چند لحظه با من...
اگر دوست داری ، با من باش و چند لحظه ای رو با من سپری کن...
عشق یعنی با تو خواندن از جنون *** . . . نیمه شب آواره و بی حس و حال ، در سرم سودای جامی بی زوال ، پرسه ای آغاز کردیم در خیال ، دل به یاد آورد ایام وصال ، از جدایی یک ، دو سالی میگذشت ، یک ، دو سال از عمر رفت و برنگشت ، دل به یاد آورد ، اول بار را ، خاطرات اولین دیدار را ، آن نظر بازی و آن اسرار را ، آن دو چشم مست آهو وار را ، همچو رازی مبهم و سر بسته بود ، چون من از تکرار ، او هم خسته بود ، آمد و هم آشیان شد با من او ، هم نشین و هم زبان شد با من او ، دامنش شد خوابگاه خستگی ، اینچنین آغاز شد دلبستگی ، وای از آن شب زنده داری تا سحر ، وای از آن عمری که با او شد به سر ، مست او بودم ز دنیا بی خبر ، دم به دم این عشق میشد بیشتر ، آمد و در خلوتم ، دم ساز شد ، گفت و گو ما بین ما آغاز شد ، گفتمش : در عشق پا بر جاست دل ، گر گشایی چشم دل ، زیباست دل ، بی تو شمع بی فرداست دل ، دل ز عشق روی تو حیران شده ، در پی عشق تو سر گردان شده ، گفت : در عشقت وفادارم ، بدان ، من تو را بس دوست میدارم ، بدان ، با تو شادی ، میشود غم های من ، با تو زیبا میشود ، فردای من ، گفتمش عشقت به دل افزون شده ، دل از جادوی رخت افسون شده ، جز تو هر یادی به دل مدفون شده ، عالم از زیباییت مجنون شده ، بر لبم ، لب بگذاشت ، یعنی خموش ، طعم بوسه از سرم برد ، عقل و هوش ، در سرم جز عشق او سودا نبود ، بهر کس جز او در این دل جا نبود ، دیده جز بر روی او بینا نبود ، همچو عشقم هیچ گلی زیبا نبود ، خوبیه او شهره ی آفاق بود ، در نجابت ، در نکویی ، طاق بود ، روزگار... روزگار اما وفا با ما نداشت ، طاقت خوشبختی ما را نداشت ، آخره این قصه هجران بود و بس ، حسرت و رنج فراوان ، بود و بس ، یار ما را از جدایی غم نبود ، در غمش ، مجنون عاشق ، کم نبود ، سهم من از عشق جز ماتم نبود ، با من ساده ، پیمان ساده بسته بود ، ساده هم آن عهد و پیمان را شکست ، بی خبر پیمان یاری را گسست ، این خبر نا گه پشتم را شکست ، آن کبوتر عاقبت از بند رفت ، رفت و با دلداره دیگر عهد بست ... بخت بد بین . وصل او حاصل نشد ، این گدا مشمول آن رحمت نشد ، آن طلا راضی به این قیمت نشد ... عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست ، با چنین تقدیر بد ، تدبیر نیست ... از غمش با دود و دم ، همدم شدم ، باده نوشه غصه ی او من شدم ، مست و مخمور و خراب از غم شدم ، زره زره آب گشتم ، کم شدم... آخر آتش زد این دل دیوانه را ، سوخت بی پروا ، پر پروانه را ، عشق من از من گذشتی خوش گذر ، بعد از این حتی تو اسمم را نبر ، خاطراتم را تو بیرون کن ز سر ، دیشب از کف رفت ، فردا را نگر ، آخر این یک بار از من بشنو پند ، بر من و بر روزگارم دل نبند ، عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ! عشق دیرین گسسته تار و پود ، گرچه آب رفته باز آید به جوی ، ماهی بیچاره اما مرده بود ... عشق من ، بعد از این هم آشیانت هر که هست ، باش با او ، نظر فراموش نشه... دوباره دل هواي با تو بودن کرده در پسین روزهای فصل بهار .....برگ ها در هجوم پاییزند. زرد ها مانده اند بر شاخه .....سبزها روی خاک می ریزند جای عطر گل اقاقی و یاس ..... بوی خون در فضای این شهر است گویی احساس سربلندی و اوج..... با تمام درخت ها قهر است از کف سنگ فرش هر کوچه..... خون گلگون لاله را شستند غافل از این که در تمامی باغ ..... سروها جای لاله ها رستند شب به شب روی شاخه ی هر سرو..... قمری و چلچله هم آواز است بانگ الله اکبر از هر سو ..... نغمه ساز است و نغمه پرداز است هر دهانی که بوی گل می داد ..... دوختندش به نوک سوزن ها بوی گل شد گلاب و جاری شد..... از دو چشم خمار سوسن ها ناله ی پر شرار مرغ سحر..... معنی اش ارتداد و بی دینی است در زمستان ذوق و اندیشه ..... سبز بودن چه جرم سنگینی است ساقه هایی که سبز تر بودند ..... سرخ گشته به خاک غلطیدند باقی ساقه ها از این ماتم..... برگ های سیاه پوشیدند نخل را کنده بید می کارند ..... بید مجنون کجا ثمر بدهد ای که بر روی ماه چنگ زدی ..... باش تا صبح دولتت بدمد . . این آپ رو قبلا آماده کردم. بنا به دلایلی میخواستم نزارمش ولی چون از قبل حاظرش کرده بودم ، دیدم نمیشه نذاشتش... شعر زیبای « باور کن » از گوگوش. + فایل صوتی این آهنگ و آهنگی که یکی از خوانندگان مشهور خارجی (میگن پدر انریکو) به زبان فارسی خونده... لذت ببرید... پ ن : اگر آهنگ ها رو نشنیدین ، ارزش دان کردن رو داره ، گوش بدید عاشقشون میشید...بای. باور كن ، صدامو باور كن دانلود موزیک با صدای خواننده ی دیگر(حتما دان کنید)
. خبر به دورترین نقطه جهان برسد دقیقه های دلتنگ ، ثانیه های لبریز صدای پای خش خش ، دختر برگ و پاییز گل پونه های وحشی ، نسترنای بی تاب نگاه آبی عشق ، دختر مهر و مهتاب پنجره ها رو وا کن ، برگا شدن طلایی تکیه بده به ابرا ، دلا شدن هوایی با ریتم خیس بارون ، برقص میون باغچه اُرکیده رو صدا کن ، برای خواب طاقچه تو حسرت نگاتن ، پنجره ها ی دلتنگ همنفس ی صداتن ، قناریای خوشرنگ خورشید ماه مهری ، نارنجی و طلایی زردی عطر لیمو ، تلخی آشنایی چشمای جاده گریون ، صورت ی کوچه خیسه ستاره تا ستاره ، شب از تو می نویسه من بودم و تو بودی ، پرنده بود و پرواز غزل ترانه می شد ، تو کوچه باغ آواز...... قسم بر پاکبازان، بلندآوازگان و سرفرازان مرا زین خودپرستی ها رها کن چنان اندیشه ای بر من عطا کن ، که تقدیری کزان ناگزیرم ، توانم جبر و قهرش را پذیرم و یا عزمی چنان پیگیر بخشم، که نا تقدیر را تغییر بخشم توانایی ده ای بانی تقدیر، که بشناسم زهم تقدیر و تدبیر. خواجه عبدا... انصاری فریدون مشیری سالها پیش از این زیر یک سنگ ، گوشه ای از زمین ، من فقط یک کمی خاک بودم ، همین ، یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی آسمان ها بود، آرزویش همیشه دیدن آخرین قله ی کهکشان بود، خاک هر شب دعا کرد ، یک شب ، آخر دعایش اثر کرد، یک فرشته تمام زمین را خبر کرد و خدا ، تکه ای خاک برداشت ، آسمان را در آن کاشت ، خاک را توی دستان خود ورز می داد ، روح خود را به او قرض می داد ، خاک در دست خدا نور شد ، پرگرفت از زمین دور شد . نظر فراموش نشه...
/*
/*]]>*/
دانشجو و استاد استاد، دانشجویی به ره دید و گریبانش گرفت *** گفت: ای استاد، این مانتوست افسار نیست! گفت: دانشجویی! زان سبب افتان و خیزان میروی*** گفت: جرم، راه رفتن نیست، سرامیک صاف نیست! گفت: می باید تو را تا پیش آموزش برم*** گفت: رو، صبح آی، آموزش 2 به بعد باز نیست! گفت: نزدیک است آقای(...) را سرای، آنجا شویم*** گفت: آقای(...) از کجا
معلوم در پیک نیک نیست؟! گفت: تا حراست را گویم، در نمازخانه بخواب*** گفت: نمازخانه خوابگاه دانشگاه که نیست! گفت: اندکی مایه بیا بالا و خود را وارهان *** گفت: کار دانشگاه، کار این حرفا که نیست! گفت: از بهر لجبازی، نمره ات کم دهم *** گفت: صفر است، جزء نقشی
ز خط و خال نیست! گفت: آگه نیستی کز سر برافتادت لچک*؟ *** گفت: در سر عقل باید، بی لچکی عار نیست! گفت: نسکافه بسیار خوردی، زان چنین سر خوش شدی *** گفت: ای استاد، حرف کم و بسیار نیست! گفت: ای اساتید! تذکر دهید، دانشجویان را *** گفت: استادی بیار، اینجا کسی استاد نیست! ز.م سایه! قرن 21
*لچک به معنای روسری، به دلیل رعایت وزن استفاده شده
اینم 2 تا شعر باهال انتخاباتی که ویرایش شده ی شعرای ساسی مانکن هاستش......
"این کروبی که خیلی دل بره، از همه کاندیداها سرتره، از دیوار بی اعتمادی می پره، آخرش انتخابات رو میبره! وعده هاش همه راسته، راه میره آسه آسه، غم جوون ها رو کاسته، دل من اونو خواسته....
نظر یادتون نره....
یه مطلب قدیمی از خودم... همین. کوتاه و مختصر .... بابای.
اينجا هوا ابريست / آنجا را نميدانم
***************** راستی قهرمانی استقلال هم مبارک.....
بي گمان آنشب كه دنيا آمدم ، آسمان هم مثل من افسرده بود ، ماه آذر ، اوج يأس و تيرگي ، گل نبود و برگ هم پژمرده بود ، چشم هاي پر زاشكم را ببين ، حاصل دلتنگي و افسردگيست ، خوب ميدانم كه روز مرگ من باز هم آسمان خواهد گريست ، ساكت و خاموش مدفون ميشوم ، هيچكس از خود نميپرسد كه كيست ... آنگاه بر سنگ مزار من بنويسيد ، آزرده دلي خفته در اين خلوت خاموش ، او زاده ي غم بود و ز غم هاي جهان گشته فراموش... خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند ، و دست منبسط نور روي شانه هاي آنهاست. نه وصل ممكن نيست ، هميشه فاصله اي هست ، دچار بايد بود ، وگرنه زمزمه ي حيرت ميان دو حرف ، حرام خواهد شد. و عشق... صداي فاصله هاست ، صداي فاصله هايي كه غرق ايهامند. نه ، صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند و با شنيدن يك هيچ ، مشوند ، كدر. هميشه عاشق تنهاست... ز هر جا بگذرد تابوت من ، فرياد بر خيزد ، چه سنگين ميرود ، اين مرده از بس آرزو دارد... نظر يادتون نره... نمي دانم چرا رفتي ؟ نظر يادتون نره... ندارم فرصتی تا لحظه ی مرگ بود بر شاخه هایم آخرین برگ نظر يادتون نره... محمد رضا جلائي پور، در ارسال نامه اي ضمن دعوت از آقاي خاتمي به بيان چهل دليل براي شرکت مجدد ايشان پرداخته اند. ( مخالفان بخوانند) سلام.. خوبيد ، خوشي. دلم نيومد بزارم اينجا چند ماهي سوت و كور بمونه. چيز زيادي ندارم ولي خب هميشه گفتن : ‹لنگه كفش هم در بيابان نعمتي است...› چنتا سخن زيبا از دكتر شريعتي ، يك شعر درباره ي مرگ و همچنين ویدئو موزیک جدید و فوق العاده ویران کننده و محشر افشین به همراهی حسین تهی بنام " خانم خشگله "... بريم >>>>>>... دكتر شريعتي : هميشه از يك نفر كه آخر كلاس مينشست بدم ميومد ، به چند دليل. اول اينكه كچل بود ، عينك ميزد ، سيگار ميكشيد و توي اون سن ازدواج كرده بود. چند سال بعد همون شخص رو توي خيابون ديدم ، در حالي كه خودم كچل بودم ، عينك ميزدم ، سيگار ميكشيدم و ازدواج كرده بودم... نميدانم... نميدانم پس از مرگم چه خواد شد... نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت ، ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد . گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش ، و او يكريزو پي در پي دم گرم و چموشش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد . بدين سان بشكند ، هر دم سكوت مرگبارم را...* دكتر شريعتي * اينم هم يك شعر زيبا در باره ي مرگ : در انتظار مرگ هستم آنهم مرگی زودتر از موعد، زودتر از باور. زودتر از دیگران؛ حتی پیرترین ها هم پس از من خواهند مرد... می خواهم زار زنم، گریه کنم، فغان کشم، مانند زنان جیغ زنم، بر سر بکوبم، زجه زنم، با نگاهی مظلوم به مرده خویش بنگرم، با نگاهی که سرشار از لبخند یخ زده ست؛ که سرشار از امید از دست رفته ست، و همراه همان نگاه به خواب فرو روم. خوابی چونان گران که نشکند، حتی در آن هیاهوی سوگواری؛ عجب آسوده خوابیست !!! این همان لحظه ست؛ این همان لحظه ایست که برای همگان وحشت آور است تا بدان حد که حتی جرات فکر کردنش را نیز به دروغ از خیال خویش می دزدند. همه جا ناگهان تاریک می شود. و فضایی که حتی نمی توانی درش پلک زنی، از فرط تنگی. آری ! گور ! منزلی مجلل به تزیینات گران؛ پرده سیمین عنکبوت بافت؛ شمیم تعفن در هوای سرشار از نومیدی؛ روشن ترین نور سیاه در جهان؛ اعلی ترین فرش بافته شده شده از الیاف خاک؛ همسایگانی با صفا، که هر یک از دیگری مرده تر است ! و تو، در جامه ای برازنده از کفن! و این موشها و سوسکها هستند که برای سیر کردن خویش، در نقش خدمتگذاران این منزل، آماده پذیرایی از خویش اند؛ ... نه از تو . آسوده بخواب، آسوده؛ که تا تمام شدن تو لحظه ای بیش نمانده. این من نوش جانتان، ای موذیان. گاهی می خواهم فقط گریه کنم، اگر غرور اجازه دهد! ولی میدانم که هرگز نتوانم تا زنده ام! مگر آن روزی که بر سر مرده ام گریه می کنم! که دیدی چه شد؛ دیدی چه شد ... منبع : اينترنت بالاخره ویدئو موزیک جدید و فوق العاده ویران کننده و محشر افشین به همراهی حسین تهی بنام " خانم خشگله " میتونم بگم یکی از بهترین ویدئو موزیک های حسین تهی واقعا شاد و بترکون. دانلود : Rapidshare Rapidshare حكايت جالبيست كه فراموش شدگان ، فراموش كنندگان را هرگز فراموش نخواهند كرد. در پناه حق ... الان هم مجبور بودم بيام كافي نت گفتم بزار يه آپ هويجوري بكنم.
.
حسابي حالم گرفته است.. .هم حالم هم دلم......
.
روزگار غريبي است.....
.
بگذريم..
.
يك دونه sms :
.
محمود : ديشب آقا اومد به خوابم ، گفتم آقا بزاريد دستتون رو ببوسم.
.
آ قا گقت تو استعفا بده من پات رو مي بوسم.:D
.
قديمي بود ولي سرش كلي خنديدم.
. اين شعر رو هم داشته باشيد.
.
طبق معمول از استاد داريوش (آهنگ آينه) : .
رو ميكنم به آينه / رو به خودم داد ميزنم
ببين چقدر حقير شده / اوج بلند بودنم رو ميكنم به آينه / من جاي آينه ميشكنم
رو به خودم داد ميزنم / اين آينه است يا كه منم
من و ما كم شده ايم / خسته از هم شده ايم
بنده ي خاك ، خاك ناپاك / خالي از معناي آدم شده ايم
دنيا همون بوده و پس / حقارت از ما و منه
و گرنه پيش كائنات / زمين مثل يه ارزنه
زمين بزرك باز و نيست / دنياي رمز و راز نيست
به هر طرف رو ميكنم / راه رهايي باز نيست دنيا كوچيكتر از اونه / كه ما تصور ميكنيم ،
فقط با يك عكس بزرگ / چشمامون رو پر ميكنيم
به روزه ما چي اومده / من و تو خيلي كم شده ايم
پاييز چقدر سنگيني داشت / كه مثل ساقه خم شديم.
.
.
.
**** .
همين ديگه....
.
ما كه رفتيم....
.
دعامون كنيد....
.
ياحق. (اصلش اینه و ادامه اش تکرار بعضی از همین قسمت ها هستش.) چی بگم از کجا بگم , دردم رو با کیا بگم , بهتره که دم نزنم , حرفی از عشقم نزنم , از عشقی که گم شد و رفت , عاشق مردم شد و رفت , عشقی که بی فروغ(!) نبود , برای من دروغ نبود , بغضی نشسته تو(و) گلوم , وقتی نشستی روبروم , من از خودم چرا بگم , باید از اون چشات بگم , خیره توچشم مست تو , دست می دم به دست تو , دل از زمونه می کنم , حرف دلم رو میزنم , چه حالتی داره چشات , نرگس بیماره چشات , چشم تو خوابم می کنه , مست و خرابم میکنه وقتی نشستی رو به من , از عاشقی بگو به من , بزار چشات دل ببره , اینطوری باشه بهتره. MohsenCHavoshi_FT_AliJa’fari *: خسته شدم. **: از چی ؟؟ *: از این همه درد و رنج , از این همه ظلم ستم , از این همه سختی مشقت...بازم بگم...؟! **: اما بالاخره روزی تموم میشن , بالاخره آسایش رو هم می بینی.. *: اما کی.....تا کی باید صبر کرد....نه.....تموم بشو نیست.......به جز مرگ. **: مرگ !! *: آره...باید بمیری تا از دست این همه بدبختی و دردسر نجات پیدا کنی... **: پس آدم ضعیفی هستی , آدمی که به خاطر راحتی خودش دوست نداره یه کم مشکلات رو تحمل کنه. صبرم تموم میشه. *: کجا گول زدم , اصلا برای چی گول بزنم , چه فایده ای داره , آخرش که چی .. **: ببین , باز داری خودت رو با دلایل بیخودت قانع می کنی , تنها تو نیستی که توی زندگیت دچار سختی شدی , دچار درد شدی , روزی هزار بار آرزوی مرگ کردی , خیلی از آدم های دیگه هم هستن مثل تو , اما اون ها هیچوقت نا امید نمیشن , همیشه در تلاش هستن , می دونی چرا؟ **: چون هر وقت کم میارن یادشون میاد که خدایی هست , کسی هست که در بدترین شرایط کمکشون کنه , کسی هست که توی تنهاییاشون کمکشون باشه. ندارم , پس کجاست , بگو دیگه خدا کجاست؟؟ هست این تویی که باید بخوایش تا اون هم خودش رو نشون بده , هرچند خدا بلا استثنا (!) به همه کمک میکنه , یاریشون میکنه , حتی به خود تو... **: از خودت بپرس.. *: حالا که دارم از تو میپرسم , نمیخوای جوابم رو بدی.. **: باز هم میگم , تا خودت نخوای هیچ اتفاقی نمیفته. *: من میخوام , خیلی وقته که منتظر یک اتفاقم , اتفاقی که زندگیم رو عوض کنه , اتفاقی که من رو از پوچی در بیاره , اتفاقی که من رو به آینده امیدوار کنه...اما فکر نکنم دیگه یک اتفاق من رو متحول کنه.... *: چون من دیگه این تنهایی رو دوست دارم , چون این سکوت تلخ رو با سیاهیش دوست دارم .. *: چون آرامش بخشه , چون راحتی , چون میتونی برای خودت زندگی کنی .. **: اما اطراف تو که سیاهی نیست , تو که تنها نیستی .. *: سیاهی نیست ؟....تنها نیستم؟... **: آره..تو تنها نیستی.......تو دوستانت رو داری , تو خانواده ات رو داری , تو کسی رو داری که بهش عشق می ورزی. *: دوست؟؟...کدوم دوست...مثل اینکه حالت خرابه...آخه توی این زمونه برای آدم دوستی هم میمونه , کسی هست که سعی نکنه زیابت رو بزنه ....دوستانی که روبروی آدم بهت وفادارن , ولی از پشت خنجرت میزنن...من هیچوقت این چنین دوستانی رو نمیخوام. *: آره...زیاد....این دیگه چه سؤالی هستش که می پرسی؟! **: چی دیدی؟ *: چین و چروک هایی که این زمونه و آدماش باعث و بانیش هستند. **: دوباره نکاه کن....بادقت....توی چشاش...توی اونها عشق رو نمیبینی...توی اونجا احساس مادر به فرزندش رو نمیبینی....این چیزی هستش که هیچوقت تنهات نمیزاره , همیشه به دنبال تو , نگران تو و مراقب توست... **: گفتم که , تو اطرافت سیاهی نیست , همه چی رنگیه...اما این رو هم بدون که بدون وجود سیاهی این رنگ ها معنی پیدا نمیکنن...کافیه چشمات رو باز کنی و از خواب بلند بشی تا ببینیشون. خیابون ها , آدم هایی که که از صبح تا شب میرن دنبال یک لقمه نون واسه زن و بچه هاشون... **: نه تو چشمات بستست , به خودت برگرد , به اصل بنگر , به زیبایی های خلقت , از خواب بلند شو , از خواب غفلت.... **: آره.....من باید برم.. *: چرا....من هنوز کلی سؤال دارم , از کی بپرسم , با کی مشورت کنم . **: با خودت مشورت کن......به غیر از خود آدم هیچکس نمیتونه به خودش کمک کنه. *: باشه پس برو , تو هم من رو تنها بزار.....راستی نگفتی اسمت چیه.... **: فکر میکردم تا حالا فهمیدی....من کسی نیستم , من خود تو هستم. نویسنده : Xman (کم و کسری داره به بزرگواریتون ببخشید) + لینک دانلود : میدونی یه حرفایی هست که ممکنه آدم روش نشه بزنه ولی اگه تو دلت بمونه یه عقده میشه , بیا با هم درد و دل کنیم , این قصه ی منه. **** زنگ مدرسه خورد , همه کتاب و دفتر , جمع کردنُ واسه ادامه رفتن همه شاد از اینکه حالا برن خونه خب چیزی نیست که اونا رو برنجونه , ولی خونه واسه من بود طور دیگه , یاس داستانشُ اگه بتونه میگه توُ دلم به همکلاسی ها گفتم خوش به حالت , همیشه اساس ماها بوده پشت وانت تو باید الان بری تکالیفُ بنویسیُ بعد بشینی به تماشای تلویزیون بابا سر ِ شام به بچه اش بنازه پس , فردا سر حالی سر ِ کلاس درس ولی من نمیخوام که برم خونه , واسه چی برم حالا که دلم خونه وقتی که دردها من ُ دوره کردن , مثل طناب دار پیچیدن به دور گردن **** من خیلی تنهام , توُ دلم خیلی حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار من تنهام , توُ دلم حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار **** میشینمُ فکر میکنمُ به خودم میگم آیا , داستان من بدتر نبود از بینوایان قصه ی روز فرار ما به یه شهر مرزی تو اتاق بی چراغ ُ یه شمع قرضی توُ خونه ای که از بیماری مادر تب کرد ُ پول دارو نبود , یعنی باید صبر کرد تا کِی , کی به داد این حس برسه , وجوده من پر از دردُ استرس ِ هر چی دادُ و فریاد زدمُ هرچی اشک , انگار صدام می پیچید , به خودم برمی گشت توُ خونهُ خیابونُ حتی هنگام درس , توی فکر اینکه فردا دمه زندان قصر چطور باید 8 ساعت به کوب بشینم تا بابامُ از پشت شیشه یه رب ببینم مهم نبود زندگی کنم با نون خشک , مهم اینه که کودکی منُ قانون کشت **** من خیلی تنهام , توُ دلم خیلی حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار من تنهام , توُ دلم حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار **** نمیخوای بمیری شیرینی جون آدم ِ , دلیل من واسه ی زندگی خونوادم ِ خونواده ای که روز خوشی نداشتن , خواستن ولی دشمنا نزاشتن نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب کنه , چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده واسه خدا بودم مثل موش آزمایشگاه , نتیجه ها روبرو شده باز با اشکال مشکلاتی که میخونم تا یه گوشه ی دردم , جبران بشه , نمیخوام دنبال سوژه بگردم سوژه زنگیم ِ که من شدم یه سره ویران , ولی مهم اینه هنوزم هستم پسر ایران آره کمر من زیر این بار خمیده شد ولی قدرتی توی وجودم دمیده شد من به آینده های روشنم اعتقاد دارم چون که آینده ها هم به من اعتماد دارن **** من خیلی تنهام , توُ دلم خیلی حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار من تنهام , توُ دلم حرفاست , می خونم از دردام , بیا غمُ از دلم بردار نترس خدا تو رو واسه درد انتخاب کنه , چون این دردا قبلا روی یاس امتحان شده شاید بگی که یاس همه ی حرفاش شعاره ولی به خدا روزای خوبم انگشت شماره
عشق یعنی سوختن تا ساختن
عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل
عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا
عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی در پی تو در به در
عشق یعنی یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر
عشق یعنی قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا
عشق یعنی باز می خوانم تو را
عشق یعنی بگذری از آبرو
عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام
عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست
عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد
عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سربلند
عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی تو بسوزانی مرا
عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا
عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی تک درختی در کویر
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان
عشق یعنی آرش و تیر و کمان
گفتی از چشات نگم
گفتي از چشات نگم با تو نمونم * گفتي بهتره برم چيزي ندونم
مگه ميشه بغض چشات و نديد * مگه ميشه ساده از تو دست كشيد
مگه عاشقت نباشم اينجوري ازت جدا ش * نازنين سكوت و بشكن تا منم با تو صداشم
بگو از دلت دوباره با منه حريص چشمات * بگو از زلال قلبت با منه تشنه حرفات
من كه آواره ترين حادثه تو شب نگاتم * من كه دلداده ترين عاشق بي چون و چراتم
بگو تا غربت تو قسمت ديوونگياي من بشه * بگو تا فاصله بين من و تو قد نكشه
نازنين رفتن من بدون تو مرگ منه * پس نگو برم، جدايي، منو آتيش مي زنه
من زير سايه چشمات پشت پلك تو مي شينم * جز تو هيچكس و تو دنيا نه مي خوامو نه مي بينم
من گدایی دیدم در به در می رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم بادبادک می خورد
من الاغی دیدم ینجه را می فهمید
در چراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر
شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت شما
من کتابی دیدم واژه هایش همه از جنس بلور
کاغذی دیدم از جنس بهار
موزه ای دیدم دور از سبزه
مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید کوزه ای دیدم لبریز سوال
قاطری دیدم بارش انشا
اشتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال
عارفی دیدم بارش تننا ها یا هو
من قطاری دیدم روشنایی می برد
من قطاری دیدم فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
من قطاری دیدم تخم نیلوفر و آواز قناری می برد
و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
خک از شیشه آن پیدا بود
ککل پوپک
خال های پر پروانه
عکس غوکی در حوض
و عبور مگس از کوچه تنهایی
خواهش روشن یک گنجشک وقتی از روی چناری به زمین می اید
و بلوغ خورشید
و هم آغوشی زیبای عروسک با صبح
پله هایی که به گلخانه شهوت می رفت
پله های که به سردابه الکل می رفت
پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادرک ریاضی حیات
پله هایی که به بام اشراق
پله هایی که به سکوی تجلی می رفت
مادرم آن پایین
استکان ها را در خاطره اش می شست ...

نگو اين دل دوري عشق تو رو باور کرده
دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن
همه آروزهام با رفتن تو مردن
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
واسه پيدا کردنت تن به دل صحرا ميدم
آخه تو رنگ چشات قيمت دنيا رو ديدم
توي هفتا آسمون تو تک ستاره مني
بخدا ناز چشمات و رو به دنيا نمي دم
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه
دوباره دل هواي با تو بودن کرده نگو اين دل دوري عشقت رو باور کرده
دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن همه آروزهام با رفتن تو مردن
همه آروزهام با رفتن تو مردن
حالا من يه آرزو دارم تو سينه
که دوباره چشم من تو رو ببينه

صدایی كه تلخ و خسته ست
باور كن ، قلبمو باور كن
قلبي كه كوهه اما شكسته ست
شكسته ست
باور كن ، دستامو باور كن
كه ساقهء نوازشه
باور كن ، چشم منو باور كن
كه يك قصيده خواهشه
وسوسهء عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فرياد كردنه
اسم كسی با صدامه
اسم تو هر اسمی كه هست
مثل غزل چه عاشقانه ست
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه ست
باور كن اسممو باور كن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل و شبنم
درختم درخت خشكی
تو دست تگرگم
باور كن هميشه باور كن
كه من به عشق صادقم
باور كن حرف منو باور كن
كه من هميشه عاشقم

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود
در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها
شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال نسيم
ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود...
نخواست او به من خسته بی گمان برسد...
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد...
چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد...
رها کنی بروند تا دو پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد...
گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد...
خدا کند که نه ...!! نفرین نمی کنم که مباد
به او که عاشق او بودم زیان برسد...
خدا کند که فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط آن زمان برسد...!!!
اشکی دگر ندارم خندیدنم به زور است
نفرین به هر چه قسمت چشمِ دلم چه کور است
بر دل گفته بودم دل به کسی نبندد
گوشی که بشنود کو ؟ این دل چه بی شعور است
مُردم گریه کردم تا حد جان سپردن.... گویی دوا ندارد
از عشق نا امیدم تا کی دلم بسوزد؟
گویی غم تو با من همزاد و جفتُ جور است
در آسمان قلبم دیگر ستاره ای نیست
تنها دعای این دل یک مرگ سوت و کور است...

خداوندا ! 
من نمی دانم و همین درد مرا سخت می آزارد
که چرا انسان
این دانا
این پیغمبر
چیزی از معجزه آنسوتر
در تکاپوهایش ره نبردست به اعجاز محبت
چه دلیلی دارد؟
چه دلیلی دارد،
که هنوز،
مهربانی را نشناخته است؟
و نمی داند در یک لبخند،
چه شگفتی ها پنهان است.
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن، به خدا، سهل ترین کار است.
و نمی دانم،
خوب بودن ، به خدا، سهل ترین کار است.
و نمی دانم،
که چرا انسان،
تا به این حد ،
با خوبی
بیگانه است
و همین درد مرا سخت می آزارد
راستی من همان خاک خوشبختم ، پس چرا گاهی از خدا دور هستم؟


درود...
اين هم آهنگ زيباي يار دبستاني من...
البته نه اون آهنگي كه فريدون فروغي خونده..
بلكه ورژن انقلابش....
به همراه متن آهنگ :
***
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
يار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
***
یار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما ، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو ، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟
یار دبستانی من

وای وای وای کاندیدای من کوش ؟ / وای وای وای میرم از هوش
تو منو دوس داری آره / شعارات گیرایی داره
من رای میدم دوباره / این قلب من تازه کاره
حالا خارجکی Boss کن منو / خودتو خلاص کن برو
بیا کنارم بشینو / عکستو بلوتوث کن برو
آها
واسه قلب تو منم کاندیدا / بدون عاشق تو شدم کاندیدا
دلم به هیچ سمتی نه پیش نرفت / آخه چقدر خوشگلی بی طرف ؟
غیر تو نیس با ما کسی / تو خوشگلی با شعارای فانتزی
تو این دفعه بی کاپشنی / تو نامزد پول داشتنی
وای وای وای کاندیدای من کوش ؟ / وای وای وای میرم از هوش
یو وری وری وری نایس تکی / آره خوشمزه تر از آیس پکی...
منبع : ضمیمه ی هفتگی « جیم » , ضمیمه ی روز های پنجشنبه ی روزنامه ی
![]()
در حاشیه دیدار کروبی با ساسی مانکن:

اينجا شده پاييز / آنجا را نميدانم
اينجا دل از سنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا قلب ها خاليست / آنجا را نميدانم
اينجا همه اش جنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا فقط رنج است / آنجا را نميدانم
اينجا گلو خشك است / آنجا را نميدانم
اينجا محبت فصليست / آنجا را نميدانم
اينجا عاشقي فريب است / آنجا را نميدانم
اينجا معشوق غريب است / آنجا را نميدانم
اينجا سوت و كور است / آنجا را نميدانم
* چراغ خانه كور است / آنجا را نميدانم
اينجا پر از درد است / آنجا را نميدانم
اينجا وفا كوتاه است / آنجا را نميدانم
اينجا صداقت دروغ است / آنجا را نميدانم
اينجا حسادت بسيار است / آنجا را نميدانم
اينجا صميميت مرده است / آنجا را نميدانم
اينجا بخشش اندك است / آنجا را نميدانم
اينجا ثروت با زجر است / آنجا را نميدانم
اينجا برادري مرده است / آنجا را نميدانم
اينجا زندگي سخت است / آنجا را نميدانم
اينجا فقط فقر است / آنجا را نميدانم
اينجا نان شب داشتن هم سخت است / آنجا را نميدانم
* زندگي بخاطر پول است / آنجا را نميدانم
اينجا عبادت ننگ است / آنجا را نميدانم
اينجا با خدا جنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا خواندن نماز تظاهر است / آنجا را نميدانم
اينجا مسجد رفتن هم اتفاقي است / آنجا را نميدانم
اينجا موعظه ها هم كشك است / آنجا را نميدانم
اينجا خواندن قرآن ز اجبار است / آنجا را نميدانم
اينجا موعود از ياد رفته است / آنجا را نميدانم
اينجا دعا كردن نيرنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا كردار زشت بسيار است / آنجا را نميدانم
اينجا محرمش هم با رياست / آنجا را نميدانم
اينجا پايان عرش كبرياست / آنجا را نميدانم
اينجا خدا پول است / آنجا را نميدانم
* دل من پر از خون است / آنجا را نميدانم
اينجا قدرت طلبي با زور است / آنجا را نميدانم
اينجا كشتن جزو امور است / آنجا را نميدانم
اينجا رياست با پول است / آنجا را نميدانم
اينجا سر ها پر از نيرنگ است / آنجا را نميدانم
اينجا افكار مغشوش است / آنجا را نميدانم
اينجا آزادي ممنوع است / آنجا را نميدانم
اينجا صلح هم با دروغ است / آنجا را نميدانم
اينجا آشتي بالاجبار است / آنجا را نميدانم
اينجا سخن گفتن جرم است / آنجا را نميدانم
اينجا عدالتش هم با زور است / آنجا را نميدانم
اينجا حقيقت پنهان است / آنجا را نميدانم
* از پشت خنجر زدن مرسوم است / آنجا را نميدانم
راستي . . .
اينجا اينچنين است / آنجا كجاست كه من نميدانم .
![]()






تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم
پس از يک جستجوي نقره اي
در کوچه هاي آبي احساس
تو را از بين گل هايي که در تنهايي ام روييد ، با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبي ترين موج تمنّاي دلم گفتي
دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي
و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم
تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم
همين بود آخرين حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگينت
حريم چشم هايم را به روي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد
وا کردم
نمي دانم چرا رفتي
نمي دانم چرا ، شايد خطا کردم
و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي
نمي دانم کجا ، تا کي ، براي چه ،
ولي رفتي و بعد از رفتنت
باران چه معصومانه مي باريد
و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد
و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره
با مهرباني دانه بر مي داشت
تمام بال هايش غرق اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشم هايم خيس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو
تمام هستي ام را از دست خواهد رفت
کسي حس کرد من بي تو
هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دريا چه بغضي کرد
کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد
و من با آن که مي دانم تو هزگز ياد من را
با عبور خود نخواهي برد
هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام
برگرد !

تو پنداری که شب چشمم به خواب است
ندانی این جزیره غرق آبست
به حال گریه می خوانم خدا را
به حال دوست می جویم شما را
زبس دل سوی مردم کرده ام من
در این دنیا تو را گم کرده ام من
مرا در عاشقی بی تاب کردی
کجا هستی دلم را آب کردی
نه اکنون بلکه عمری، روزگاریست
که پیش روی ما غمگین حصاریست
بود روز تو برای ما شب تار
صدایت می رسد از پشت دیوار
کلام نازنینت مهر جوش است
صدایت در لطافت چون سروش است
بدا ، روز و شب ما هم یکی نیست
شب ما بهر تو همگام روز است
به وقت صبح تو ما را شب آید
در آن هنگامه جانم بر لب آید
کویرم من، تو گلشن باش ای یار
به تاریکی تو روشن بــاش ای یار 














Direct Link : DVD High Quality
Direct Link : VCD Normal Quality









سلام خدمت شما عزیزان......
عجب شبی هستش امشب......
بسی فرخنده و مبارک......
امشب , شبی هستش که شخصی پا به دنیا گذاشت که تا به حال دومی نداشته.....
تولدم مبارک........
الان که دارم این مطلب رو می نویسم 1 ساعت 15 دقیقه هستش که وارد 18 سالگی شدم.....
عجب احساس بی خودی دارم الان , اگه گفتین چرا.....
کنکوررررررررر
......
آخر ضد حاله به خدا......
هرچند 5 شنبه می دیم شرش رو کم میکنیم , بعد کو تا سال دیگه.....

بگذریم ......
با 3 یا 4 تا sms و 2 تا شعر توپ اومدم......مفید و مختصر......
پس فعلا......
sms :
1 ) وطن یعنی صف نون و صف شیر , وطن یعنی همه اش درگیر درگیر ,
وطن یعنی همین بنزین , همین نفت , همین نفتی که از تو(و) سفره ها رفت.
وطن یعنی که اصلاحات چینی , وطن یعنی که روز خوش نبینی ,
وطن یع نی همین آیینه ی دغ-ق (؟! - عحمدی نپاد) , وطن یعنی خلایق هر چه لایق.
2) لرها زنگ می زنن قم , میگن یه امام جمعه بفرستید , می پرسن که قبلی رو چی کارش کردین.
لرها می گن اون رو کشتیم , امام زاده درست کردیم.
3 ) ترکه دستش میشکنه میره دکتر , گچ می گیره.
از دکتره می پرسه دستم رو باز کنم میتونم ویولون بزنم؟
دکتر می گه : بله.
ترکه می گه چه خوب , چون قبلا نمی تونستم.
4 ) سهمیه ی آب برای توالت اعلام شد :
شیعه : 6 لیتر.
سنی : 10 لیتر .
لر ها به دلیل دو گانه مصرفی (یعنی استفاده از سنگ و کلوخ) : تنها 1 لیتر.
5 ) اگه درد می خواستین , اگر کوفت می خواستین , اگر نکبت می خواستین ,
اگر بدبختی می خواستین , اگر گرونی می خواستین , اگر فقر می خواستین ,
چرا به خودم نگفتین ؟ ..........امضا : شاه.
6 ) ترکه به خودش نارنجک می بنده اشتباهی می پره زیر تانک خودی ,
روی سنگ قبرش مینویسن , «حسین نفهمیده».
7 ) ببخشید مزاحم شدم , یه سؤال فنی -تخصصی از ماشین داشتم .
می خواستم بدونم کمک فنر ماشین بیگلی بیگلی چی بود که گوریل انگوری روش سوار می شد؟!
8 ) آسمون به ماه میگه عشق یعنی چی ؟
ماه می گه : یعنی بودن در آغوش تو..
ماه می گه تو بگو عشق یعنی چی ؟
آسمون می گه : انتظار دیدن تو...
9 ) رشتیه میره کلاس غیرت , شب زنش می خواد بره
دست شویی , رشتیه می گه : بشین من میرم.
10 ) گر چه دنیا فراموش کند , خاطره ها را ,
تو فراموش نکن , آنچه میان من و توست.

این هم متن آهنگ زیبای « لب دریا » از استاد داریش :

لب دریا (Labe Darya)
عصر ما عصر فریبه , عصر ا ِ
سمای غریبه ,
عصر پژمردن گلدون , چترای
سیاه تو بارون ,
شهر ما سرش شلوغه , وعده
هاش همه دروغه ,
آسموناش پر دوده , قلب
عاشقاش کبوده ,
*
کاش تو(و) قحطی شقایق ,
بشینیم توی یه قایق , بزنیم دل رو به دریا ,
من وتو تنهای تنها ,
*
خونه ها مون پر نرده , پشت
هر پنجره پرده ,
قفسا پر پرنده , لبای بدون
خنده ,
چشما خونه ی سؤا له ,
مهربون شدن محاله ,
نه برای عشق میلی , نه کسی
به فکر لیلی ,
*
کاش تو(و) قحطی شقایق ,
بشینیم توی یه قایق , بزنیم دل رو به دریا ,
من وتو تنهای تنها ,
*
اونقده میریم که ساحل , از
من و تو بشه غا فل ,
قایق رو با هم میرونیم ,
اونجا تا ابد می مونیم ,
جایی که نه آ سمونش , نه
صدای مردمونش ,
نه غمش نه جنب و جوشش , نه
گلای گل فروشش ,
مثل اینجا آهنی نیست.
پس ببین , یادت بمونه , کسی
هم اینو ندونه ,
زنده بودیم , اگه فردا ,
وعده ی ما لبه دریا.
Singer : Dariush
و این هم متن آهنگ بسیاز زیابی « ماه من » از لیلا فروهر. شاعر : مریم حیدر زاده.(خدای هر چی شعره.....بخونید کیف کنید.......)
ماه من
(Mahe Man)
ماه من غصه نخور زندگی جزر
و مد داره ,دنیامون یه عالمه , آدم خوب و بد داره , ماه من غصه نخور , همه که
دشمن نمیشن ,همه که پر ِ ترک , مثل تو و من نمیشن , ماه من غصه نخور , مثل ماها
فراوونه ,خیلی کم پیدا میشه , کسی رو حرفش بمونه , ماه من غصه نخور گریه پناه
آدماست ,تر و تازه موندن گل , مال اشک شب نماست , ماه من غصه نخور , زندگی بی
غم نمیشه , اونی که غصه نداشته باشه , آدم نمیشه , ماه من غصه نخور , خیلیا
تنهان مثل تو , خیلیا با زخمای زندگی , آشنان مثل تو , ماه من غصه نخور , زندگی
خوب داره و زشت ,خدا رو چه دیدی شاید , فردامون باشه بهشت , ماه من غصه نخور , زندگی بی
غم نمیشه , اونی که غصه نداشته باشه , آدم نمیشه , ماه من غصه نخور , دنیا رو
بسپار به خدا , هر دومون دعا کنیم , تو هم جدا , منم جدا .
خب این هم آپ امروز من بود........ امیدوارم هفته ی خوبی داشته باشین. در آخر هم اینکه یکی از دوستان گلم که حکم خواهر بزرگتر رو برای من داره , عازم (املام ضعیفه دیگه...نمیدونم درست هست یا نه) سفر هستش , من براش آرزوی موفقیت می کنم , و امیدوارم سالم و سرحال بره و برگرده , همچنین سفر هم به خودش و هم به خونواده اش خوش بگذره .موفق باشید.بای. 
سلام.....
حال و احوالتون چطوره....
خیلی عجیب هستش نه...بعد از 2 ماه اینجا داره آپدیت میشه.....
اون آپ قبلی هم مربوط به اوایل اردیبهشت بودش که من فقط تاریخش رو عوض کردم..
دیدی زرایر جان.....من بی مرام نیستم......
این دفعه یه آپ عجیب قریب دارم براتون .
در طول وبلاگ گردی چند تن از دوستان , دیدیم ملت داستان دوست دارن.....
من هم رفتم دنبال از یکی از رفقا یه نوشته ای گرفتم , فقط نظر بدین در باره اش تا برم بهش بگم.
خب بریم.......

این چند خط شعری هستش که محسن چاوشی به همراهی علی جعفری میخونن...
خیلی تمیز بود ، اصل شعر رو میزارم....

این هم شبه داستانی که گفتم.....
از یکی از دوستان گلم.....
فقط خواهشا نظرتون رو بگید , تا بهش بگم......
*: اشتباه می کنی , من ضعیف نیستم , اتفاقا صبور هم هستم , ولی بالاخره منم آدمم ,
**: دلیلت قانع کننده نیست....داری خودت رو گول می زنی.
*: نه بگو......
*: پس کجاست , چرا من نمیبینم , مگه من تنها نیستم , مگه من هم این درد رو رنج رو
**: همینجا.....در کنار من , همراه تو , توی بیرون , توی آسمون , همه جا....خدا همه جا
*: پس چرا من هنوز تنهام , پس چرا هیچی به جز سیاهی نیست....
**: چرا؟
**: چرا دوست داری ؟
**: خانوادت چی ؟...تا حالا به صورت مادرت نگاه کردی.....
*: پس این سیاهی چیه؟؟
*: من که خواب نیستم و چشم هام هم بازه , همه چی ر و هم میبینم , شهرها , دولت ها ,
*: خواب غفلت؟؟
نظر فراموش نشه.....من قول دادم بهش.......


خب این هم تکست آهنگ یاس به نام درد و دل
خیلی آهنگ خداییه......یک کار اجتماعی قوی.......


برای ایندفعه فکر کنم بس باشه........
منتظر نظراتتون هستم......
پیروز و سربلند باشید.......بای.






