تبليغاتX
چند لحظه با من... - شهر هرت !!!

چند لحظه با من...

اگر دوست داری ، با من باش و چند لحظه ای رو با من سپری کن...


شهر هرت جاییست که ...!


شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب ،

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد هم ديگه رو مي شناسن ،

شهر هرت جايي است که همه بدن مگر اينکه خلافش ثابت بشه ،

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه :‌ دوباره لاف زدي؟؟

شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند ،

شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند ،

شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند ،

شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند

اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند ،

شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر ،

شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت ،

شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده

چند چادر برپا کرد ،

شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند ،

شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است

و بهش مي گن مرواريد در صدف ،

شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن

و پول تاکسيشونو در بيارن ،

شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازند ،

شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري ،

شهر هرت جاييه که موسيقی حرام است حرام ... ،

شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا ، خواهرا رو که نگاه مي کنن

ياد تختخواب مي افتن ،

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه ،

شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه ،

شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي ،

شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار ،

شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي ،

شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه ، ابلهانه و ... است ،

شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ... ،

شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني

مي گه : نمي دونم هر چي بابام بگه ،

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني

و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن ،

شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي .. ،

شهر هرت جاییست که پلیسش توی یک مهمونی برای ارشاد می ریزه ومهمونا رو

یکی یکی به اتهام شرکت در مراسم لهو و لعب دستگیر می کنه ،

شهر هرت جايي است که .......

خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست

نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت 14:50 توسط lucifer| |