرسيدن چرا اينقدر با ايرانی ها بدی
؟ گفت : آخه هر وقت می چسن ميگن بوش اومد ! يه كاری نكن دهنمو باز كنم برينم بهت ! ميخوای سر من كلاه بذاری ؟ ريدم تو اون
كلاهی كه ميخای سر من بذاری ! از احمدی نژاد ميپرسن چه ورزشی ميكنی ؟ ميگه : جوونيام هالتر ميزدم اما حالا كه حال
ندارم فقط تر ميزنم ! ميدونی چرا خرا هميشه سرشون پاينه ؟ چون
ترک ها براشون آبرو نذاشتن ! اندازه ی تمام قدمهایی که تو عمرم برداشتم
دوستت دارم ای نهان در پس در میدونی شباهت تو با شلوار کردی چیه ؟ يه توپ دارم قلقليه ، موهای سرم
فرفريه ، پيام جديد نداشتم ، سرت کلاه گذاشتم ! ترکه کلاس رقص میذاره ولی بعد از یه
مدت ورشکست میشه ! تحقیق میکنند میبینند سر کلاس شاباش میداده !!! تو میدونی چرا وقتی باتری کنترل تلویزیون ضعیف
میشه دکمه هاش را محکم تر فشار میدن ؟! به يکی ميگن فلسفه ی پرچم ايران چیه ؟ اگه گفتی آخوند را برعکس کنی چی ميشه ؟ .
. . . . . . . . . عمامش می
افته ! نطفه یه روز آدم میشه ولی تو آدم بشو
نیستی ! میدونی ، تو زیبا ترین شخصی هستی که تا به حال دیده
ام . البته جایی که میوه نباشه چغندر سلطانه ! می خوام برات یه شاخه گل بفرستم . . . پس منتظر باش
تا عکسم به دستت برسه ! BA ram KH ba SHID rat KOCHOO bad LOOHARO jori BE KH
sare kari OON B
be E mi چی شد ؟ چیزی نفهمیدی ؟ برو حروف بزرگ را بخوان شاید
یه چیزی فهمیدی ! میدونی چرا موبایلت آنتن نمیده ؟ حتما جات خرابه ، به
مامانت بگو جاتو عوض کنه . . . مثل اینكه ریدی ! با اون نگاه نازت ... با اون چشم سیاهت ... منو یاد
گدای سر کوچه میندازی ! ترکه بچه اش بعد از عید فطر به دنیا میاد ، اسمش را
میذاره پس فطرت ! ترکه پشت ماشینش مینویسه : یا زهرا یا هیچکس ! فارس ها می گفتند : انرژی هسته ای حق مسلم ماست . ترک ها می گفتند : انرژی هسته ای اعدام باید گردد ! لرها هم می گفتند : خلیج فارس ایران اسفالت باید گردد
!!! سوال : آیا می دانید فرق بلال و خیار چیست ؟ جواب : بلال در فیلم « محمد رسول الله » بازی کرده
ولی خیار در اون فیلم بازی نکرده ! سوال : آیا می دانید شباهت بلال و خیار چیست ؟ جواب : هیچکدام در فیلم « تایتانیک » بازی نکرده اند
! سوال : آیا می دانید چرا در آدرس های اینترنتی به جای
یک دبلیو ، سه تا دبیلو وجود دارد ؟ جواب : چون کار از محکم کاری عیب نمی کنه ! شاید اس ام اس های این دفعه
تکراری باشه ولی خوب همینه که هست ، به منم ربطی نداره . همش تقصیر احمدی نژاد که
توی این مدت هیچ کاری نکرده تا ملت براش جوک در بیارن ! عجب رسمیه رسم زمونه » خونه مون عیدا پر مهمونه می رن مهمونا از
اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه ! کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟ کجا رفت
اون موز ؟! خدا می دونه ! جعبه خالی ِ شیرینی هنوز گوشه ی طاقچه پیش گلدونه عطرش
پیچیده تا آشپزخونه شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه می رن مهمونا از اونا فقط جعبه ی
خالی به جا می مونه ! از بس خونه رو به هم می ریزن آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه
یکی نیست بگه خداوکیلی جای پوست پسته توی قندونه ؟ مي دوني چقدر دوستت دارم؟ به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد
نفس هات ضرب در تموم ستاره هاي آسمون ضرب در صفر .. زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی ،که همیشه ترس از ترکیدن آن
لذت داشتنش را از بین می برد. زندگي تنها نقاشي است
كه هيچ پاك كني نمي تواند ان را پاك كند بنی ادم اعضای یکدیگرند سر لقمه نانی به هم می پرند خدا جون وقتی منو نقاشی می کردی زیبا نقاشی کردی ؛ ممنون سالم نقاشیم
کردی ؛ ممنون ولی آخه چرا خدا جون تنها نقاشیم کردی؟ ديشب فرشتهاي به خوابم اومد گفت: گل يا پوچ؟ گفتم: گل. دستشو باز كرد
و تو رو بهم داد بد بختي ها را فراموش كنيد تا ا دم خوشبختي شويد و اگر خوشبختي ها را
از ياد ببريدآدم بد بختي خواهيد بود بهار بهترين بهانه براي اغاز واغاز بهترين بهانه براي زيستن آغاز بهار
بر شما مبارک خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر از
اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شد هر وقت توي زندگي به يه در بزرگ رسيدي که روش يه قفل بزرگ بود نترس و
نا اميد نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش يه ديوار ميذاشتن چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم
برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود !
به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه!
واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم هيچ زمستاني ماندني نيست حتا اگر تمامي شبهايش يلدا باشد نخ داخل شمع ازشمع پرسیدچرامن می سوزم تواب می شی شمع پاسخ دادمگه می
شه کسی که داخل قلبم بسوزه ومن براش اشک نریزم خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر
از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شده!!! این یک قانون است هر کس باید قبل از این که موفق شود شکست را تجربه
کند هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که
دوست دارند زيبا مي ببنند یه سلام توتفرنگی به تو که خیلی قشنگی یه سلام پرتقالی به تو که
خیلی باحالی اگه می خوای یه پرنده رو بکشی فقط یه قیچی کافیست...نه اینکه آن را
در شکمش فرو کنی...یا با آن گلویش را بشکافی...فقط کافیست پرهایش را قیچی
کنی...خاطره ی پرواز با او کاری می کند که خود را به اعماق دره ها پرتاب کند. هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن.... خطـوط در هـم پیراهنت را دوست دارم .. نـگاه بـا هـمـه بیگانه ات
را دوست دارم .. غـرور سرکش دیوانه ات را دوست دارم ارزوهایت را یکجا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمی
رود ولی تو شاید یادت برود انچه که امروز داری ارزوی دیروزت بود کاش ما آدما شبیه قو بودیم که وقتی جفتمون می میره اونقدر فریاد می
زدیم تا بمیریم.ولی حیف که ما آدما وقتی جفتمون می میره فریاد می زنیم که نکنه از
تنهایی بمبری روزي نابينا به ماه گفت دوستت دارم!ماه گفت تو كه منو نميبيني چه
جوري دوسم داري؟نابينا گفت اگه ميديدمت عاشق زيباييت ميشدم ولي حالا كه نميبينمت
عاشق خودت هستم!! یه روز یه کشیش به بچه ها میگه خداوند به گل جان داد وتبدیل به
انسان شد. یکی از بچه ها گفت آقا اشتباه گفتی، پدر ما گفته ما از نسل میمون هستیم.
کشیش گفت مسائل خانوادگی شما به خودتان مربوط می شود در فلاکت و بدبختی، نباید امید را فراموش کرد. آب زلال باران از
ابرهای سیاه سرازیر میشود چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟! چه کسی می
داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟! پیله ات را بگشا...تو به اندازه ی یک
دنیایی بازي روزگار را نميفهمم!من تو را دوست دارم.......تو ديگري را
..........و ديگري مرا........و همه ي ما تنهاييم اتل متل يك مورچه، قدم ميزد تو كوچه، اومد يه كفش ولگرد،پاي اونو
لگد كرد، مورچه ي پاشكسته، راه نميره نشسته، با برگي پاشو بسته، نميتونه كار كنه،
دونه ها رو باركنه، تولونه انبار كنه، مورچه جونم تو ماهي، عيب نداره سياهي، خوب
بشه پات الهي حکایت عشق حکایت جالبیست فراموش شدگان هیچگاه فراموش کنندگان را
فراموش نخواهند کرد . آيا مي دانستيد بزبز قندي اولين بز ديابتي در تاريخ است شکسپیر میگه فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست بیاوری و بدست
بیار چیزی که نمی توانی فراموش کنی اتل متل جدايي عروسكم كجايي ؟گاوحسن پريشون يه دل داره پراز خون .
عشقم كه رفت هندستون خونم شده قبرستون عشق ديگه بردار. يه دنيا غصه بزار اسمشو
بزار بچگيتا آخر زندگي آچين و واچين تموم شد عمر منم حروم شد. برسيدم دوست بهتراست يا برادر؟گفت:دوست برادري است كه انسان مطابق
ميل خود انتخاب مي كند کلاس ادبيات معلم گفت: ... فعل رفت را صرف کن!... رفتم ..رفتي.
رفت.. ساکت ميشوم ميخندم !... ولي خنده ام تلخ ميشود،... استاد داد ميزند خوب بعد
ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت... و دلم شکست، غم رو دلم نشست، رفت
شاديم بمرد، شور از دلم ببرد ،... رفت ..رفت ..رفت... و من ميخندم و ميگويم... -
خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است ... کارم از گريه گذشته است به آن ميخندم منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو
به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه" سهم هر كسي كه باشي خوش به حال روزگارش پاييز و زمستونش ميشه همرنگ
بهارش توی دنیا 1 کسی هست که همیشه واسه تو نفس می کشه می دونی کیه؟ . .
. . . . . . دماقته ای صمیمی ای دوست / گاه و بی گاه لب پنجره خاطره هام می آیی... ای
قدیمی ای خوب/ تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم... خیلی سخته یکی قشنگترین گل زندگی شو تو باغ کسی دیگه ببینه در حالی
که خودش میشکنه آروم زیر لب میگه گلم باغ نو مبارک مي گويند باغبان عمرش طولاني است چون با گل زندگي مي کند ولي من از
باغبان عمر بيشتري دارم و دوستي زيبا تر از گل ترجيح ميدم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم، تا اينكه تو
كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم: مارلون براندو من صفرم (0) ، تو دو (2) با تو بيستم بي تو نيستم ! عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم
خنجری* من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم *شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده
ام می دونی چرا وقتی
میخوای بری تو رویا چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ وقتی میخوای گریه کنی چشمهات رو
میبندی؟؟؟ وقتی میخوای خدارو صدا کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای کسی رو
ببوسی چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ چون قشنگ ترین لحظات این دنیا قابل دیدن نیستن . ازم پرسيد: دوستم داري؟
گفتم آره...گفت چقدر؟ گفتم از اينجا تا خدا...اشك تو چشاش جمع شد و گفت: مگه الان
نگفتي كه خدا از همه چيز به ما نزديك تره . امروز رفتم برات يه
ساعت بخرم ولي هرچي گشتم هيچ ساعتي به قشنگيه اون ساعتي که ديدمت پيدا نکردم ازبرگ گل نازکتری
ازهرچه گویم بهتری خوبان فراوان دیده ام اماتوچیزدیگری همه زندگي فقط 3روزه :
اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به
خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم بهار آمد و شمشادها
جوان شده اند ، پرندگان مهاجر ترانه خوان شده اند ( طرح تلقین گرما در سرما) هر كسي يه روزي مياد يه
روزي ميره يكي با دلش ميره يكي با پاهاش ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت
نره مواد لازم برای درست
کردن مرد:مواد خود را حرام نکنید.........مرد ها درست شدنی نیستند سكوتم را به باران هديه
كردم تمام روزها را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه
كردم... هر گاه دسته گلي برايت
مي فرستم با هزار ترفند گلي مصنوعي در آن مي گذارم و رويش مي نويسم تا خشک شدن
آخرين گل(دوستت دارم مساحت نوك سوزن رو تقسيم بر مساحت كره زمين كن به جوابش كاري نداشته
باش مي خواستم بگم اينقدر دوستت دارم فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست...
زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما
چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد زندگی زیباست - زشتی های آن تقصیر ماست - در مسیرش هرچه نازیباست - آن
تدبیر ماست - زندگی آب روانیست روان میگذرد - هرچه تقدیر من و توست همان میگذرد یه دوست خوب میگفت: آدما مثل کتابن تا وقتی تموم نشدن جذابن.پس سعی کن
خودتو جلوی دیگران ورق نزنی تا زود تموم نشی.چون وقتی تموم بشی میرن سراغ یکی
دیگه...!! شکوفه های صورتی فدای مهربونیات ...یه دل که بیشتر ندارم اونم فدای
خنده هات لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم
زیر برفه. درسته که هوا رو گرم نمی کنه، ولی آدمو دلگرم می کنه. تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ی دانش خود حرف بزند چه سكوتی بر
دنیا حاكم میشد ... ..... ناپلئون ميگم مرسی بهش برسی با کمپرسی نگی بکسی منو ميبوسی اگه نبوسی خيلی لوسی میگویند غروب جاییست که زمین اسمان را میبوسد من امشب وهر شب برای تو
غروب میکنم پس کجایی اسمان من.......... دورت بگردم چيست؟ دايره اي فرضي ست که تا اطلاع ثانوي از فرد مورد نظر
حمايت مي کند I|I|I|I| |I|I|I| اين قبرها رو مي بيني؟يه دونه اش خاليه،اونم من گرفتم تا برات
بميرم من آهنگ غریب روزگارم****غمی در انتهای سینه دارم*****تمام هستیم یک
قلب پاک است*****که آن را زیر پایت می گزارم شکسپیر میگه: واسه لذت بردن از زندگی. کافی کمی احمق باشی ميدوني فرق اموزگار با روزگار چيه؟ آموزگار اول درس ميده بعد امتحان
ميگيره... اما روزگار اول لمتحان ميگيره بعد درس ميده! بهش گفتم منو چقدر دوست داري؟ گفت: اندازه جوهر خودکارم. گفتم خيلي
نامرديه. آخه جوهر خودکارت که يه روز تموم ميشه. يه لبخندي زد و گفت: خودکارم اصلا
جوهر نداره!! يه يارو ميره با پژو 206 مسافرکشي 4 نفر رو سوار ميکنه بعدش خيلي تند
ميره . اولي ميگه آقا خيلي داري تند ميري . راننده ميگه تا حالا 206 داشتي ؟ طرف
ميگه نه . ميگه : پس خفه شو . همين طور سرعت رو ميبره بالا و تا نفر سوم همين جواب
رو ميده . چهارمين نفر ميگه آقا خيلي تند ميري . ميگه تا حالا 206 داشتي . ميگه :
آره . راننده ميگه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد
نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست توتا بد شانس باهم ازدواج ميكنند بچشون پوچ درمياد....... سیب سرخی را به من بخشید و رفت/ساقه ی سبز وجودم را چید و رفت /عاشقی
های مرا باور نکرد/عاقبت بر عشق من خندید و رفت/اشک در چشمان سردم حلقه زد/بی مروت
گریه ام را دید و رفت کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي
قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از
دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز
كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت ، عمر بي حاصل ما اين همه افسانه
نداشت نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع
جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم
http://rapidshare.com/files/304805446/Heroes.S04E09.720p.HDTV.X264-DIMENSION.1aff.DedicatedTV.net.part2.rar
http://rapidshare.com/files/304805929/Heroes.S04E09.720p.HDTV.X264-DIMENSION.1aff.DedicatedTV.net.part3.rar
http://rapidshare.com/files/304806471/Heroes.S04E09.720p.HDTV.X264-DIMENSION.1aff.DedicatedTV.net.part4.rar
http://rapidshare.com/files/304806466/Heroes.S04E09.720p.HDTV.X264-DIMENSION.1aff.DedicatedTV.net.part5.rar
http://rapidshare.com/files/304806057/Heroes.S04E09.720p.HDTV.X264-DIMENSION.1aff.DedicatedTV.net.part6.rar
OR
http://www.megaupload.com/?d=OOLEEELE
http://www.megaupload.com/?d=TZGA92B4
http://www.megaupload.com/?d=KDU6BA6M
http://www.megaupload.com/?d=X2DL6U8U
http://www.megaupload.com/?d=H2OPVZRH
http://www.megaupload.com/?d=5B6EDSH0
ادامه مطلب
دين « نه »
تو دين « نه » به من دادي ، پدر ، مادر ! من دختر تو بودم ، راه هاي را كه
به من نشان دادي ، پيشنهادهايي كه داشتي ، شكل زندگي و ارزش هاي اخلاقي يي
كه به من ارائه كردي ، اين است : نرو ، نكن ، نبين ، نگو ، نفهم ، احساس
نكن ، ننويس ، نخوان ، نه ، نه ، نه و ... اينكه همه اش نه شد ، من به
دنبال دين آري هستم كه به من نشان بدهد كه چه بكن ، چه بخوان و چه بفهم !
به قول يكي از نويسندگان : « واي به حال ديني كه نه در آن بيشتر است از آري » و از تو من يك آري نشنيده ام .
كتابي براي نخواندن ! قرآني كه تو به آن معتقدي به چه كار ما مي آيد ؟ من
نمي دانم در آن چه هست و تو خودت هم نمي داني تويش چيست ؟ از اين جهت من
كافر توي مومن هر دويمان هم درس هستيم ، منتهي من با آن كار ندارم – چون
كتابي كه به درد خواندن نخورد به چه درد مي خورد ؟ اما تو مرتب مي چسبانيش
به چشمت و سينه ات ، به پهلويت ، به قنداق بچه ات و به بازوي داداشت و به
بالش مريضت تا آن جا كه من ديده ام اين كتاب براي تو فقط مصرفش هميشه اين
بوده كه : وقتي كه از خانه ات بيرون مي آيي ، چند جمله از آن را به قفل در
خانه ات پف كني ، من يك قفل فني و محكمي مي خرم كه اصلا احتياج به پف
نداشته باشد ، با تكنيك بسته شود نه با پف ! تو براي سلامت و مصونيت جمله
هايي از آن را دور خودت پف مي كني يا نسخه هايي از آن را به آستر جليقه ات
مي دوزي يا به گردن گاوت مي آويزي ! من مي روم واكسن ميزنم و از دكتر
متخصص نسخه دوا مي گيرم بنابراين به « قرآن تو » نيازي ندارم !
تو با آن استخاره مي كني به جاي « انتخاب » و « تصميم » ، « عمل » و «
قضاوت » و « فهميدن » و « انديشيدن » ... كه كار انسان و ارزش امتياز
انسان است – با كتاب يك نوع شير يا خط بازي مي كني و لاتاري و بخت آزمايي
مي كني ، من - فرزند تو – با اينكه به وحي عقيده ندارم حاضر نيستم تا اين
حد به قرآن اهانت كنم ، به هر حال اين يك كتاب است « قرآن تو » « كتاب
هدايت » است آن را « مي خوانم » تا ، با انديشيدن و فهميدن نوشته هاي آن ،
راه خوب و بد و متوسط را در زندگي پيدا كنم نه با استخاره ! چشم هايم را
باز مي كنم و متنش را مي گشايم و به دنبال مطلبي مي گردم تا ببينم كه چه
گفته است ، نه اينكه چشمهايم را ببندم و شانسي و تصادفي لايش را باز كنم و
جمله يا كلمه ي اول بالاي صفحه راست را تماشا كنم كه چه نوشته است ؟ و بعد
طبق آن در كار خودم تصميم بگيرم و درباره ي مسئله اي يا شخصي قضاوت كنم !
پدرجان ، من يك دانشجويم ، اگر كسي با جزوه درسي ام چنين بازي هايي كند
اوقاتم تلخ مي شود ! پس اگر من كتابي را كه به درد خواندن نمي خورد – ولو
نويسنده اش به قول تو خود خدا باشد – رها كردم و به جاي آن كتاب هايي را
گرفتم كه به درد خواندن مي خورد ، اوقاتت تلخ نشود !
«شهيد ، دكتر علي شريعتي»
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو در به در
عشق یعنی یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سربلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمان
گفتی از چشات نگم
گفتي از چشات نگم با تو نمونم * گفتي بهتره برم چيزي ندونم
مگه ميشه بغض چشات و نديد * مگه ميشه ساده از تو دست كشيد
مگه عاشقت نباشم اينجوري ازت جدا ش * نازنين سكوت و بشكن تا منم با تو صداشم
بگو از دلت دوباره با منه حريص چشمات * بگو از زلال قلبت با منه تشنه حرفات
من كه آواره ترين حادثه تو شب نگاتم * من كه دلداده ترين عاشق بي چون و چراتم
بگو تا غربت تو قسمت ديوونگياي من بشه * بگو تا فاصله بين من و تو قد نكشه
نازنين رفتن من بدون تو مرگ منه * پس نگو برم، جدايي، منو آتيش مي زنه
من زير سايه چشمات پشت پلك تو مي شينم * جز تو هيچكس و تو دنيا نه مي خوامو نه مي بينم
من گدایی دیدم در به در می رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم بادبادک می خورد
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
کاغذی دیدم از جنس بهار
موزه ای دیدم دور از سبزه
مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال
قاطری دیدم بارش انشا
اشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش تننا ها یا هو
من قطاری دیدم روشنایی می برد
من قطاری دیدم فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
خک از شیشه آن پیدا بود
ککل پوپک
خال های پر پروانه
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از کوچه تنهایی
خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می اید
و بلوغ خورشید
و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت
پله های که به سردابه الکل می رفت
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادرک ریاضی حیات
پله هایی که به بام اشراق
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت
مادرم آن پایین
استکان ها را در خاطره اش می شست ...

نگو اين دل دوري عشق تو رو باور کرده
دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن
همه آروزهام با رفتن تو مردن
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا ميدم
آخه تو رنگ چشات قيمت دنيا رو ديدم
توي هفتا آسمون تو تک ستاره مني
بخدا ناز چشمات و رو به دنيا نمي دم
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
دوباره دل هواي با تو بودن کرده نگو اين دل دوري عشقت رو باور کرده
دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن همه آروزهام با رفتن تو مردن
همه آروزهام با رفتن تو مردن
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه

صدایی كه تلخ و خسته ست
باور كن ، قلبمو باور كن
قلبي كه كوهه اما شكسته ست
شكسته ست
باور كن ، دستامو باور كن
كه ساقهء نوازشه
باور كن ، چشم منو باور كن
كه يك قصيده خواهشه
وسوسهء عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فرياد كردنه
اسم كسی با صدامه
اسم تو هر اسمی كه هست
مثل غزل چه عاشقانه ست
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه ست
باور كن اسممو باور كن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل و شبنم
درختم درخت خشكی
تو دست تگرگم
باور كن هميشه باور كن
كه من به عشق صادقم
باور كن حرف منو باور كن
كه من هميشه عاشقم

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود
در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها
شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال نسيم
ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود...
نخواست او به من خسته بی گمان برسد...
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد...
چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد...
رها کنی بروند تا دو پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد...
گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد...
خدا کند که نه ...!! نفرین نمی کنم که مباد
به او که عاشق او بودم زیان برسد...
خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط آن زمان برسد...!!!
اشکی دگر ندارم خندیدنم به زور است
نفرین به هر چه قسمت چشمِ دلم چه کور است
بر دل گفته بودم دل به کسی نبندد
گوشی که بشنود کو ؟ این دل چه بی شعور است
مُردم گریه کردم تا حد جان سپردن.... گویی دوا ندارد
از عشق نا امیدم تا کی دلم بسوزد؟
گویی غم تو با من همزاد و جفتُ جور است
در آسمان قلبم دیگر ستاره ای نیست
تنها دعای این دل یک مرگ سوت و کور است...

بيا اي مرگ!
بنگر چه سان بي قرار و غمگينم.
بيا و مرا به بزم خود مهمان کن
بيا تا سر بر دامانت بگذارم و رهسپار ابديت شوم.
بودن را چه سود وقتي مرا پپيوندي با زندگي نيست؟
بيا اي مرگ!
روزگاريست که تو را مي طلبم و تو از من گريزاني
رحم بر ديدگان خونبارم کن، دل بر قلب پاره ام بسوزان
بيا اي مرگ و مرا به آسايش ابدي برسان
گناهم چيست که حتي تو هم از من گريزاني؟
فرشتگان همه خوابند وخدا هم روي ازاين بنده ي ناسپاسش برگردانده
بيا اي مرگ!
بيا که سراپا گناهم .بيا که غرق حسرت و آهم
شکستنم را ديدند، فريادم را شنيدند اما چشم فرو بستند ومرا نديدند.
بيا اي مرگ!
از اين زندگي سيرم، رهايم کن ميخواهم بميرم، من کنج اين قفس اسيرم
از خود بيزارم، سايه اي لرزان بر رخ ديوارم.

خداوندا ! 
من نمی دانم و همین درد مرا سخت می آزارد
که چرا انسان
این دانا
این پیغمبر
چیزی از معجزه آنسوتر
در تکاپوهایش ره نبردست به اعجاز محبت
چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد،
که هنوز،
مهربانی را نشناخته است؟
و نمی داند در یک لبخند،
چه شگفتی ها پنهان است.
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن، به خدا، سهل ترین کار است.
و نمی دانم،
خوب بودن ، به خدا، سهل ترین کار است.
و نمی دانم،
که چرا انسان،
تا به این حد ،
با خوبی
بیگانه است
و همین درد مرا سخت می آزارد
خدا گفت: پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم: اگر وقت داشته باشید.
خدا لبخند زد ، وقت من ابدی است.
چه سوالاتی در ذهن داری ، که می خواهی از من بپرسی؟
چه چیز بیش از همه شما را
در مورد انسان متعجب می کند؟
خدا پاسخ داد . . .
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند
و بعد حسرت دوران کودکی را می خورد.
و بعد پول شان را خرج حفظ سلامتی می کنند.
این که با نگرانی نسبت به آینده
زمان حال فراموش شان می شود.
آن چنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال.
این که چنان زندگی می کنند
که گویی هرگز نخواهند مرد
و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
خداوند دست های مرا گرفت
و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
.
.
.
بعد پرسیدم . . .
به عنوان خالق انسان ها،
می خواهید آنها چه درس هایی از زندگی بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد،
یادبگیرند که نمی توان دیگران را
مجبور به دوست داشتن خود کرد.
اما می توان محبوب دیگران شد.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
یادبگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
یادبگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم
زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم،
ایجاد کنیم و سال ها وقت لازم خواهد بود تا
آن زخم التیام یابد.
با بخشیدن، بخشش یادبگیرند.
یادبگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقاً دوست دارند
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.
یادبگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد
نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
یادبگیرند که همیشه کافی نیست دیگران
آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.
و یادبگیرند که من اینجا هستم.
همیشه.
ریتا استریکلند
شهر هرت جايي است که همه بدن مگر اينکه خلافش ثابت بشه ،
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه : دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند ،
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند ،
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند ،
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است
شهر هرت جاييه که موسيقی حرام است حرام ... ،
شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا ، خواهرا رو که نگاه مي کنن
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه ،
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي ،
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار ،
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي ،
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه ، ابلهانه و ... است ،
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ... ،
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني
دکتر شریعتی :
اي خداوند!
و به عوام ما علم
و به نويسندگان ما تعهد
و به فحاشان ما ادب

راستی من همان خاک خوشبختم ، پس چرا گاهی از خدا دور هستم؟

نظرتون رو در مورد قالب جدید بگید...
***
ادامه ی این بخش ، حیفم اومد نظرامشون اینجا ، واقعا مفید هستند..
![]()
![]()
![]()
![]()



به شما، این امکان را میدهند که از بین سه نفر یکرئیس برای دنیا انتخاب
کنیدکه بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کردهصلح و ترقی و خوشبختی برای
بشریت به ارمغان بیاورد.
بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید.
قبلا یک سوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید . . . .
زنحامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند
کور ویکی عقب مانده هستند. در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است.
ازشما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه . . . . با تجارب زندگی
کهدارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟
خواهید گفت سقط کند؟
فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان
شخص اول:
اوبا سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند، از فالگیر غیب گو و
منجممشورت میگیرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده و روزی
همده لیوان مشروب میخورد.
شخص دوم :
از دو محل کار اخراج شده،تا ساعت 12 ظهر میخوابد.در مدرسه چند بار
رفوزه شده.در جوانی تریاکمیکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد. ایشان روزی یک
بطر ویسکی میخورد، بیتحرک و چاق است.
شخص سوم:
دولت کشورش به ایشان مدال شجاعتداده، گیاهخوار بوده و دارای سلامت
کامل هست. به سیگارومشروب دست نمیزند ودر گذشته هیچ گونه رسوایی به بار
نیاورده.
به چه کسی رأی میدهید؟
کاندید اول : فرانکلین روز ولت
کاندید دوم : وینستون چرچیل
کاندید سوم :آدولف هیتلر
چه درسی میگیریم؟
راستی خانم حامله فراموش نشود؟
اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید همان بس که لودویگ فان بتهوون را به کشتن دادید!

درود...
اين هم آهنگ زيباي يار دبستاني من...
البته نه اون آهنگي كه فريدون فروغي خونده..
بلكه ورژن انقلابش....
به همراه متن آهنگ :
***
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
يار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
***
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من




وای وای وای کاندیدای من کوش ؟ / وای وای وای میرم از هوش
تو منو دوس داری آره / شعارات گیرایی داره
من رای میدم دوباره / این قلب من تازه کاره
حالا خارجکی Boss کن منو / خودتو خلاص کن برو
بیا کنارم بشینو / عکستو بلوتوث کن برو
آها
واسه قلب تو منم کاندیدا / بدون عاشق تو شدم کاندیدا
دلم به هیچ سمتی نه پیش نرفت / آخه چقدر خوشگلی بی طرف ؟
غیر تو نیس با ما کسی / تو خوشگلی با شعارای فانتزی
تو این دفعه بی کاپشنی / تو نامزد پول داشتنی
وای وای وای کاندیدای من کوش ؟ / وای وای وای میرم از هوش
یو وری وری وری نایس تکی / آره خوشمزه تر از آیس پکی...
منبع : ضمیمه ی هفتگی « جیم » , ضمیمه ی روز های پنجشنبه ی روزنامه ی
![]()
در حاشیه دیدار کروبی با ساسی مانکن:

اينجا شده پاييز / آنجا را نميدانم
اينجا دل از سنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا قلب ها خاليست / آنجا را نميدانم
اينجا همه اش جنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا فقط رنج است / آنجا را نميدانم
اينجا گلو خشك است / آنجا را نميدانم
اينجا محبت فصليست / آنجا را نميدانم
اينجا عاشقي فريب است / آنجا را نميدانم
اينجا معشوق غريب است / آنجا را نميدانم
اينجا سوت و كور است / آنجا را نميدانم
* چراغ خانه كور است / آنجا را نميدانم
اينجا پر از درد است / آنجا را نميدانم
اينجا وفا كوتاه است / آنجا را نميدانم
اينجا صداقت دروغ است / آنجا را نميدانم
اينجا حسادت بسيار است / آنجا را نميدانم
اينجا صميميت مرده است / آنجا را نميدانم
اينجا بخشش اندك است / آنجا را نميدانم
اينجا ثروت با زجر است / آنجا را نميدانم
اينجا برادري مرده است / آنجا را نميدانم
اينجا زندگي سخت است / آنجا را نميدانم
اينجا فقط فقر است / آنجا را نميدانم
اينجا نان شب داشتن هم سخت است / آنجا را نميدانم
* زندگي بخاطر پول است / آنجا را نميدانم
اينجا عبادت ننگ است / آنجا را نميدانم
اينجا با خدا جنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا خواندن نماز تظاهر است / آنجا را نميدانم
اينجا مسجد رفتن هم اتفاقي است / آنجا را نميدانم
اينجا موعظه ها هم كشك است / آنجا را نميدانم
اينجا خواندن قرآن ز اجبار است / آنجا را نميدانم
اينجا موعود از ياد رفته است / آنجا را نميدانم
اينجا دعا كردن نيرنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا كردار زشت بسيار است / آنجا را نميدانم
اينجا محرمش هم با رياست / آنجا را نميدانم
اينجا پايان عرش كبرياست / آنجا را نميدانم
اينجا خدا پول است / آنجا را نميدانم
* دل من پر از خون است / آنجا را نميدانم
اينجا قدرت طلبي با زور است / آنجا را نميدانم
اينجا كشتن جزو امور است / آنجا را نميدانم
اينجا رياست با پول است / آنجا را نميدانم
اينجا سر ها پر از نيرنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا افكار مغشوش است / آنجا را نميدانم
اينجا آزادي ممنوع است / آنجا را نميدانم
اينجا صلح هم با دروغ است / آنجا را نميدانم
اينجا آشتي بالاجبار است / آنجا را نميدانم
اينجا سخن گفتن جرم است / آنجا را نميدانم
اينجا عدالتش هم با زور است / آنجا را نميدانم
اينجا حقيقت پنهان است / آنجا را نميدانم
* از پشت خنجر زدن مرسوم است / آنجا را نميدانم
راستي . . .
اينجا اينچنين است / آنجا كجاست كه من نميدانم .
![]()






تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم
پس از يک جستجوي نقره اي
در کوچه هاي آبي احساس
تو را از بين گل هايي که در تنهايي ام روييد ، با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمنّاي دلم گفتي
دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم
همين بود آخرين حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشم هايم را به روي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد
وا کردم
نمي دانم چرا رفتي
نمي دانم چرا ، شايد خطا کردم
و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي
نمي دانم کجا ، تا کي ، براي چه ،
ولي رفتي و بعد از رفتنت
باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد
و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره
با مهرباني دانه بر مي داشت
تمام بال هايش غرق اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو
تمام هستي ام را از دست خواهد رفت
کسي حس کرد من بي تو
هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دريا چه بغضي کرد
کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
و من با آن که مي دانم تو هزگز ياد من را
با عبور خود نخواهي برد
هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام
برگرد !

تو پنداری که شب چشمم به خواب است
ندانی این جزیره غرق آبست
به حال گریه می خوانم خدا را
به حال دوست می جویم شما را
زبس دل سوی مردم کرده ام من
در این دنیا تو را گم کرده ام من
مرا در عاشقی بی تاب کردی
کجا هستی دلم را آب کردی
نه اکنون بلکه عمری، روزگاریست
که پیش روی ما غمگین حصاریست
بود روز تو برای ما شب تار
صدایت می رسد از پشت دیوار
کلام نازنینت مهر جوش است
صدایت در لطافت چون سروش است
بدا ، روز و شب ما هم یکی نیست
شب ما بهر تو همگام روز است
به وقت صبح تو ما را شب آید
در آن هنگامه جانم بر لب آید
کویرم من، تو گلشن باش ای یار
به تاریکی تو روشن بــاش ای یار 














Direct Link : DVD High Quality
Direct Link : VCD Normal Quality









سلام خدمت شما عزیزان......
عجب شبی هستش امشب......
بسی فرخنده و مبارک......
امشب , شبی هستش که شخصی پا به دنیا گذاشت که تا به حال دومی نداشته.....
تولدم مبارک........
الان که دارم این مطلب رو می نویسم 1 ساعت 15 دقیقه هستش که وارد 18 سالگی شدم.....
عجب احساس بی خودی دارم الان , اگه گفتین چرا.....
کنکوررررررررر
......
آخر ضد حاله به خدا......
هرچند 5 شنبه می دیم شرش رو کم میکنیم , بعد کو تا سال دیگه.....

بگذریم ......
با 3 یا 4 تا sms و 2 تا شعر توپ اومدم......مفید و مختصر......
پس فعلا......
sms :
1 ) وطن یعنی صف نون و صف شیر , وطن یعنی همه اش درگیر درگیر ,
وطن یعنی همین بنزین , همین نفت , همین نفتی که از تو(و) سفره ها رفت.
وطن یعنی که اصلاحات چینی , وطن یعنی که روز خوش نبینی ,
وطن یع نی همین آیینه ی دغ-ق (؟! - عحمدی نپاد) , وطن یعنی خلایق هر چه لایق.
2) لرها زنگ می زنن قم , میگن یه امام جمعه بفرستید , می پرسن که قبلی رو چی کارش کردین.
لرها می گن اون رو کشتیم , امام زاده درست کردیم.
3 ) ترکه دستش میشکنه میره دکتر , گچ می گیره.
از دکتره می پرسه دستم رو باز کنم میتونم ویولون بزنم؟
دکتر می گه : بله.
ترکه می گه چه خوب , چون قبلا نمی تونستم.
4 ) سهمیه ی آب برای توالت اعلام شد :
شیعه : 6 لیتر.
سنی : 10 لیتر .
لر ها به دلیل دو گانه مصرفی (یعنی استفاده از سنگ و کلوخ) : تنها 1 لیتر.
5 ) اگه درد می خواستین , اگر کوفت می خواستین , اگر نکبت می خواستین ,
اگر بدبختی می خواستین , اگر گرونی می خواستین , اگر فقر می خواستین ,
چرا به خودم نگفتین ؟ ..........امضا : شاه.
6 ) ترکه به خودش نارنجک می بنده اشتباهی می پره زیر تانک خودی ,
روی سنگ قبرش مینویسن , «حسین نفهمیده».
7 ) ببخشید مزاحم شدم , یه سؤال فنی -تخصصی از ماشین داشتم .
می خواستم بدونم کمک فنر ماشین بیگلی بیگلی چی بود که گوریل انگوری روش سوار می شد؟!
8 ) آسمون به ماه میگه عشق یعنی چی ؟
ماه می گه : یعنی بودن در آغوش تو..
ماه می گه تو بگو عشق یعنی چی ؟
آسمون می گه : انتظار دیدن تو...
9 ) رشتیه میره کلاس غیرت , شب زنش می خواد بره
دست شویی , رشتیه می گه : بشین من میرم.
10 ) گر چه دنیا فراموش کند , خاطره ها را ,
تو فراموش نکن , آنچه میان من و توست.

این هم متن آهنگ زیبای « لب دریا » از استاد داریش :

لب دریا (Labe Darya)
عصر ما عصر فریبه , عصر ا ِ
سمای غریبه ,
عصر پژمردن گلدون , چترای
سیاه تو بارون ,
شهر ما سرش شلوغه , وعده
هاش همه دروغه ,
آسموناش پر دوده , قلب
عاشقاش کبوده ,
*
کاش تو(و) قحطی شقایق ,
بشینیم توی یه قایق , بزنیم دل رو به دریا ,
من وتو تنهای تنها ,
*
خونه ها مون پر نرده , پشت
هر پنجره پرده ,
قفسا پر پرنده , لبای بدون
خنده ,
چشما خونه ی سؤا له ,
مهربون شدن محاله ,
نه برای عشق میلی , نه کسی
به فکر لیلی ,
*
کاش تو(و) قحطی شقایق ,
بشینیم توی یه قایق , بزنیم دل رو به دریا ,
من وتو تنهای تنها ,
*
اونقده میریم که ساحل , از
من و تو بشه غا فل ,
قایق رو با هم میرونیم ,
اونجا تا ابد می مونیم ,
جایی که نه آ سمونش , نه
صدای مردمونش ,
نه غمش نه جنب و جوشش , نه
گلای گل فروشش ,
مثل اینجا آهنی نیست.
پس ببین , یادت بمونه , کسی
هم اینو ندونه ,
زنده بودیم , اگه فردا ,
وعده ی ما لبه دریا.
Singer : Dariush
و این هم متن آهنگ بسیاز زیابی « ماه من » از لیلا فروهر. شاعر : مریم حیدر زاده.(خدای هر چی شعره.....بخونید کیف کنید.......)
ماه من
(Mahe Man)
ماه من غصه نخور زندگی جزر
و مد داره ,دنیامون یه عالمه , آدم خوب و بد داره , ماه من غصه نخور , همه که
دشمن نمیشن ,همه که پر ِ ترک , مثل تو و من نمیشن , ماه من غصه نخور , مثل ماها
فراوونه ,خیلی کم پیدا میشه , کسی رو حرفش بمونه , ماه من غصه نخور گریه پناه
آدماست ,تر و تازه موندن گل , مال اشک شب نماست , ماه من غصه نخور , زندگی بی
غم نمیشه , اونی که غصه نداشته باشه , آدم نمیشه , ماه من غصه نخور , خیلیا
تنهان مثل تو , خیلیا با زخمای زندگی , آشنان مثل تو , ماه من غصه نخور , زندگی
خوب داره و زشت ,خدا رو چه دیدی شاید , فردامون باشه بهشت , ماه من غصه نخور , زندگی بی
غم نمیشه , اونی که غصه نداشته باشه , آدم نمیشه , ماه من غصه نخور , دنیا رو
بسپار به خدا , هر دومون دعا کنیم , تو هم جدا , منم جدا .
خب این هم آپ امروز من بود........ امیدوارم هفته ی خوبی داشته باشین. در آخر هم اینکه یکی از دوستان گلم که حکم خواهر بزرگتر رو برای من داره , عازم (املام ضعیفه دیگه...نمیدونم درست هست یا نه) سفر هستش , من براش آرزوی موفقیت می کنم , و امیدوارم سالم و سرحال بره و برگرده , همچنین سفر هم به خودش و هم به خونواده اش خوش بگذره .موفق باشید.بای. 
سلام.....
حال و احوالتون چطوره....
خیلی عجیب هستش نه...بعد از 2 ماه اینجا داره آپدیت میشه.....
اون آپ قبلی هم مربوط به اوایل اردیبهشت بودش که من فقط تاریخش رو عوض کردم..
دیدی زرایر جان.....من بی مرام نیستم......
این دفعه یه آپ عجیب قریب دارم براتون .
در طول وبلاگ گردی چند تن از دوستان , دیدیم ملت داستان دوست دارن.....
من هم رفتم دنبال از یکی از رفقا یه نوشته ای گرفتم , فقط نظر بدین در باره اش تا برم بهش بگم.
خب بریم.......

این چند خط شعری هستش که محسن چاوشی به همراهی علی جعفری میخونن...
خیلی تمیز بود ، اصل شعر رو میزارم....

این هم شبه داستانی که گفتم.....
از یکی از دوستان گلم.....
فقط خواهشا نظرتون رو بگید , تا بهش بگم......
*: اشتباه می کنی , من ضعیف نیستم , اتفاقا صبور هم هستم , ولی بالاخره منم آدمم ,
**: دلیلت قانع کننده نیست....داری خودت رو گول می زنی.
*: نه بگو......
*: پس کجاست , چرا من نمیبینم , مگه من تنها نیستم , مگه من هم این درد رو رنج رو
**: همینجا.....در کنار من , همراه تو , توی بیرون , توی آسمون , همه جا....خدا همه جا
*: پس چرا من هنوز تنهام , پس چرا هیچی به جز سیاهی نیست....
**: چرا؟
**: چرا دوست داری ؟
**: خانوادت چی ؟...تا حالا به صورت مادرت نگاه کردی.....
*: پس این سیاهی چیه؟؟
*: من که خواب نیستم و چشم هام هم بازه , همه چی ر و هم میبینم , شهرها , دولت ها ,
*: خواب غفلت؟؟
نظر فراموش نشه.....من قول دادم بهش.......


خب این هم تکست آهنگ یاس به نام درد و دل
خیلی آهنگ خداییه......یک کار اجتماعی قوی.......


برای ایندفعه فکر کنم بس باشه........
منتظر نظراتتون هستم......
پیروز و سربلند باشید.......بای.



حالو احوالتون چطوره.......
چه خبر از دور دوم انتخابات.......
وظیفه ی ملیتون رو انجان دادید........

بیخیال....
ایندفعه هم آپ با منه.......
چه آپی میشه.خودم که کیف کردم........
مرگ من نظر بدین بگین چطوره.......
داستان هم فعلا جدید نداریم....منظور از جدید مال امروز هستش......
راستی اون آهنگ درد و دل از یاس رو که براتون گذاشتم گوش کردین......
اگه آره چطور بود.......
حرف بسه.......لذت ببرید.....
ترکه یک نون بربری سوخته میکشه !
.
خشک آوردم ، خشک
مشتريهای عزيز
لگن خاطرهتان سالم باد !
رخت ها را نكنيد
آبمان بند آمد

خب تموم شد......
چطور بود....
یادتون نره روی جوک ها کلیک کنید....
لینک ها متفاوتا....
تا آپ دیگه
در پناه حق , علی یارتون و خدانگهدار...... 


الوعده وفا.......
خب الان ساعت 6:10 جمعه هستش واین هم آپی که قولش رو داده بود.....
با وجوده اینکه سرحال نیستم و چند روزیه داغونم , مخصوصا با گند امتحان حسابم...
ولی دیگه کاریش نمیشد کرد , قول داده بیدیم.......
لذت ببرید......
راستی نمیگم نظر بدید چون میدونم نظر نمیدین....

**************************
اول آهنگ فوق العاده ای از یاس به نام «درد و دل»
دانلود آهنگ....
این آهنگ رو از دست بدین نیم عمرتون بر فناست............
************************
خب این هم از جوک و sms ها......
همه چی مخلوطه.....love , سره کاری , خنده دار و ..........
