چند لحظه با من...
اگر دوست داری ، با من باش و چند لحظه ای رو با من سپری کن...
فرض کنید . . .
منبع : بچه هاي ايروني امريكا: موفقيت مدير بر اساس پيشرفت مجموعه تحت
مديريتش سنجيده ميشود. موفقيت است. است مدير شوند. سالگي مديريت است. لزوم اين پست ساخته ميشود. در حاليکه مديرش سه بار عوض شده. بکنند، او را مشاور مديريت ميکنند. مديريت ميکنند. ممکن است محاکمه شود. او تقدير ميشود و پست مديريت جديد ميگيرد. بصورت گروهي و هماهنگ کار ميکنند. بصورت گروهي استخدام و برکنار ميشوند. مصاحبه ميکنند. مشخص است. ميگيرند. کسي ربطي ندارد. ملاقات نميدهد.
می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه
برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر
مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای
نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی
انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا
برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل
نگرفت و روی همان صندلی نشست. جلسه داشت شروع می شد و هیات
نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و
روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد. جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که
مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و
صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما
راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود
تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه. او اضافه کرد که سال های سال
است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که
جایشان این جا نیست. با همین ابتکار و حرکت عجیب بود
که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت
و در نهایت هم انگلستان محکوم شد. منبع :omid20
یارو میاد خونشون میفهمه بوی گاز میاد به زن و
بچش میگه: کسی برق و روشن نکنه یهو جرقه میزنه و خونه منفجر میشه. من خودم کبریت
دارم میرم شیر گاز و میبندم یارو میره ساندویچی یه پیتزا سفارش میده. به
یارو میگه: آقا اینو سفارشی 16 قسمتش کن. طرف میگه: چرا 16 قسمت!؟ یارو میگه: آخه
اون دفعه 8 قسمت بود سیر نشدم یارو مسجد میسازد. افراد کمی برای نماز به مسجد
میومدند. یارو برای بیشتر شدن افراد ، بالای در مسجد مینویسه: (( نماز صبح یک رکعت
، نشسته ، بدون وضو )) یارو میره استخر میپرد تو عمق 4 متری میاد بالا
میگه: عجب نفسی داشته کاشی کارش! یارو دنبال جا پارک میگشت پیدا نمیکرد ،
دعا میکنه: که خدا یه جا پارک پیدا کنم.
تا اینو میگه یه جا پارک پیدا میکنه. بعد میگه: خدا جون دستت درد نکنه خودم پیدا
کردم یارو میره کافی شاپ. گارسونه میگه یه کم اینو سر کار بگذاریم. میره بهش
میگه: آقا ما امروز فقط (( سوردینو مافکامین تاز )) با لیمو داریم؟ یارو میگه:
ببخشید گفتید (( سوردینو مافکامین تاز )) با چی چی ؟ یارو میره خواستگاری ، دختره سبیل
داشت. یارو به دختره میگه: چرا سبیل داری؟ دختر میزنه زیر گریه. یارو میاد
دلداری بده میگه: زشته گریه نکن ، مرد که گریه نمیکنه به یارو میگن: این همه قلیان میکشی ، معتاد
میشی ! یارو میگه: نه بابا ، من 4 ساله هر
روز دارم میکشم ولی هنوزم که هنوزه معتاد
نشده ام. به یارو میگن: عجب مملکت شیر تو شیری داریم ما
! یارو میگه:آره بابا من 3 بار رفتم سربازی هیچکس نفهمید. یارو به دوست دخترش میگه: امشب بیا خونه ی ما ،
آخه همانطور که میخواستی بالاخره خونمون خالی شد. دختره شب میره دم خونه یارو
هر چی زنگ میزنه ، هیچ کس در را باز نمیکنه. یارو پولکی میخوره میگه: عجب چیپس شیرینی!!! یارو داشت فریاد میزد که سریع برای من نون
بربری بیارید . براش میارند میگن: خب بگو
ببینم چی شده بود؟ یارو میگه: هیچی بابا آب تو گلوم گیر کرده بود. یارو به زنش میگه: برو برام یه لیوان چایی با
بیسکویت بیار. زنش میگه: بیسکویت نداریم. یارو میگه: خب برو یه لیوان شیر با
بیسکویت بیار. زنش میگه: گفتم که بیسکویت نداریم. یارو میگه: خب باشه بابا برو
بیسکویت بیار خالی میخورم به یارو میگن چرا با جوراب خوابیدی یارو میگه:
آخه دیشب با کفش خوابیدم خیلی اذیت شدم. یارو را می بینن طناب بسته به کمرش. بهش میگن
چرا اینجوری کردی ؟ یارو میگه می خواهم
خودکشی کنم. بهش میگن: خب چرا طناب را دور کمرت بستی؟ یارو میگه: بستم دور گردنم
دیدم دارم خفه میشم بازش کردم بستم به کمرم يارو با یکی دعواش میشه بعد از چقدر بحث طرف به
يارو میگه: گیر عجب خری افتادیم يارو میگه: خودت گیر عجب خری افتادی. دو
تا ماشین تصادف میکنند. افسره میاد از يارو میپرسد کی مقصره؟ يارو میگه: من خواب
بودم نفهمیدم مقصر کیه؟ رئیس: تو خجالت نمیکشی تو اداره جدول حل میکنی؟
کارمند: با این سر و صدای ماشینها که نمیتوانیم بخوابیم که !!! یه شب يارو میره دزدی ، صاحب خونه از خواب
بیدار میشه میگه: کی او نجاست؟ يارو میگه: هیچکس ، گربه است ، بع بع يارو بعد از چند سال خواندن درس حقوق وکیل
میشه. بهش یه پرونده می دهند میگن حکم کن؟ يارو هم بعد از یه مدت برانداز کردن
میگه: گشنیزه !!! به يارو میگن: چی شد معتاد شدی؟ ترکه میگه: با بچه مدرسه ای
ها قرار گذاشتیم فقط روزهای تعطیل سیگار بکشیم که یهو کارمون خورد به تابستان. يارو به سن بلوغ میرسه دم در میاره. به يارو میگن: چرا ماشینت را از پلاکش شروع
میکنی به شستن؟ يارو میگه: یه دفعه از سقف
شروع کردم به شستن رسیدم به پلاکش دیدم که ماشین خودم نبود. يارو به رفیقش میگه: 5شنبه به 5شنبه بیرون رفتن خیلی دیره بیا از این دفعه
1شنبه به 1شنبه بریم بیرون ، که زودتر با هم بریم بیرون. يارو
يه ماشين داشته كه 70-80 سالي كار كرده بوده و ديگه از كار افتاده. خلاصه یه روز چند تا
از دوستاش میان خونشون می گن چرا این ماشینت رو سوار نمی شی ؟ يارو می گه : آخه
ماشین خرابه . دوستاش می گن خوب اگه خرابه بفروشش يارو می گه : آقا جان
ماشین ۷۰ سال کار کرده کسی نمی خره که
! دوستاش می شینن فکر می
کنن به این نتیجه می رسن که ماشین رو يارو ببره پیش اصغر آقا مکانیک که
کیلومتر ماشین رو بیاره پایین
! این آقا هم به جای اینکه کیلومتر ماشین رو بیاره پایین صفر کیلومترش می کنه. خلاصه یک هفته بعد ... دوستاش میان خونه ترکه
می بینن ماشین رو که نفروخته هیچی داره تمیزش می کنه و صندلی هاشو می شوره و ... بهش می گن پس چرا
نفروختیش ؟ يارو می گه : آقا جان
ماشین صفر کیلومتره خودم سوار می شم ! چرا بفروشم ؟ ازيارو مي پرسن : تو پدرتو بيشتر دوست داري يا مادرتو ؟
يارو جواب ميده : مادرتو.... به يارو می گن اسم سه
تا میوه رو بگو : میگه : خیار - آلبالو - مریم میگن مریم چیه ؟ يارو
می گه : نمی دونی چه هلویه.... خانوم معلم با مینی ژوپ میره سر کلاس . یهو یه بچه به معلمش
میگه : خانوم من ساق پاتونو دیدم . معلم یک ماه از کلاس اخراجش میکنه . بچه بعدی
میگه خانوم من رون پاتونو دیدم این یکی دو ماه اخراج میشه . یکی از بچه ها خودش
پامیشه میره بیرون معلمه داد میزنه کجا؟؟؟ میگه خانوم ما یه جایی رو دیدیم که باید
ترک تحصیل کنیم اگه عشق من تو نیستی !...............................................
خوب حتما یکی ديگه است. معلم : الفبای فارسی
رو بگو به معتاده میگن فرق تو با ورزشکارها چیه؟ میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیکنیکی غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از
همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟ میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبی غضنفر حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره غضنفر ميميره ميره اون دنيا، ازش ميپرسن چي شد مردي؟
ميگه داشتم شير ميخوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه! قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ،
بیشعور ، نفهم شاکی: بله.عین حقیقته. قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟ عزراييل ميره سراغ يارو ........ يارو خودش را
به مردن ميزنه. يارو خواب مي بينه داره بازي مي كنه ... باباشو
مي كشه ميره مرحله بعد از خواب مي پره مي بينه باباش نشسته جلوش ميگه اه
... "save" نكردم. دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به
تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب
نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب
نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس
سفيد ميخوريد يا با سس گوجه فرنگي؟ به يارو ميگن: با «ترجمه» جمله بساز، ميگه:
انتر جمعه كجا بودي؟! رئيس ساعتش را گم كرد و آبدارچي را متهم به
دزدي كرد، اما بعد از دو روز ساعت را پيدا كرد و از آبدارچي عذرخواهي كرد. آبدارچي
گفت: اشكالي نداره! شما فكر ميكردين من دزد هستم، من هم فكر ميكردم شما شعور
داريد، حالا معلوم شد هردومون اشتباه كرديم! غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما
علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!
غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم. يارو داشت اظهار نظر ميكرد: اين جلال آل احمد
كه هي ازش تعريف ميكنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف
كور كه مال صادق هدايته! يارو گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت
براش نوشته!؟ يارو ادعاي پيغمبري ميكنه , ميگن خب كتابت كو ؟ ميگه حالا فعلاً جزوه
بنويسين!! يارو يه بسته هزار تومني ميشمره، 125 تومن كم مياره! يارو ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره. پرستاره به یارو میگه: بهتون تبریک میگم ،
همسرتون تا 7 ماه دیگه صاحب بچه میشه. یارو میگه: اگر میشه به خودش نگویید میخوام
3-4 ماه دیگه سورپرایزش کنم. یارو میاد تهران میبینه همه آستین کوتاه
پوشیدند ، میگه: خُب اینا با چی دماغشون را پاک میکنند. یارو تو اتوبوس به طرف گیر میده آقا شما سرگردي؟
طرف هم که حال نداشته توضیح بده این علامت رو لباس من نشانه سرهنگيه ، میگه: آره .
یارو میگه: خب پس شما غلط کردی لباس سرهنگ
ها را میپوشی. یارو میره یخ بخره ، طرف یخ نداشته ، بعد
یارو مي پرسه : ببخشید آقا کی پخت میکنید ؟ دو نفر تنبل بانک میزنند ، اولی به اون یکی
میگه : خب بیا بشمریم .دومی میگه :حوصله داری فردا رادیو میگه. یارو میره یخ بخره ، طرف میگه : یخ ها
قالبی ۲۰۰۰ تومان است . یارو که پول نداشته میخواسته بهونه بیاره ، یه دست
به یخ ها میزنه ، میگه : ببخشید از این یخ ترش را ندارید ؟ به یارو میگن: بابا تو با این هیکلت
میتوانی جای 5 نفر کار کنی. یارو میگه: خُب هدف من خیره میخوام اون 5 نفر از نون
خوردن نیافتند. تو شهر سیل میاد . غضنفر میره دور تا دور خونه اش رو سیم
خار دار میکشه. غضنفر میمیره ، بچه هاش عکسش رو نداشتند ،
از گردن خاکش میکنند. یارو میره تو کیوسک تلفن وقتی برمیگرده یه
نفر ازش میپرسه سالم بود؟ یارو میگه: آره فقط آفتابه نداشت. غضنفر با دوست دخترش تو ماشین بودند میرسند
به ایست و بازرسی . به دوست دخترش میگه پیاده شو بعد از ایست و بازرسی بگو تجریش
من هم سوارت میکنم ، بعد از ایست و بازرسی دختره یادش میره بگه تجریش. بعد یارو
میاد ، دختره بهش میگه : ونک یارو هم میگه : نه خانم مسیرم نمیخورد. یارو میره پرچم فروشی میگه: پرچم ایران
دارید؟ طرف میره براش میاره ، یارو نگاهش میکنه میگه: ببخشید رنگ دیگه اش رو
ندارید؟ یارو میره قهوه خونه یک چایی سفارش میده
میخوره ، باز هم سفارش میده ، میشه 4 تا ، باز میشه 10 تا ، بازم سفرش ميده میشه 15 تا ، دیگه قهوه چی شاکی
میشه ، ميگه : بابا اینقدر چایی خوردی خسته نشدی؟ یارو میگه: آره خوب شد گفتی برو
یه چایی بیار خستگیم در بره. به یارو میگن: از چه کارتونی خوشت میاد؟
یارو میگه: از کارتون خرما ! یارو میره کنکور بده یه سکه میبره ، می
انداخته بالا شانسی سوالها را جواب میداده . بعد یه ساعت مسئول اونجا میبینه یارو
بد جور عرق کرده و زیر لب فحش میده. بهش میگه: چی شده؟ یارو میگه: سوالها را جواب
دادم دارم چک میکنم بیشتر سوالات اشتباست . غضنفر توي جوی آب تف میکنه ، میره دنبالش
پاش را بگذاره روش . از یارو میپرسند کجای تهران مینشینی؟ یارو
میگه: خب معلومه هر جا خسته بشم. یارو مادر زنش را میبره دکتر میگه: آقا سم
خورده مسموم شده. دکتره میگه: خب چرا بدنش کبوده؟ یارو میگه: آخه به زبون خوش که
نمیخورد. به یارو میگن: چگونه میتوان به آزادی رسید؟
یارو میگه: راههای متفاوتی برای رسیدن به آزادی وجود داره که هر کدوم به نوبه ی
خود هزینه ی متفاوت دارند؟ بهش میگن: خب یه مثال؟ یارو میگه: از شوش 400 تومان از
رسالت 600 از هفت تیر 300 و .... یارو راننده کامیون بوده نصفه شب میبینه
نمیتونه ترمز کنه روبرویش هم یه اتوبوسه ، سریع شاگردش را از خواب بیدار میکنه
میگه پاشو پاشو تصادف را نگاه کن. به غضنفر میگن: برو روزنامه بخر ، میره با
یه آجر برمیگرده ، بهش میگن : چی شد ، روزنامه کو ؟ غضنفر میگه: من رفتم کیوسک به
یارو گفتم روزنامه میخوام گفت همون رویی را بردار ، من هم همون رویی را برداشتم. یارو تو کوپه قطار به سمت مشهد میرفته به
نفر روبرویی میگه: به سلامتی از مشهد بر میگردید! یارو دیش ماهواره را میگذاره پشت بام روش مینویسه : < کولر > یارو میخواست سوار هواپیما بشه ، بهش میگن: بلیطت کو ؟ یارو هم
جیب و ساک و همه جا را میگرده بلیطش را پیدا نمیکنه ، یکهو سرش میکنه تو هواپیما
میگه: کسی بلیط اضافه نداره من بعدا پولش را بهش ميدم؟ به یارو میگن: جسم شفاف چیه ؟ یارو میگه :
چسمی است که از یک طرف بتونی طرف دیگر را به خوبی ببینی . بهش میگن : آفرین حالا
میتوانی یه مثال بزنی؟ یارو یه ذره فکر میکنه میگه: آهان ، نردبان. طرف به یارو میگه: داداش قبله از کدام
طرفه؟ یارو میگه: کجا را بهت آدرس دادند؟ يارو میخواست غرق مناجات نشه ، جلیقه نجات
تنش میکنه. غضنفر رو میبرند کلانتری . میگه: واسه چی
من رو آوردید اینجا ؟ بهش میگن : برای عرق خوری ! غضنفر میگه: دمتون
گرم پس بریز بخوریم. به یارو میگن: بیا این عرقو بخور. یارو
میخوره و بعد 10 دقیقه میگردش. بهش میگن: آب بود که خوردی. یارو میگه: دیگه دیر
گفتید منو گرفته. یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی
میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه:
باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه
چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه:
بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره
رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره
بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو
میگه: باشه. میخوابه ، صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه
دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند.
به شما، این امکان را میدهند که از بین سه نفر یکرئیس برای دنیا انتخاب
کنیدکه بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کردهصلح و ترقی و خوشبختی برای
بشریت به ارمغان بیاورد.
بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید.
قبلا یک سوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید . . . .
زنحامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند
کور ویکی عقب مانده هستند. در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است.
ازشما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه . . . . با تجارب زندگی
کهدارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟
خواهید گفت سقط کند؟
فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان
شخص اول:
اوبا سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند، از فالگیر غیب گو و
منجممشورت میگیرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده و روزی
همده لیوان مشروب میخورد.
شخص دوم :
از دو محل کار اخراج شده،تا ساعت 12 ظهر میخوابد.در مدرسه چند بار
رفوزه شده.در جوانی تریاکمیکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد. ایشان روزی یک
بطر ویسکی میخورد، بیتحرک و چاق است.
شخص سوم:
دولت کشورش به ایشان مدال شجاعتداده، گیاهخوار بوده و دارای سلامت
کامل هست. به سیگارومشروب دست نمیزند ودر گذشته هیچ گونه رسوایی به بار
نیاورده.
به چه کسی رأی میدهید؟
کاندید اول : فرانکلین روز ولت
کاندید دوم : وینستون چرچیل
کاندید سوم :آدولف هیتلر
چه درسی میگیریم؟
راستی خانم حامله فراموش نشود؟
اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید همان بس که لودویگ فان بتهوون را به کشتن دادید!



سال نو مبارک
درود بر همه ی دوستان گلم......
اول اینکه سال جدید رو به همتون تبریک میگم....
امیدوارم توی این سال جدید در کنار خانواده
و دوستانتون به موفقیت هایی که می خواین
دست پیدا کنین.......
..................................
lyly خانوم از شما هم ممنونم......
آرزو می کنم امسال هر چی از خدا خواستی بهت بده و امسال
برات موفق ترین سال در زندگیت تا به امروز باشه...
علی جون حیف که هنوز ندیدمت , به شما هم تبریک میگم...
امیدوارم سال خوبی رو داشته باشی....
عیدی خاصی متاسفانه ندارم ولی بجاش نویسنده ها کولاک کردن
و تقریبا میشه گفت اکثرا فصل جدید دادن :
داستان هری پاتر و سفیر مرگ : فصل 32 ....... کمکی
داستان قدرت شیطانی : فصل جدید
داستان قدرت ذهن : فصل جدید ..... کمکی
داستان هری پاتر و آغازی نو : فصل 2 ..... کمکی
داستان پر واز کن : فصل هفتم
تموم شد بچه ها.......
باز هم سال نو رو تبریک میگم........
پیروز و سربلند باشید......
خدا نگهدار....

خوبيد.........
بدقول هستم ...
قرار بود مثلا هفته اي يه بار آپ كنم....
نشد ديگه...شرمنده...زن و زندگي و بچه هاي دست و پاگير......

خب فعلا فقط داستان دارم....البته زياد هم نيست...ولي يه
ضرب المثل قديمي ميگه «لنگه كفشم در بيابان نعمتيست»
راستي وبلاگ ما يه نويسنده ي جديد هم پيدا كرده ها.....
فعلا كه قراره يه قالب براي وبلاگ دست و پا كنه....
خب بريم داستان.....
داستان :
سرنوشت من از Ganimed عزيز (جديدترين داستان) :
بخش 6 . pdf
بخش 6 . ورد
بخش 5
بخش 5 . ورد
بخش 1 تا 4
بخش 1 تا 4 . pdf

قدرت ذهن از اسنيپ عزيز :
فصل 13 . 4 شير
فصل 3 . پرشين گيگ
اين هم لينك pdf كلي فصل هاي 1 تا 13

آركادورن از آرك عزيز :
فصل 19 . پرشين گيگ
فصل 19 . 4 شير

اختشاش از رامين گل :
فصل 13 . پرشين گيگ
فصل 13 . 4 شير
فصل 12 . پرشين گيگ
قدرت شيطاني از عليرضا امير خواني عزيز :
فصل جديد . پرشين گيگ
فصل جديد . رپيدشير

هم پيمانان سحر از لاكهارت عزيز : فصل 6 . 4شير
فعلا همين داستان ها موجود بود.......
از بابت بد قوليام هم عذر ميخوام......
فعلا .باي.........
(جهت اطلاع دوستان : نميدونم اين نرم افزاري كه باهاش شكلك ميزارم (Quick Smile) چش شده
هر چي شكلك گذاشتم نشون نميده ، اگه احيانا كسي علتش رو ميدونه ممنون ميشم ، لطف كنه
و توي بخش نظرات بگه.
)

از دوستان واقعا عذر مي خوام نرسيده بودم
سر به وبلاگ بزنم...قاطي كرده بود ، داده بودم تعمير..
خبر اول اينكه سايت پايگاه ايران (دنياي جادوگري سابق) www. iranbase.net
تعطيل شد ........
به همين راحتي....
طبق شنيده ها (و البته ديده ها) اين كار از دست آورد هاي محمد خان (مرلين) هستش....
فعلا كه حال همه ي اعضا اساس گرفته است..........
خب براي اينكه از بيكاري دربياين 2 تا سايت معرفي ميكنم............
*************************************
اولي سايت تازه تاسيس طرفداران هري پاتر هستش...
اين سايت رو قرار بود خانوم غني زاده (مدير سايت e500foriran) بزنن كه
با فوت ناگهانيشون انجام نشد.........
يكي از دوستانشون اين خواسته رو برآورده كردن.....
قابل ذكره كه بزودي يك انجمن كامل جهت گفتگوي صد در صد آزاد زده خواهد شد....
پس اولين سايت : www.harrypotterfans.ir
***************************************************
سايت بعدي.....
اين سايت صد درصد معرف حضورتون هستش....
يكي از سايت هاي كهنه كار و بسيار عالي .....
سايت بچه هاي ايروني........
سايت كاملا متنوع هست و تازگي هم تغييراتي توش انجام شده كه
موجب شده سايت جذاب تر بشه......
سايت دوم : www.irkids.net
***********************
نكته ي بعد اينكه يه سري هم به وبلاگ انجمن مترجمان جوان بزنيد....
يك اطلاعيه ي مهم صادر شده....
..................
پيروز و سربلند باشيد.........

الان كارد بزني خونم در نمياد.
1 ساعت 20 دقيقه است دارم دنياي جادوگري رو زير و رو ميكن ، داستان هاي
جديد رو ميزارم ، بعد كه اومدم ثبت كنم خارج شد. همه ي زحمتام به باد رفت

دوباره..............
اون پست قبلي تبريك ولنتاين بود براي همين
توش داستان نذاشتم. (قابل توجه يك نفر
)
داستان هاي هري پاتري : 
هري پاتر و جادوي نوين :
11. پرشين گيگ
11 . 2 شير
هري پاتر و سفير مرگ :
31 . 4 شير
31 . ر پيد شير
31 . Ifolder
ضميمه ي فصل. 4 شير
هري پاتر و فرستاده ي مردگان :
18 . پرشين گيگ
هري پاتر و نبرد بين خير و شر :
12 . 4 شير
12 . ر پيد شير

داستان هاي غير هري پاتري :
آركادورن :
16 . پرشين گيگ
16. 4 شير
اختشاش :
10 . پرشين گيگ
10 . ريپ وي
قدرت ذهن :
12 . 4 شير
12 . (لينك اصلي)
قدرت شيطاني :
فصل جديد : قرارداد .
پايان جادو :
2. 4 شير
2. رپيد شير
2 . پرشين گيگ
2 . 2شيز

خب. اين هم از داستان ها.
البته مثل اوني كه بار اول نوشته بودم و پريد ، نشد...
به هر حال....
باي.

با نهايت تاسف و تاثر درگذشت خانم «شيوا غني زاد» مدير
سايت ايفاي نقش هري پاتر و دارن شان را به دوستان اعلام ميكنم.
متاسفانه باورش خيلي سخته ولي بعد از پرس و جو اين خبر
تاييد شد.
روحشون شاد و يادشون گرامي...
براي شادي روح اين عزيز از دست رفته فاتحه اي بخوانيد.....
همچنين به تمام اقوام و دوستان و در صدر اينها خانواده ي محترم اين مرحوم
تسليت عرض ميكنم.
من رو هم در غمتون شريك بدونيد.
.........................................................................
آخرين نظراتي كه ايشون توي اين وبلاگ دادن :
با درود:
لوسیفر جان اپ جدید کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
























راستی فکر کنم فهمیدی سایتم چش شده نفهمیدی www.magic-center.ir
فعلا داونه سايت تا سرور رو تغيير بديم
خودمم ضد حال اساسي خوردم ولي نميشه دگيه سايت داون شد از طرف سرور و در حال عوض كردن سروريم.
به اميد ديدار دوست دار تو مرلين
...................
بازم ميگم منتظر اپپپپپپپپپپپپپپ جديييييييييييييييييييييييييييييدم.
شما كه بدقول نبودي!









باي باي
...........................
شيوا جان من آپ كردم ولي شما كجايي.....
ديدار به قيامت........

اميدوارم حالتون خوب باشه.
الان كه دارم اين مطلب رو مي نويسم حسابي حالم گرفته است.
از ساعت 3 تا 6:15 پاي سيستم بودم و داشتم مطالبم رو مي نوشتم تو ي وبلاگ.
از شانس بد من و روي يك اشتباه كوچيك تمام مطالب پريد
الانم حسابي داغونم.
مجبورم دوباره بنويسم . ولي خوب همه ي مطالبي كه نوشته بودم رو يادم نمياد.
چاره اي نيست....................
ايندفعه يه شب جلوتر مي آپم چون «فيتيله ، فردا تعطيله» . 
البته فردا كه نميشه گفت ، آخه الان ساعت 6:20 صبح 2 شنبه است.
اول فصل جديد داستان زيباي آركادورن رو ميزارم.
بعد هم ميرسه به قسمت جوك ها . چند خط ابتدايي اين بخش رو حتما بخونيد.
بعدش مي رسيم به آهنگ هاي رپ كه زياد هم جديد نيستن و فقط به خاطره زيباييشون ميزارم.
در آخر هم با سري دوم عكس هاي هري پاتر و چنتا عكس ديگه
از استاد داريوش ، آپم رو تموم ميكنم.
حرف بسه.....بريم سراغ عمل............
فصل ششم از داستان زيباي اختشاش :
پر شين گيگ
4 شير
فصل جديد از داستان زيباي هري پاتر و جادوي نوين از the best wizard عزيز رسيد :
فصل9. پرشين گيگ
فصل 9 . 4 شير
فصل 8 . پرشين گيگ
فصل 8 . 4 شير
فصل 7. پرشين گيگ
فصل 7. 4 شير
فصل جديد از داستان زيباي آركادورن نوشته ي دوست عزيزم Ark هم رسيد :
فصل 14 . پر شين گيگ
فصل 14 . 4 شير
فصل 13 . پرشين گيگ
فصل 14 . 4 شير
فصل 12 پرشين گيگ
فصل 12 . 4 شير

داستان زيباي سرزمين رستاخيز از آرش عزيز :
فصول 1 تا 4 . پرشين گيگ
فصول 1 تا 4 . 4 شير

جوك :
مهم :
اگر توجه كرده باشين در جوك ها از لفظ < يارو > استفاده ميشه كه به عنوان توضيح بايد
بگم جوك ها براي جلوگيري از توحين به قشر خاصي از جامعه ويرايش شدن.
جوك هاي اين سري رو از بين 150 تا جوك جدا كردم و اكثرشون هم ويرليش شدن.
جوك هاي به اصطلاح +18 مشكلي ندارين. چون پيدا كردن جوكي كه مشكل نداشته باشه
از ويرايش جوك ها هم سخت تره.
پس خواش ميكنم نظرتون رو راجع به اين موارد بگيد. چون به نظراتتون نياز دارم.
بريم و جوك ها رو بخونيم . 
























شاگرد : الف..ب..پ..ت..ث...چهار...پنج..شیش ..هفت...
معلم : انگلیسی اش رو بگو
شاگرد : ای...بی...سی...چهل...پنجاه...شصت...هفتاد...
معلم : یونانیش رو بگو
شاگرد : آلفا...بتا...ستا...چهارتا...پنج تا...شیشتا...هفتا....
معلم : نخواستم اصلاً ، یه شعر بگو
شاگرد : نابرده رنج گنج پنج شیش هفت













از يارو ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فك ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد...
ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!



تموم شد. اميدوارم كه خوشتون اومده باشه.
پ ن : اگه قسمت اول جوك ها رو نخونديد ، برگرديد بخونيد ، مهمه. 
رپ :
اخطار 1 : همونطور كه در جريانيد ، توي بعضي از آهنگ هاي رپ
از الفاظ زياد مناسبي استفاده نميشه. اين آهنگ ها هم از اين قضيه مستثني نيستند.
پس اگر نمي پسنديد دانلود نكنيد ، چون ممكن هست كه خوشتون نياد
و من هم هيچ مسئوليتي رو قبول نميكنم.

آهنگ هايي زيبا از استاد رپ فارس: «سروش هيچكس» :
مايه بده
تو مستي
پدر خوانده
پا بر جا
هيچكس

آلبوم فوق العاده زيباي <جهنم ساكت> از «رضا پيشرو» :
اينترو
جهنم ساكت
برو جلو
هديه
براي رپ
ديوونه
از همتون بيزارم
پدر

جنتا آهنگ زيبا از «عرفان» :
خط من (رميكس)
صد قسم
جاده
نمي ترسم

تابستون كوتاه
عروسك
پارتي
آهنگامون خداست

اخطار 2 :اين آهنگ ها 100 در صد +18 هستند.
پس لطفا خودتون رعايت كنيد ، چون من هيچگونه گله و شكايتي رو قبول نميكنم.
به یکی ربط داره پیشنهاد میکتم از دستش ندین حسام گفت دیگه دیـس
نمیدم.
فحش كش (+18)
فحش كش (+18).4 شير
اين هم 3 تا ديس ديگه از حسام استپس :
ديس هيچكس1 (+18)
ديس هيچكس 2 (+18)
ديس امير تتلو (+18)

خب اين هم از آهنگ هاي رپ. تموم شد.
بريم سراغ قسمت آخر.........
عكس :
سري دوم عكس هاي هري پاتر كه يك دونه عكس از اين سري رو باسايز اصلي ميزارم.
روي لينك زير كليك كنيد تا عكس رو ببينيد.
اين هم لينك سري دوم عكس ها براي دانلود : سري دوم







خب. خسته نباشين. چطور بود.
خوب بود. اميدوارم خوشتون اومده باشه. 
الان كه مي خوام مطالب رو ثبت كنم ساعت 8:05 صبح روز 2 شنبه است ، يعني
من از ديشب ساعت 11:30 كه اومدم پاي سيستم مطالب رو درست كنم ، تا
همين الان پاش بودم.
مي بينين چقدر براي من مهمين .

اميدوارم آپم جوري شده باشه كه شايسته ي نظر دادن شما باشه. 
تا هفته ي بعد و يه آپ ديگه
علي يارتون ، در پناه حق و خداحافظ همگيتون .


خوبيد ؟ چطورين ؟
با يه سري جوك و عكس از هري پاتر و استاد داريوش و ويژه ي محرم اومدم.
مي بينم كه نظر هم نميدين.
مگه اين مرلين عزيز بياد نظر بده.
آخه چرا ؟ مگه يه نظر دادن چقدر سخته ؟

شايدم مطالب من اينقدر بيخوده كه ارزش نداره نظر بدين.....
اصلا ولش كن.
فايده اي نداره. كو گوش شنوا......
بريم اين داستان ها رو بخونيم (به احتمال زياد خونديد. فصل جديد اومد ، سريع ميزارم).
داستان زيباي هري پاتر و سفير مرگ از دوست خوبم james عزيز :
فصل 30 . پرشين گيگ فصل 30 . 4 شير
داستان زيباي پرواز كن از emzi عزيز :
فصل 6 . پرشين گيگ فصل 6 . 4 شير
فصول 1 تا 6 رو با هم آپلود كردم. لينكش رو براتون مي زارم :
فصول 1 تا 6 . پرشين گيگ فصول 1 تا 6 . 4 شير
فصل جديد : فصل 5 . پرشين گيگ فصل 5 . 4 شير
داستان زيباي اختشاش از رامين عزيز كه فصل 4 رو دادن :
فصل 4 . پرشين گيگ فصل 4 . 4 شير
فصول 1 تا 4 رو هم با هم آپلود كردم. لينكش رو ميزارم اگه خواستيد ، دانلود كنين :
فصول 1 تا 4 . پرشين گيگ فصول 1 تا 4 . 4 شير
فصل جديد : فصل 11 . 4 شير فصل 11 . پرشين گيگ
داستان زيباي آركادورن از دوست عزيزم Ark كه تا فصل 10 داستان رو دادن :
فصول 1 تا 10 . پرشين گيگ فصول 1 تا 10 . 4 شير

داستان زيباي هري پاتر و قدرت عشق از lordharrypotter عزيز كه 12 فصل رو دادن :
فصول 1 تا 12 . پرشين گيگ فصول 1 تا 12 . 4 شير
فصل جديد : فصل 6 . پرشين گيگ فصل 6 . 4 شير
داستان زيباي هري پاتر و جادوي نوين از the best wizard عزيز كه 5 فصلش رو دادن :
فصول 1 تا 5 . پرشين گيگ فصول 1 تا 5 . 4 شير
به محض اومدن فصل جديد ، اينجا ميزارمشون.
بريد چند تا جوك بخونيد. اميدوارم خوشتون بياد.

اگه خوب بود نظر يادتون نره.
حالا مي رسيم به بخش عكس :
ويژه ي محرم :
براي ديدن ادامه ي عكس ها به ادامه ي مطلب مراجعه كنيد.
و حالا نوبت رسيد به اولين بخش عكس هاي هري پاتر .
فايل زير رو كه شامل 10 قطعه عكس هست رو براتون ميزارم تا دانلود كنيد و لذت ببريد.
بخش اول
و اين هم يك نمونه از اين عكس ها با سايز اصلي :
http://i32.tinypic.com/8xlac7.jpg

قشنگ بود . نه ؟ بريد دانلود كنين و بياين نظرتون رو بگيد.

به عنوان بخش پاياني ، 7 تا عكس از استاد داريوش ، لذت ببريد.






خب . اينم از آپ ايندفعه.
اميدوارم كه خوشتون اومده باشه.
پس خواهش مي كنم يه نظز بديد ، ببينم چطور بود ، مطالب.
تا دفعه ي بعد ، علي يارتون ، در پناه حق ، خداحافظ.
راستي يادم رفت بگم :
نظر يادتون نرهههههههههههههههههههه.
يه نكته : اگه بتونم ، سريع آپ ميكنم ، اگر نشد 3 شنبه شب ها حتما آپ ميكنم.
البته قضيه ي داستان ها فرق مي كنه ، هر وقت فصل جديد بياد ، مي زارم.
ادامه مطلب

سلام.
چطوريد.خوبيد.
عنوان مطلب رو داريد كه ، آخره چرت و پرته
يهو به ذهنم اومد منم گذاشتمش اونجا.
ما هم وبلاگ زديم. البته جريانات داره :
يه روز در خانه نشسته بوديم ، داشتيم تخمه مي خورديم ، تيليفون زنگ زد.
تيليفون رو بر داشتيم گفتيم كيسته ، گفتش «رون شكمو» هسته.
گفتم چكار داري ، گفتش بيا يه وبلاگ بزن.
منم اومدم يكي زدم ،
تا بعدش ببينم شما چطور هستيد ، خوب هستيد ، در سلامتي كامل بسر مي بريد. هو 
بگذريم.
حقيقتا نمي دونستم با چي شروع كنم
گفتم بزار از شما بپرسم (مطابق ميل مشتري
).
من همه چي دارم ، شما چي مي خواين.
جوك و اس ام اس ،
فن فيكش هاي هري پاتري دوستان ،
انواع و اقسام عكسا: عاشقانه ، از استاد داريوش ، گوگوش ، هري پاتر و ....
البته هري پاتر نميزارم.
شوخي كردم بابا ، مگه ميشه نذاشت. با هري پاتر ما زندگي مي كنيم.
ولي چون سايزش بزرگه توي 20 فايل ZIP شده ي 10 تايي ميزارم.

خب ديگه خيلي حرف زدم.
منتظر نظراتتون هستم ،
ببينم چي دوست داريد ، تا براتون بزارمش.
باي و بازم نظر يادتون نره




